uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

DIE4'YOU II🪱

DIE4'YOU II🪱

Kanalga Telegram’da o‘tish
9 049
Obunachilar
+1024 soatlar
+397 kun
+19430 kun
Postlar arxiv
ری اکت بدید جیگرا🩷

بچه حالم خوب نی چقد بی رحمی💔..

+3

من همیشه به انتخابم وفادارم اما اگه باهام مثل یه گزینه رفتار کنی؛ بهت نشون میدم که خودم چندتا گزینه دارم🥶!

+1
Dorcci – WIND.m4a5.34 MB

Successfully updated to 3s!

/setdelay 3s

Repost from TYP🩸$HIT
🌟
+2
🌟

Repost from TYP🩸$HIT
I SHOT THE OPPS🥷
+1
I SHOT THE OPPS🥷

Repost from N/a
photo content

Repost from N/a
photo content

هرکی ممبر برای کانال گروه میخواد پیوی پیام بده براش میزنم @AEJABAT

Repost from N/a
اونی کِه حاضِر بودَم بِخاطرش گلوله بُخورَم هَمونی بود که پُشت اسلحه ایستاده بود؛

هرکی ممبر برای کانال گروه میخواد پیوی پیام بده براش میزنم @AEJABAT

Repost from N/a

Repost from N/a

Repost from N/a
«دنیا تا کی می‌خوای این‌شکلی ادامه بدی؟» صدای اون بود، نمی‌دونستم اسمش رو باید چی بذارم بعضی از شب‌ها با هم حرف می‌زدیم و من فقط بهش می‌گفتم «اون». «چه شکلی؟» «شخصیت‌ها دارن صدات می‌کنن، حافظه‌ی خاک داره پاک می‌شه و آناهید توی زیرزمین مرموز قصه، کنار قبر آتوسا نشسته.» خسته بودم؛ اون‌قدر که حتی دیگه نمی‌دونستم چطور باید قصه‌ای رو ادامه بدم که یه روز از نوشتنش لذت میبردم کتاب رو نیمه‌کاره رها کرده بودم و شخصیت‌هام، همون‌جا، توی تاریکی صفحات نانوشته منتظرم مونده بودن تا شاید روزی انگشتانم دوباره قلم را به اسارت بگیرند ..

Turned off for new messages!

/setdelay off

Repost from N/a
«دنیا تا کی می‌خوای این‌شکلی ادامه بدی؟» صدای اون بود، نمی‌دونستم اسمش رو باید چی بذارم بعضی از شب‌ها با هم حرف می‌زدیم و من فقط بهش می‌گفتم «اون». «چه شکلی؟» «شخصیت‌ها دارن صدات می‌کنن، حافظه‌ی خاک داره پاک می‌شه و آناهید توی زیرزمین مرموز قصه، کنار قبر آتوسا نشسته.» خسته بودم؛ اون‌قدر که حتی دیگه نمی‌دونستم چطور باید قصه‌ای رو ادامه بدم که یه روز از نوشتنش لذت میبردم کتاب رو نیمه‌کاره رها کرده بودم و شخصیت‌هام، همون‌جا، توی تاریکی صفحات نانوشته منتظرم مونده بودن تا شاید روزی انگشتانم دوباره قلم را به اسارت بگیرند ..