وَصْفْ
Kanalga Telegram’da o‘tish
وصف میکنم چون وصف کردن، دیدنِ دوباره اشیا و معانیست.
Ko'proq ko'rsatish3 966
Obunachilar
-124 soatlar
-927 kun
+40330 kun
Ma'lumotlar yuklanmoqda
Obunachilarni jalb qilish
Noyabr '26Noy '26
Noyabr '26
+32
60 kanalda
Oktabr '26
+649
32 kanalda
Get PRO
Sentabr '26
+256
93 kanalda
Get PRO
Avgust '26
+263
88 kanalda
Get PRO
Iyul '26
+135
78 kanalda
Get PRO
Iyun '26
+11
2 kanalda
Get PRO
May '26
+7
1 kanalda
Get PRO
Aprel '26
+9
1 kanalda
Get PRO
Mart '26
+2
2 kanalda
Get PRO
Fevral '26
+17
2 kanalda
Get PRO
Yanvar '26
+79
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '25
+542
35 kanalda
Get PRO
Noyabr '25
+421
34 kanalda
Get PRO
Oktabr '25
+445
35 kanalda
Get PRO
Sentabr '25
+438
57 kanalda
Get PRO
Avgust '25
+419
86 kanalda
Get PRO
Iyul '25
+562
116 kanalda
Get PRO
Iyun '25
+394
117 kanalda
Get PRO
May '25
+2 472
126 kanalda
| Sana | Obunachilarni jalb qilish | Esdaliklar | Kanallar | |
| 07 Noyabr | 0 | |||
| 06 Noyabr | +2 | |||
| 05 Noyabr | +7 | |||
| 04 Noyabr | +2 | |||
| 03 Noyabr | +8 | |||
| 02 Noyabr | +8 | |||
| 01 Noyabr | +5 |
Kanal postlari
مردی که از دورترین نقطه شهر آمد…
در دورترین نقطه آن شهر مردی تنها زندگی میکرد دور از هیاهوی شهر و ناشناخته در میان مردمانش. حتی قرآن نیز نامی از او نمیبرد؛ گویی همانگونه که در گوشهای دورافتاده از شهر، دور از چشمها و بینام زیسته بود، در روایت قرآن نیز بینام باقی ماند.
در سوره یس، خداوند از مردمی سخن میگوید که پیامبران فرستادهشده از سوی او را انکار کردند و در برابر دعوتشان ایستادند. در میان آن همه انکار و بیاعتنایی مردی از دورترین نقطه شهر شتابان به سوی آنان آمد و گفت:
(ای قوم من! از فرستادگان خدا پیروی کنید.) [یس،۲۰]
او نه از بزرگان شهر بود و نه از صاحبان قدرت و ثروت… اما هنگامی که همه در برابر حقیقت ایستادند برخاست تا از آن دفاع کند.
سرانجام مردم او را به شهادت رساندند اما پایانش آغاز جاودانگی او بود.
خداوند به او فرمود:
(وارد بهشت شو.)[یس،۲۶]
و او در همان لحظه گفت:
(ای کاش قوم من میدانستند که پروردگارم مرا آمرزید و از گرامیداشتگانم قرار داد.)[یس، ۲۶ و ۲۷]
بزرگی روحش را میبینی؟ حتی پس از آنکه قومش جانش را گرفتند دلنگران همان مردمی بود که حقیقت را انکار کرده بودند، آرزو داشت آنان نیز از رحمت و پاداش پروردگارش آگاه شوند.
اگر در میان خانواده دوستان یا جامعهات تنها کسی هستی که میکوشد بر عهد خود با خدا بماند، اگر دیگران گناه را عادی میشمارند و تو از آن دوری میکنی اگر برای حفظ پاکی و ایمانت از برخی جمعها و رفتارها فاصله گرفتهای از تنهایی خود اندوهگین نشو.
