uz
Feedback
چـکـامـهـ زار 🌘📜

چـکـامـهـ زار 🌘📜

Kanalga Telegram’da o‘tish

سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانی‌ست که نمی‌دانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2

Ko'proq ko'rsatish
453
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+17 kun
+430 kun
Postlar arxiv
در حال ساخت چالش

شیروع

با وجود ایکه امشب چندان شانسی ندیشتم د ای گیم پدر ... خو خیر فقد یک دوره

در حال ساخت چالش

‎ شاید بختک بی خوابی برما افتاده.

یک رقم خوده مجازات دارم با وجودیکه خاوم گرفته ولی نمیخام بخاوم.

مچوم چرا خاو نمی‌کنم

مهم نیست که چقدر کتاب خوانده باشی، چون بعضی چیز ها در دنیا هست که هرگز نمیفهمی!

Repost from N/a
لو جِيت علی الودّ أنا ودي أشرَب شاي وأتأمّلك. اگر به دیدنم بیایي، دلم مي‌خواهد چاي بنوشم و به تو خیره شوم.

آمدم از تو رنجیده شوم، اما دیدم نه کامیاب هستی، نه تحصیل‌کرده، نه سخن گفتن را به درستی می‌دانی و نه با انسان‌های شایسته همنشین بوده‌ای. پس حق را به تو دادم.

Repost from N/a
نمی‌دانم خدا هنگام آفریدنت چه در دل داشت؛ اما انگار تمام حوصله‌اش را خرجِ زیباییِ تو کرده است... چشمانت را که آفرید، کمی از شب را برداشت؛ برای لبخندت، روشناییِ صبح را به امانت گرفت؛ و وقتی نوبت به خودِ تو رسید، تمامِ تعریف‌هایی را که آدم‌ها روزی برای «زیبایی» پیدا می‌کردند، پیشاپیش در وجودت جا گذاشت. تو زیادی زیبایی؛ آن‌قدر که آدم گاهی به جای تماشایت، مجبور می‌شود چشم‌هایش را باور کند... تو از آن زیبایی‌هایی هستی که شعر، مقابلش کم می‌آورد؛ قلم، واژه‌هایش را گم می‌کند و شاعر، فقط می‌تواند بگوید: «خداوندا... مگر قرار بود یک انسان، این‌همه شبیهِ یک معجزه باشد؟»

اما زیبایی او غیر قابل توصیف بود...!

Repost from N/a
آدم شرمنده خودش ميشود وقتی ميبيند، برای بعضی آدمها ارزشی قائل شده كه لياقت آن را نداشتند....👩🏻‍🦯💔
#زهـرا

هرگز از داشتن قلبی پاک پشیمان نشوید پاداش شما با مردم نیست، بلکه با الله است.

الحمدلله بابت هستی اش🫂
الحمدلله بابت هستی اش🫂

به عنوان یک زن من نمی‌خواهم پوستم لمس بشود قبل از اینکه روحم لمس شده باشد.

همه‌چیز در آخرین آدمی خلاصه می‌شود که در تنگنای شب به یاد می‌آورید؛ قلب شما آن‌جاست.

موافق هستید؟🌚💅🏻

من اصلا تایپ ندارم، درود بر انتخاب های عجیب و غریب... 👩🏻‍🦯💅🏻
#زهـرا

Repost from N/a
یک متن زیباِ عربی خواندم ترجمه اش اینطور بود: یک بار پدرم به من گفت: دخترم، هرگز سرت را پایین نینداز در برابر کسی که به تو احترام نمی‌گذارد زیرا نام من، پشت نام تو قرار دارد و مبادا تنهایی، تو را دوباره به سوی آدم‌هایی بکشاند که حضورشان خیری برایت ندارد. آدمی حتی در اوج تشنگی، برای رفع عطش زهر نمی‌نوشد. گاهی باید اطرافت را از حضور آدم‌های نادرست خالی کنی تا زندگی فرصت پیدا کند آدم‌های درست را سر راهت قرار دهد. خودت را در میان کسانی که از جنس تو نیستند، گم نکن...
#زهـرا