ch
Feedback
‌‌ 𝁇 ‌ 𝗐𝗂𝗅𝖽 ◝

‌‌ 𝁇 ‌ 𝗐𝗂𝗅𝖽 ◝

前往频道在 Telegram

‌ ‌𝖱𝖺𝗀𝖺𝗓𝗓ᦅ 𝖽𝖺 #𝖻𝖺𝗍𝗍𝖺𝗀𝗅𝗂𝖺

显示更多
伊朗186 356未指定类别
471
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
+430 天
帖子存档
فوركنيد؛ايدي بزاريد به اكانتتون نمره بدم بگم وايب omega , alfaميده.
جوين نشدي فورنكن|ظرفيت:بيشترشيم.

sticker.webp0.00 KB

فوركنيد؛استيكر فيوتون رو بفرستيد،بگم چند درصد وايبه.
جوين نشدي فور نكن|ظرفيت:بيشترشيم.

sticker.webp0.00 KB

Repost from Серый
ولی اون برای من مثل ترکیب شکوفه های گیلاس و برف های کوچیکه. میخوام تمام مدت بهش نگاه کنم و بزارم تمام من رو از خودش پر کنه. چ
ولی اون برای من مثل ترکیب شکوفه های گیلاس و برف های کوچیکه. میخوام تمام مدت بهش نگاه کنم و بزارم  تمام من رو از خودش پر کنه. چطوری اینو بهش بگم؟ کاش ذهنت قلبم رو میدید و حس منو حس میکرد. منو لمس کن به قاصدکای روحم دست بزن و نگاه کن چجوری برای تو پر پر میشن و به اسمونی میرن که انتهاش به اغاز دوست داشتن تو میرسه.

sticker.webp0.00 KB

Repost from Серый
ولی اون برای من مثل ترکیب شکوفه های گیلاس و برف های کوچیکه. میخوام تمام مدت بهش نگاه کنم و بزارم تمام من رو از خودش پر کنه. چ
ولی اون برای من مثل ترکیب شکوفه های گیلاس و برف های کوچیکه. میخوام تمام مدت بهش نگاه کنم و بزارم  تمام من رو از خودش پر کنه. چطوری اینو بهش بگم؟ کاش ذهنت قلبم رو میدید و حس منو حس میکرد. منو لمس کن به قاصدکای روحم دست بزن و نگاه کن چجوری برای تو پر پر میشن و به اسمونی میرن که انتهاش به اغاز دوست داشتن تو میرسه.

فور ببینم ؟

چی ؟ من دوستت نداشتم ؟ منی که ..
فور کنید طبق وایب تون کاملش کنم
جوین باش

sticker.webp0.00 KB

پارتی ؟

فور کنید + آیدی در قالب ویسپر توصیفتون کنم .

sticker.webp0.00 KB

فور کنید با یکی از تکستای چنلتون تبلیغتون کنم.
جوین نبودی فور نکن، چک میشه.

sticker.webp0.00 KB

میتونم افتخار‌ حضور ماهزاده رو در شهر مُردگان داشته باشم؟
وایب و موزیک تقدیم شما میکنم.

sticker.webp0.00 KB

در چشمانش خیره ماندم ، چه تلخ آن لبخند‌های مابین حرف‌هایش .. آن ذوق و اشتیاقی که در چشمانِ کهرباییش دیده می‌شد و آن زلفان موج‌داری که هربار با بادِ بهاری اثری خلق میکرد و برایم از دلیل موجک ها و ذوق ها و لبخندانش میگفت ، تعریف از شخصی غیر از منِ عاشق پیشه‌اش بود .. ندانم که تقدیر و تفسیریست بین من و او چه بود .. که خود خویش او را با کلمه‌ی‌ِ جانِ‌دل یاد میکنم اما آن جانِ‌دل به خیال خودش همان رفیق قدیمی مرا یاد می‌کند.. هر چه که هست دردناک ترین حس را برایم به ارمغان آورده است . دانی دردناکی داستانِ من و جان‌ِدل کدام است ؟ همان‌جایی که من کتابی ز زیبایی‌های ریز نگارش نگاشته بودم و چون نویسنده شهرش گشتم اما او با هربار خواندن آن کتاب برای من و خودش آرزوی خوشبختیی که محال و دست نیافتنیست می‌کند.
لوسیفر ؛ 14 نوامبر - من و آبیِ‌من