uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

آتشی زیرِ خاکستر

آتشی زیرِ خاکستر

Kanalga Telegram’da o‘tish

|برای دوباره افروختن 🔥| #نيمه_شخصی گاهی نویسنده گاهی گوینده ،شایدم عکاس راوی شماست😉 🗓 Thu,18 July 2024

Ko'proq ko'rsatish
Eron135 071Toif belgilanmagan
945
Obunachilar
-224 soatlar
-77 kun
+30930 kun
Postlar arxiv
آینه‌ها، سال‌هاست که تنها بازتاب چهره نیستند. گاهی آدم‌ها در آینه ها ، دنبال کسی می‌گردند که هنوز نیامده. | @about_atta |🕊

هنوز به وسعتِ آینه‌ها ایمان دارم... هر صبح، که در برابرشان می‌ایستم و دکمه‌ی پیراهنم را می‌بندم، چشمانت را میان انعکاس خیال کنارم می‌بینم... انگار "ما" پیش از رسیدنت، در دلِ آینه با هم بوده‌ایم. شاید روزی، همین قابِ خاموش، شاهدِ واقعی شدن رؤیایمان باشد... | @about_atta |🕊

گاهی آن‌چه در ذهن می‌گذرد، ترجمه‌ناپذیر است... انگار باید بعضی حرف‌ها در پستوی دل، خاک بخورند؛ چرا که اگر به زبان آیند، به ازای هر واژه، زخمی تازه بر روح خواهد نشست. | @about_atta |🕊

دلم می‌خواست تمام عاشقانه‌هایم را برای تو بنویسم؛ واژه به واژه، آرام در گوشت زمزمه کنم... آن‌هنگام که از هیاهوی سنگینِ جهان، پناه آورده‌ایم به آغوشِ هم. | @about_atta |🕊

سلام بر آنان‌که بی‌آن‌که خونی از ما در رگ‌هایشان باشد، خونی تازه در دلِ ما جاری می‌کنند... آنان که بودنشان، امن‌ترین پناه بی‌نسبتیِ جهان است. #رفیق | @about_atta |🕊

ساکنان قلبت را با وسواس برگزین... که این خانه، هرچقدر هم بزرگ و گرم باشد، کرایه‌اش را تنها تو خواهی پرداخت با اشک، با صبوری، و گاه با تکه‌تکه شدنِ خویش. | @about_atta |🕊

همه‌ی طوفان‌ها نیامده‌اند که ویرانت کنند… گاهی می‌وزند تا غبار راه‌ها را با خود ببرند، تا بهتر ببینی مسیری را که از آغاز، برای تو بوده. یادت باشد… بعضی ویرانی‌ها، آغاز روشنایی‌اند. | @about_atta |🕊

من آدم دیر رسیدن نبودم و نخواهم بود نمیدانم کجا کدام تقدیر ما را از هم در لاین های زمان جدا کرده تو در کدام دهه هستی من در کدام قرن ولی میدانم چرخش زمین آخر ما را در مدار باهم بودن قرار میدهد. | @about_atta |🕊

سلام حال خوب غزل هایم 🪻 سلام شوق لحظه ها سلام دیوانگی عشاق سلام آرزوی بر دل نشسته🌱 | @about_atta |🕊

قلبم فرش قرمزی بود که به زیر پایت پهن کردم تا رد شوی و بروی برای رسیدن به موفقیت هایت ... | @about_atta |🕊

بی‌مرز، بی‌صدا، فرو می‌ریزند؛ چون جامی بلورین، لبریز از خاطراتی که طاقتِ خویش را باخته‌اند. | @about_atta |🕊

در فاصله ی شانه هایم خلا ی ست پر از وجود تو هر چه بیشتر تو را در آغوش میکشم گویی سینه ام را مهر داغی می‌فشارند از جنس نبودنت | @about_atta |🕊

عشق… شاید بتونه زمان رو از جا بکنه، لحظه‌ها رو کش بده، یا حتی زمان توی یک نگاه متوقف کنه… اما زمان، هرچقدر هم که بگذره، اگه دل بی‌خبر باشه، نمی‌تونه عشق بیاره. | @about_atta |🕊

موسیقی زبان مشترک انسان هاست  و تو خوب نواختی آهنگی که مرا عاشق کرد. | @about_atta |🕊

گاهی کلمات قبل از نوشتن می‌میرند و خیلی حرف ها قبل گفتن ... | @about_atta |🕊

و مگر آینه‌ای شفاف‌تر از چشمانم بود، که بتواند زیبایی‌ات را به خود بگیرد؟ چشم‌هایم، تنها راوی راستینِ تو بودند... بی هیچ اغراقی، بی هیچ دروغی. | @about_atta |🕊

سکوت، شراب سفیدی‌ست که آهسته می‌نوشی، بی‌آنکه بفهمی مستت کرده... اما روزی، سیلی‌اش را با تمامِ سنگینی‌اش بر صورتت می‌زند | @about_atta |🕊

با من، جاودانه خواهی شد؛ چنان‌که "آیدا" برای "شاملو" نه فقط یک نام، که سایه‌ای بر سطر سطرِ شعرها ماند... تو نیز در لایه‌لایه‌ی جانم، خواهی ماند؛ نه فراموش، نه تکرار، که "جاودانه" در دلِ هر حرفی که می‌زنم، در عمقِ هر سکوتی که دارم... | @about_atta |🕊