چـکـامـهـ زار 🌘📜
Kanalga Telegram’da o‘tish
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانیست که نمیدانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2
Ko'proq ko'rsatish435
Obunachilar
+124 soatlar
-47 kun
-330 kun
Postlar arxiv
کاش میشد با هم در باغ قدم بزنیم...
زیر سایهی درخت توت بنشینیم و ساعتها گرم گفتگو شویم.
کاش بودی تا با هم از بام حویلی گِلی بالا میرفتیم،
عکس میگرفتیم، میخندیدیم، لحظه میساختیم...
کاش بودی و با آنکه هر دو شهریایم و از تنور چیزی نمیدانیم،
با راهنمایی مادر نان میپختیم...
شاید هم کلچه، شاید کیک...
هرچه تو دوست میداشتی.
کاش بودی تا از درختها میوه میچیدیم،
انگور، شفتالو، یا هر میوهای که لبخند به لبات میآورد.
کاش بودی تا از جنس آن گلکهای زیبا،
کمانِ کوچکی برایم میساختی…
همانگونه ساده، همانگونه دوستداشتنی.
و بعد، با پهن کردن سفرهای ساده بر بام،
به تماشای غروب آفتاب مینشستیم،
در سکوتی شیرین، کنار هم.
کاش...
کاش روزی این کاشها، خاطره شوند... با تو.
#دوشیزه_سادات
#طبیعت
#گل
Repost from وَصْفْ
وقتی صبح را با عبادت، ذکر و یاد خداوند شروع کنی، این حس تو را از زمین سخت و سنگی جدا میکند. انگار در دنیایی قدم میزنی که دیگران تنها دیوارهایش را میبینند و تو، پنجرههایش را. پنجرههایی که رو به باغهای بهشت باز میشوند.
دیدار خالق با کلام خالق میسر است، پرواز روح است. پروازی که بالهایش آیههای قرآناند و مقصدش دیدار معبود. این پرواز، آغاز یک زندگی ابدی است. به این فکر کن.
وقتی مادر هست، همه چیز به گونه ای دیگر زیباست!
خانه پر از نور و دلخوشی
سفره رنگین از مهر، غذاها طعمِ دیگر دارد،
لبخند ها و قصه ها دوست داشتنی تر
اما بی او،
دیوارها بی رنگ،خانه بی صدا و خاموش
و دلتنگی بیشتر از هر زمانی دیگر❤️🩹
وقتی مادر هست، همه چیز به گونه ای دیگر زیباست!
خانه پر از نور و دلخوشی
سفره رنگین از مهر، غذاها طعمِ دیگر دارد،
لبخند ها و قصه ها دوست داشتنی تر
اما بی او،
دیوارها بی رنگ،خانه بی صدا و خاموش
و دلتنگی بیشتر از هر زمانی دیگر
ساره رحیمی🥺🖤
مادرم دید که ازی میخورم
تا دو ماه دگه اگر گلون درد شوم امشب ره برم یاد میکنه🙂💔
مادرم شما هم همتو است یا فقط از مه ؟
