𝁇 𝗐𝗂𝗅𝖽 ◝
Kanalga Telegram’da o‘tish
471
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
+430 kun
Postlar arxiv
Repost from خفتهدرتاریکیِ؛
فوركنيد؛ايدي بزاريد به اكانتتون نمره بدم بگم وايب omega , alfaميده.
جوين نشدي فورنكن|ظرفيت:بيشترشيم.
Repost from خفتهدرتاریکیِ؛
فوركنيد؛استيكر فيوتون رو بفرستيد،بگم چند درصد وايبه.
جوين نشدي فور نكن|ظرفيت:بيشترشيم.
Repost from Серый
ولی اون برای من مثل ترکیب شکوفه های گیلاس و برف های کوچیکه. میخوام تمام مدت بهش نگاه کنم و بزارم تمام من رو از خودش پر کنه. چطوری اینو بهش بگم؟ کاش ذهنت قلبم رو میدید و حس منو حس میکرد. منو لمس کن به قاصدکای روحم دست بزن و نگاه کن چجوری برای تو پر پر میشن و به اسمونی میرن که انتهاش به اغاز دوست داشتن تو میرسه.
Repost from Серый
ولی اون برای من مثل ترکیب شکوفه های گیلاس و برف های کوچیکه. میخوام تمام مدت بهش نگاه کنم و بزارم تمام من رو از خودش پر کنه. چطوری اینو بهش بگم؟ کاش ذهنت قلبم رو میدید و حس منو حس میکرد. منو لمس کن به قاصدکای روحم دست بزن و نگاه کن چجوری برای تو پر پر میشن و به اسمونی میرن که انتهاش به اغاز دوست داشتن تو میرسه.
Repost from D E S S I R E ᵛᵏ☕
فور کنید با یکی از تکستای چنلتون تبلیغتون کنم.
جوین نبودی فور نکن، چک میشه.
Repost from 𝗖𝗶𝘁𝘆𝗢𝗳𝗗𝗲𝗮𝗱
میتونم افتخار حضور ماهزاده رو در شهر مُردگان داشته باشم؟
وایب و موزیک تقدیم شما میکنم.
Repost from 𝖤𝗍ꤕ𝗋꤄𝖺𝗅 (closed)
در چشمانش خیره ماندم ، چه تلخ آن لبخندهای مابین حرفهایش .. آن ذوق و اشتیاقی که در چشمانِ کهرباییش دیده میشد و آن زلفان موجداری که هربار با بادِ بهاری اثری خلق میکرد و برایم از دلیل موجک ها و ذوق ها و لبخندانش میگفت ، تعریف از شخصی غیر از منِ عاشق پیشهاش بود ..
ندانم که تقدیر و تفسیریست بین من و او چه بود ..
که خود خویش او را با کلمهیِ جانِدل یاد میکنم اما آن جانِدل به خیال خودش همان رفیق قدیمی مرا یاد میکند..
هر چه که هست دردناک ترین حس را برایم به ارمغان آورده است .
دانی دردناکی داستانِ من و جانِدل کدام است ؟ همانجایی که من کتابی ز زیباییهای ریز نگارش نگاشته بودم و چون نویسنده شهرش گشتم اما او با هربار خواندن آن کتاب برای من و خودش آرزوی خوشبختیی که محال و دست نیافتنیست میکند.
لوسیفر ؛ 14 نوامبر - من و آبیِمن
