آتشی زیرِ خاکستر
Kanalga Telegram’da o‘tish
|برای دوباره افروختن 🔥| #نيمه_شخصی گاهی نویسنده گاهی گوینده ،شایدم عکاس راوی شماست😉 🗓 Thu,18 July 2024
Ko'proq ko'rsatishEron135 071Toif belgilanmagan
945
Obunachilar
-224 soatlar
-77 kun
+30930 kun
Postlar arxiv
برای چراغ همسایه،
نوری از دلِ آرزوهایت بفرست...
که بیتردید،
در حوالی تو نیز،
روشنایی آرامی خواهد نشست؛
آنگونه که مهربانی،
راهش را
به دلِ خودت باز میکند.
| @about_atta |🕊
میخواهم تو را آنچنان در آغوش بگیرم،
که آتش، چونان که ابراهیم را،
از سوز خویش بازایستد،
و زمانه، فریاد برآورد:
"معجزه! معجزه!"
چنان که روزی،
ابراهیم، زبانههای آتش را به تسلیم واداشت...
من نیز،
جهان را با آغوش تو به زانو درآورم.
| @about_atta |🕊
در هجوم بیامان افکارم،
تو خاموشی و سکوت را پیشکشم کردی...
و من،
در انتظار پرتوی از نور،
چشم دوختهام به افقهای خاموش ذهنم؛
بتابان، نوری
بر سواحل متروک روحم،
تا پیدایت کنم
از دلِ ضمیر ناخودآگاه...
| @about_atta |🕊
نگاه کن...
هیچ آینهای در این دنیا،
زیباییات را به شفافی چشمان من نشان نمیدهد.
چشمانی که هر بار به تو میرسند،
میلرزند،
میدرخشند،
و بیصدا تو را ستایش میکنند...
همین حالا... همینجا...
در امتدادِ نگاهت.
| @about_atta |🕊
از نردبان بودن، بسیــار غمگینم… از آسمــان بودن، بسیار غمگینــم…
تمرین کنم باید؛ دیوار بودن را!
چون فوجِ ماهی ها؛ در نفت می میرم…
دریای آلوده؛ دارد به آرامی، کم می کند از من… بسیار بودن را...
| @about_atta |🕊
ما از خاک برآمده بودیم،
و تو، ذرّهای از شنهای بیقرار،
در حصار خاموش صدفِ جهان،
به تنهایی خو کردی...
سالها گذشت،
دردها، خاموشیها، و آغوشِ بستهی دنیا،
تراشیدندت، صیقلیت دادند،
و سرانجام، از دل آن همه رنج،
مرواریدی شدی؛
آرام، تابناک، و کمی دور از دسترس.
| @about_atta |🕊
این روزها برای بسیاری از آدمها،
قهوه، تپش قلبشان را تندتر میکند
و سیگار، مرهمی میشود بر دل بیقرارشان...
اما روزگاری نه چندان دور،
این عشق بود که هم دل را میلرزاند و هم آرام میکرد.
| @about_atta |🕊
دیروز داشتم با دوستی صحبت میکردم
میگفتمش:
ذات طبیعت فاسده ، خراب کننده است
توی یک سبد میوه یه میوه گندیده کل سبد خراب میکنه
ولی کل سبد اون میوه رو سالم نمیکنه
آره زندگی ما آدم ها نیز همین شکله
حواست به باور ها و عقاید اطرافیان ت باشه
که نکنه از درون یا ناخودآگاه فاسدت بکنن.
| @about_atta |🕊
گاهی اصیل بودن سخته
اصالت ت حفظ کردن سخت تر
بین رابطه های مجهول
بین وسوسه های الکی
بین دل باختن های آبکی
موندن روی باور هات سخته
Repost from N/a
چه کارها که میتوانم برای تو انجام بدهم... چه کارها.
چه امیدها در ابروانات... در چشمهایات
و چه روشناییها در لبهای تو میپراکنم
چه گلها که به موهای تو میزنم
تو را همانگونه که میخواهم آرایش میکنم ای چشمهای من!
تو ای آزادیِ من
که در پشتِ کوهِ قاف منزل کردهیی!
تو ای دلبندِ من!
تو ای بیشرمِ من!
تو ای بداخلاقِ من!
از چه چیزها که من به خاطرِ تو چشم نمیپوشم
مخصوصن اگر بیایی
اما تو هرگز نمیآیی!
عاشقان واقعی که دارن زندگی شون میکنن درون سکوت بین خنده هاشون
ما دل باخته هاییم که می نویسیم
میخونیم
عشق تهش رسیدنه ، زندگی کردنه آخرش هم ثبت میشه درون قلب آدمی
اما
فراق هاست که نوشته میشه ،شعر میشه و خونده میشه .
| @about_atta |🕊
ماه، میدونی چرا توی شب میدرخشه؟
چون فقط از یکی نور میگیره؛
اونم خورشیده.
نه از هزار ستاره، نه از نورهای موقت و گذرا.
فقط از یه منبع، یه تعهد روشن.
آدمم همینه…
وقتی دلش با یکیه، نور میگیره.
وقتی فقط به یکی تکیه میکنه، توی تاریکترین شبها میدرخشه.
اما اگه روزی حس کردی روشن نیستی، گم شدی توی سایهها،
بدون که نور رو از دست دادی
و شاید ناآگاه، گمشدههایی رو وارد زندگیت کردی
که فقط تاریکی آوردن، نه روشنایی.
تعهد یعنی انتخاب یه خورشید
و وفادار موندن به همون نور…
| @about_atta |🕊
