453
订阅者
无数据24 小时
+17 天
+430 天
帖子存档
Repost from N/a
لو جِيت علی الودّ أنا ودي أشرَب شاي وأتأمّلك.
اگر به دیدنم بیایي، دلم ميخواهد
چاي بنوشم و به تو خیره شوم.
آمدم از تو رنجیده شوم، اما دیدم نه کامیاب هستی، نه تحصیلکرده، نه سخن گفتن را به درستی میدانی و نه با انسانهای شایسته همنشین بودهای. پس حق را به تو دادم.
Repost from N/a
نمیدانم خدا هنگام آفریدنت چه در دل داشت؛
اما انگار تمام حوصلهاش را خرجِ زیباییِ تو کرده است...
چشمانت را که آفرید، کمی از شب را برداشت؛
برای لبخندت، روشناییِ صبح را به امانت گرفت؛
و وقتی نوبت به خودِ تو رسید،
تمامِ تعریفهایی را که آدمها روزی برای «زیبایی» پیدا میکردند،
پیشاپیش در وجودت جا گذاشت.
تو زیادی زیبایی؛
آنقدر که آدم گاهی به جای تماشایت،
مجبور میشود چشمهایش را باور کند...
تو از آن زیباییهایی هستی
که شعر، مقابلش کم میآورد؛
قلم، واژههایش را گم میکند
و شاعر، فقط میتواند بگوید:
«خداوندا... مگر قرار بود یک انسان،
اینهمه شبیهِ یک معجزه باشد؟»
Repost from N/a
آدم شرمنده خودش ميشود وقتی ميبيند، برای بعضی آدمها ارزشی قائل شده كه لياقت آن را نداشتند....👩🏻🦯💔
#زهـرا
همهچیز در آخرین آدمی خلاصه میشود که در تنگنای شب به یاد میآورید؛ قلب شما آنجاست.
Repost from N/a
یک متن زیباِ عربی خواندم ترجمه اش اینطور بود:
یک بار پدرم به من گفت: دخترم، هرگز سرت را پایین نینداز در برابر کسی که به تو احترام نمیگذارد
زیرا نام من، پشت نام تو قرار دارد
و مبادا تنهایی، تو را دوباره به سوی آدمهایی بکشاند که حضورشان خیری برایت ندارد.
آدمی حتی در اوج تشنگی، برای رفع عطش زهر نمینوشد.
گاهی باید اطرافت را از حضور آدمهای نادرست خالی کنی
تا زندگی فرصت پیدا کند آدمهای درست را سر راهت قرار دهد.
خودت را در میان کسانی که از جنس تو نیستند، گم نکن...
#زهـرا