گاهی حق در میان هیاهوی جمعیت تنها میماند و مؤمن در مسیر ایمانش جز خدا همدمی ندارد.
| 2 | Matn yo'q... | 180 |
| 3 | او پرچم عزای طوفان وخاموشی شبهای پرستاره بود، روح غیر قابل بیان داشت و همهٔ ناگفتنیها در درونش انباشته شده بود. | 158 |
| 4 | Matn yo'q... | 489 |
| 5 | https://t.me/boost/vasf_0 | 15 |
| 6 | این کد میتواند اطلاعات شخصی رمزهای عبور و اطلاعات کیف پول ارز دیجیتال را سرقت کند. | 1 |
| 7 | تصور کنید مردی از حسادت میان همسرانش لذت میبرد…
مدتهاست دوست داشتم درباره موضوعی بنویسم که شاید بسیاری از خواهران با آن مواجه شده باشند.
مردانی که نهتنها برای آرام کردن فضای زندگی میان همسرانشان تلاش نمیکنند. بلکه گاهی با رفتارها و حرفهایشان آتش حسادت را میان آنها شعلهورتر میکنند و حتی از دیدن این رقابت و حساسیت لذت میبرند!
ابتدا یک حقیقت را باید بپذیریم تعددزوجات هرچند در شریعت اسلام امری جایز است اما برای بسیاری از زنان از نظر عاطفی و احساسی تجربهای دشوار و نیازمند صبر و تحمل فراوان است. این واقعیتی نیست که بتوان آن را نادیده گرفت یا احساسات زنان را بهخاطر آن سرزنش کرد. اما آنچه این دشواری را چندین برابر میکندرفتارهای نادرست برخی مردان است.
بارها از خواهران شنیدهام که همسرشان بهجای آنکه خواسته خود را مستقیمابیان کند. از همسر دیگرش تعریف میکند تا او را تحریک کند مثلا میگوید فلانی این غذا را درست میکند فلانی اینگونه لباس میپوشد، فلانی بیشتر به خودش میرسد یا فلانی چنین کاری برای من انجام میدهد.
درحالیکه شاید تمام خواسته مرد این باشد که همسرش نیز همان کار را انجام دهد اما چرا باید خواسته خود را در قالب مقایسه تحقیر یا تحریک احساسات همسرش مطرح کند؟
چرا باید از محبت و توجه به یک زن، وسیلهای برای آزردن زن دیگر بسازد؟ چرا باید میان دو خواهر مسلمان رقابت، کینه و دشمنی ایجاد کند؟
برادر گرامی آیا واقعا این رفتار با تقوا و اخلاق اسلامی سازگار است؟
الله متعال در قرآن کریم میفرماید:
{وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ}
(و با زنان خود به شایستگی و نیکی رفتار کنید.)[سوره نساء، آیه ۱۹]
{فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً}
(پس اگر بیم دارید که عدالت را رعایت نکنید، به یک همسر اکتفا کنید.)[سوره نساء، آیه ۳]
{فَلَا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوهَا كَالْمُعَلَّقَةِ}
(پس بهطور کامل به یک سو متمایل نشوید که دیگری را بلاتکلیف و معلق رها کنید.)[نساء،۱۲۹]
این آیات به ما یادآوری میکنند که تعدد زوجات با مسئولیت و عدالت همراه است، نه با ظلم، بیتوجهی و بازی کردن با احساسات زنان.
