DIE4'YOU II🪱
Открыть в Telegram
9 049
Подписчики
+1024 часа
+397 дней
+19430 дней
Архив постов
9 043
Repost from 𝗠!𝗧 𝗔👧🏻`
من همیشه به انتخابم وفادارم اما اگه باهام مثل یه گزینه رفتار کنی؛ بهت نشون میدم که خودم چندتا گزینه دارم🥶!
9 043
Repost from N/a
اونی کِه حاضِر بودَم بِخاطرش گلوله بُخورَم هَمونی بود که پُشت اسلحه ایستاده بود؛
9 043
Repost from N/a
«دنیا تا کی میخوای اینشکلی ادامه بدی؟»
صدای اون بود، نمیدونستم اسمش رو باید چی بذارم بعضی از شبها با هم حرف میزدیم و من فقط بهش میگفتم «اون».
«چه شکلی؟»
«شخصیتها دارن صدات میکنن، حافظهی خاک داره پاک میشه و آناهید توی زیرزمین مرموز قصه، کنار قبر آتوسا نشسته.»
خسته بودم؛ اونقدر که حتی دیگه نمیدونستم چطور باید قصهای رو ادامه بدم که یه روز از نوشتنش لذت میبردم کتاب رو نیمهکاره رها کرده بودم و شخصیتهام، همونجا، توی تاریکی صفحات نانوشته منتظرم مونده بودن تا شاید روزی انگشتانم دوباره قلم را به اسارت بگیرند ..
9 043
Repost from N/a
«دنیا تا کی میخوای اینشکلی ادامه بدی؟»
صدای اون بود، نمیدونستم اسمش رو باید چی بذارم بعضی از شبها با هم حرف میزدیم و من فقط بهش میگفتم «اون».
«چه شکلی؟»
«شخصیتها دارن صدات میکنن، حافظهی خاک داره پاک میشه و آناهید توی زیرزمین مرموز قصه، کنار قبر آتوسا نشسته.»
خسته بودم؛ اونقدر که حتی دیگه نمیدونستم چطور باید قصهای رو ادامه بدم که یه روز از نوشتنش لذت میبردم کتاب رو نیمهکاره رها کرده بودم و شخصیتهام، همونجا، توی تاریکی صفحات نانوشته منتظرم مونده بودن تا شاید روزی انگشتانم دوباره قلم را به اسارت بگیرند ..
