uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

چـکـامـهـ زار 🌘📜

چـکـامـهـ زار 🌘📜

Kanalga Telegram’da o‘tish

سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانی‌ست که نمی‌دانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2

Ko'proq ko'rsatish
437
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-67 kun
-1030 kun
Postlar arxiv
داسې هــم نه ده چې مې نه یادیږې.؟ ننګ د پښتو  دی ځان مې ڪلڪ نیولی: خُوَخ ام داد👩‍🦯

از خانه بابه عارفی شیمه دل بردیم 😶‍🌫️💔

گل را بردم برگ گل را بردم💔😶‍🌫️…

"أحبُ عُيونك..." چشمانت را دوست دارم،،،

«بِرَحمَتِکَ تَعَلُّقِي‏» ˼به مهربانی‌ات دل بسته‌ام💚.˹

از این بیشتر دارید بفرستيد 🥲

تاریکی به کام 🕊🔥..

خوشم داد😶‍🌫

عکسش را بگرفتم😶‍🌫️🫢…

‌ طوری دوستم دار كه گويی یگانه رازِ آفرینشِ خداوندم.
‌ طوری دوستم دار كه گويی یگانه رازِ آفرینشِ خداوندم.

‌ یک امشبی که در آغوش شاهد شِکرم گرم چو عود بر آتش نهند غم نخورم چو التماس بر آمد هلاک باکی نیست کجاست تیر بلا گو بیا که من سِپرم روان تشنه برآساید از وجود فرات مرا فرات ز سر برگذشت و تشنه ترم

او دیگر زیاد جدی نمی‌گرفت. نه زندگی را، نه آدم‌ها را، نه حتی خودش را. مثل کسی بود که از پشت پرده‌ای چرک و ضخیم به دنیا نگاه می‌کرد: صداها گَنگ، تصویرها تار، معناها پوچ. آدم‌ها دهان می‌جنباندند، لبخند می‌زدند، می‌آمدند، می‌رفتند، و او فقط فکر می‌کرد چقدر همه‌چیز بی‌اهمیت است. هیچ‌کس را دشمن نمی‌دانست، هیچ‌کس را دوست هم نداشت. حرف‌ها برایش سبک شده بودند، قول‌ها بی‌وزن و نگاه‌ها خالی؛... 🌱✨ #_کاپی …

ما در این عالم که خود کنج ملالی بیش نیست، عالمی داریم، در کنج ملال خویشتن.

میگم ! شما بدانید قدر این موجود را …..نکند در حسرت یک نگاهش بمانید .. هر چقدر هم بد باشد پدر است پدر ها محبت شان را به روز نمیدهند …. بدانید قدر .. #_بِی‌تٰابْ 💌

از کدام لحاظ میخواهید آشنا شوید کمک‌تان کنم! 😐

هَنوز حرف ِپیرِمرده عصا به دَستی را از یاد نَبُردِه اَم ، که میگُفت : مثل عـَصا باش هـِزار بار زمین بخور ؛ اَمـّا اجازه نــده اونی‌که بِهِت تـِکیه داده ، حَتیٰ یـِکبار هَم زَمین بُخوره .

😂😂😂
😂😂😂

There's a kind of sadness comes from knowing too much .

نه صبر هست ما را، نه دل، نه تاب هجران مائیم و نیم جاني، آن هم به لب رسیده - لاادری