پیامبر ﷺ میفرماید:
«لَا تَحَاسَدُوا، وَلَا تَبَاغَضُوا … وَكُونُوا عِبَادَ اللَّهِ إِخْوَانًا»
«به یکدیگر حسادت نورزید، با یکدیگر دشمنی نکنید … و بندگان خدا و برادر یکدیگر باشید.»(صحیح مسلم، حدیث ۲۵۶۳)
پس چگونه مردی که مسئولیت خانواده را بر عهده دارد خودش زمینه حسادت، کینه و دشمنی میان دو زن مسلمان را فراهم میکند؟
آیا قرار است همسرانش را به رقابت بکشاند تا خودش بیشتر مورد توجه قرار بگیرد؟یا قرار است با مقایسه کردن آنها، خواستههایش را برآورده کند؟
همسرانتان انسانهایی با احساسات، باکرامت هستند نه ابزارهایی برای رقابت با یکدیگر. اگر از همسرتان خواستهای دارید، با احترام و صراحت بیان کنید نه اینکه با تعریف از دیگری او را تحقیر یا تحریک کنید.
و اما خواهرم
خواهش میکنم اجازه ندهید چنین رفتارهایی آرامش قلبتان را بگیرد. اگر همسرتان از زن دیگری تعریف کرد، فورا وارد میدان رقابت نشوید. اگر شما را با دیگری مقایسه کرد، برای اثبات ارزش خودتان به مسابقهای بیپایان وارد نشوید. اعمال خودتان را برای خداخالص کنید.
بهخاطر حرفهای یک مرد، قلبتان را از کینه نسبت به خواهر مسلمانتان پر نکنید. شاید او نیز از رفتارهایی که شما از آنها بیخبرید رنج میبرد. اجازه ندهیم دیگران با رفتارهای نادرستشان ما را به دشمنی با یکدیگر بکشانند.
برادران اگر بیش از یک همسر دارید، بیش از پیش تقوای الله را پیشه کنید. عدالت فقط در تقسیم شبها و هزینهها خلاصه نمیشود خوشرفتاری، حفظ کرامت، پرهیز از تحقیر و مراقبت از زبان نیز از مسئولیتهای اخلاقی شماست.
نه مردی باید از حسادت همسرانش لذت ببرد و نه زنی باید برای جلب توجه بیشتر، خواهر مسلمانش را تحقیر کند. ایجاد حسادت میان انسانها بازی با آتشی است که ممکن است شعلههای آن از کنترل خارج شود. | 3 865 |
| 8 | سورة هود شريف مصطفى صوت عذب.mp3 | 1 171 |
| 9 | Ovozli xabar | 1 |
| 10 | رحمت خدا هم مانند بارش باران است
آنکه گل باشد، بوی خوش میدهد و آنکه زباله باشد بوی بدتر! 🩵 | 1 393 |
| 11 | من حتی در اوج غمم راهم را گم نکردم اتفاقا همان روزهایی که همهچیز میتوانست مرا از مسیرم دور کند بیشتر به راهی که انتخاب کرده بودم ایمان آوردم.
گویی رنج، بهجای آنکه مرا به تردید بکشاند پرده از حقیقتی برداشت که پیشتر به آن باور داشتم. | 1 479 |
| 12 | آنان آنچه را باید وسیله میبود، هدف ساختند و آنچه را باید مقصد میبود از یاد بردند. | 1 737 |
| 13 | جسم را از روح جدا کردند و دنیا را از آخرت. حال آنکه حقیقت در پیوند این دو بود نه در وانهادن یکی به پای دیگری. | 1 776 |
| 14 | امروز دقیقا به این پرسش فکر میکردم این انسان مدرن چه نوع انسانی است؟ و زندگیای که برای او تعریف و تعیین کردهاند چه نوع زندگیای است؟
در جهان مدرن دنیا بیش از هر چیز دیگری پررنگ شده است. انگار تمام حقیقت زندگی در همین چند دهه حضور ما در دنیاست. همهچیز حول محور داشتن، مصرف کردن، پیشرفت مادی، رفاه، موقعیت اجتماعی و بیشتر به دست آوردن میچرخد. در میان اینهمه تعریف از زندگی کمتر پرسیده میشود پس دنیای دیگر انسان چه میشود؟ برای آخرت او چه پاسخی داریم؟ آیا هنوز جایی در این تعریف مدرن از زندگی برای آخرت باقی مانده است؟
اسراف و مصرفگرایی، که به یکی از برجستهترین ویژگیهای جهان مدرن تبدیل شدهاند. انسان باید بیشتر بخرد، بیشتر داشته باشد، بیشتر تجربه کند و مدام سطح زندگیاش را بالاتر ببرد. گویی هیچ نقطهای برای رضایت وجود ندارد. هر سطحی که به آن میرسد، بهسرعت به سکوی رسیدن به سطحی بالاتر باید تبدیل میشود.
