دنیـای خاکستـری
Kanalga Telegram’da o‘tish
﹙ 𝖤𝖼𝗁𝗈𝖾𝗌 𝒪𝖿 𝖫𝗈𝗏𝖾’𝗌 𝒲𝗂𝗅𝗅﹚ 𝐀𝗎𝗍𝗎𝗆𝗇 / 𝖠𝗎𝗍𝗁𝗈𝗋 𝟩𝟢𝗌 تلگـرافـخانـه @Authoraparthotelbot
Ko'proq ko'rsatish469
Obunachilar
-124 soatlar
+47 kun
-1330 kun
Postlar arxiv
Repost from N/a
اگه یه روز گم شدم .
میتونید داخل آهنگِ Louder than Bombs پیدام کنید.
Repost from N/a
دودو رو دودو دود چالش داریم ❗️
فور کنید بگم اگر حسِ " نیاز " بودید ، چه نوعش میشدید .( با توجه به وایبی که تو نگاه اول و یه گشت و گذار جزئی از چنلتون میگیرم ) لیمیت : تا موقعی که خط بخوره .
Repost from N/a
— 𝓐𝖿𝗍𝖾𝗋 𝗍𝗁𝖾 𝓡𝖺𝗂𝗇
𝗍𝗁𝖾 𝗌𝗍𝗋𝖾𝖾𝗍𝗌 𝖺𝗋𝖾 𝗊𝗎𝗂𝖾𝗍 𝖺𝗀𝖺𝗂𝗇, 𝗐𝗂𝗇𝖽𝗈𝗐𝗌 𝗀𝗅𝗈𝗐 𝗌𝗈𝖿𝗍𝗅𝗒 𝖺𝖼𝗋𝗈𝗌𝗌 𝗍𝗁𝖾 𝖼𝗂𝗍𝗒, 𝖺𝗇𝖽 𝗍𝗁𝖾 𝗋𝖺𝗂𝗇 𝗅𝖾𝖺𝗏𝖾𝗌 𝗍𝗂𝗇𝗒 𝗋𝖾𝗆𝗂𝗇𝖽𝖾𝗋𝗌 𝗈𝖿 𝗂𝗍𝗌𝖾𝗅𝖿 𝗈𝗇 𝗍𝗁𝖾 𝗀𝗅𝖺𝗌𝗌. 𝖳𝗁𝖾𝗋𝖾'𝗌 𝖺 𝗌𝗍𝗋𝖺𝗇𝗀𝖾 𝗄𝗂𝗇𝖽 𝗈𝖿 𝗉𝖾𝖺𝖼𝖾 𝗂𝗇 𝗆𝗈𝗆𝖾𝗇𝗍𝗌 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝗍𝗁𝗂𝗌 — 𝗐𝗁𝖾𝗇 𝗍𝗁𝖾 𝗐𝗈𝗋𝗅𝖽 𝗂𝗌 𝗊𝗎𝗂𝖾𝗍 𝖾𝗇𝗈𝗎𝗀𝗁 𝗍𝗈 𝗁𝖾𝖺𝗋 𝗒𝗈𝗎𝗋 𝗈𝗐𝗇 𝗍𝗁𝗈𝗎𝗀𝗁𝗍𝗌.
زیبایی قلمتون تحسین برانگیز و در عین حال سرشار از غمه… اما با تاخیر به اون اشاره کردم
Repost from "بــرجِ تاریڪِ افڪار"
تو ای، پیداترین مرتد همآغوشِ غمآلوده به قلبم؛
خود را مردهای بیش نمیپندارم امــا، تنها باریکهی سرخرنگی که از امیدِ به خوننشسته در خـاکِ معدومِ روحم، میتابد؛ از خـاطرات غرق در دریـــــایِ لبخندِ معشوقم میتراود. زمانه آن هنگام که دید؛ بیهوا در پستویِ علتِ نبضهـای نابسامانِ قلبم، یعنی تو، تبر بر ذوقِ کودکانهیِ زندگیام میزنم؛ هوای گرم و زندگیبخش خود را به دست شکنجههـای قضاوتگرِ مردمان منفور این سرزمین سپرد. شک ندارم که از خود زاده شدهای مطـرودم؛ مطـرودِ چشمهای بهســـان اقیانوسی طغیانگر، و محکوم به غرقشدگی در گردابِ نگاهِ آن چشمهـا. و آوایِ خندههایی که، دیاری در موجـودیتم ساخت، به نامِ دیارِ دیوانگان!
◝هـمآغوشِغمآلودهبهغـم◟
