افسانه های قدیمی
Kanalga Telegram’da o‘tish
Saving to not forget these day's ....................................... Talk ... @Asishcobot
Ko'proq ko'rsatishEron143 970Toif belgilanmagan
241
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-17 kunlar
-230 kunlar
Postlar arxiv
اکنون آوازی میخوانم برای آینده برای روزی که می رسد روی هر لب خنده اکنون آواز راه ماست و انتهاش پیداست پرچم ها پیش ای مردم رزمتان پاینده برای خشم ملتم برای خشم ملتم برای خشم ملتم می خوانم که می جنگد و باز ملتم رود به پیش ملتم دهد ز خویش ملت آزادم #۴۳۲ @old3ing
بهار از دست های من پر زد و رفت گل یخ توی دلم جوونه کرده تو اتاقم دارم از تنهایی آتیش میگیرم دل شکوفه تو این زمونه کرده چی بخونم جوونیم رفته صدام رفته دیگه گل یخ توی دلم جوونه کرده چی بخونم جوونیم رفته صدام رفته دیگه گل یخ توی دلم جوونه کرده#۴۳۰ @old3ing
نه من کوهم، نه تو دریا؛ نه من غائب، نه تو پیدا؛ نه دور از هم، نه همسایه؛ نه بالاتر، نه همپایه…بغض #۴۱۰ @old3ing
نری دنبال مستی خودت دُرد شرابی واست می چی بریزنم خودت باده ی نابی میگن عالم مستی همین عالم عشق چه خوشبت دلم من که دردش غم عشق#۴۲۸ @old3ing