اما این تعریف از زندگی چه بر سر انسان آورده است؟
بهویژه درباره مردان، فکر میکنم باید تأمل بیشتری کرد. مردانی که در گذشته در بسیاری از عرصههای زندگی از خانواده و جامعه گرفته تا کار، تولید و روابط انسانی، مشارکت و نقش مستقیم داشتند. امروز در برابر تعریفی از زندگی قرار گرفتهاند که رسیدن به معیارهای آن تمام عمرشان را میطلبد.
مردی که باید خانه داشته باشد، ماشین داشته باشد، درآمدی فراتر از نیازهای معمول فراهم کند، موقعیت اجتماعی مشخصی داشته باشد و همواره در مسیر ارتقای سطح زندگیاش حرکت کند. گاهی تمام عمر یک مرد صرف رسیدن به ابتداییترین معیارهایی میشود که جهان مدرن برای یک زندگی قابل قبول تعیین کرده است. او میدود، تلاش میکند مسئولیت میپذیرد و شاید در پایان عمر نیز احساس کند هنوز به اندازه کافی نرسیده است.
البته مسئله این نیست که داشتن خانه، ماشین، رفاه و آسایش بد است؛ مسئله این است که چرا این داشتهها به معیار ارزشگذاری انسان تبدیل شدهاند؟
در حالی که از منظر اسلام، ممکن است انسان با وجود نداشتن بسیاری از امکانات مادی در مسیر رستگاری قرار داشته باشد.
در نگاه دینی، دنیا تمام زندگی نیست…دنیا گذرگاهی برای رسیدن به مقصدی بزرگتر است. انسان فقط برای ساختن یک زندگی مرفه و برخوردار نیامده است؛ او مسئول ایمان، کردار، انتخابهای خویش هست.
اما در بسیاری از روایتها، آخرت تقریبا از معادله حذف شده است. انگار انسان فقط همین موجودی است که امروز میخورد، میخرد، کار میکند، رقابت میکند.
آیا قرار است در پایان عمر، فقط فهرستی از داشتهها، خریدها، موفقیتهای شغلی و امکانات مادی از خود به جا بگذاریم؟ یا قرار است پاسخ این پرسش را نیز داشته باشیم که در این فرصت کوتاه، چه انسانی شدیم؟
شاید لازم باشد یکبار دیگر درباره معنای پیشرفت، رفاه، موفقیت و حتی مدرن بودن فکر کنیم.
شاید مدرن بودن بهتنهایی نشانه تعالی انسان نباشدهمانطور که نداشتن امکانات مادی نیز نشانه شکست او نیست.
بزرگترین غفلت انسان مدرن این است که برای آباد کردن تمام جزئیات زندگی دنیاییاش برنامه دارد، اما برای ابدیت خود کمتر میاندیشد. | 4 964 |
| 15 | «انسان مدرن، انسانی حقیر شده است.» | 1 676 |
| 16 | وقتی گمان میکردید که این پایان است، اما این آغاز بود...
ابلیس از تبعید آدم از بهشت خوشحال شد، بدون اینکه بداند که غواصی که در عمق دریا شنا میکند، به سطح آب باز میگردد، و حتی با مروارید.
-ابنقیم | 5 875 |
| 17 | Matn yo'q... | 0 |
| 18 | Matn yo'q... | 0 |
| 19 | Matn yo'q... | 0 |
| 20 | Matn yo'q... | 0 |
