uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

آتشی زیرِ خاکستر

آتشی زیرِ خاکستر

Kanalga Telegram’da o‘tish

|برای دوباره افروختن 🔥| #نيمه_شخصی گاهی نویسنده گاهی گوینده ،شایدم عکاس راوی شماست😉 🗓 Thu,18 July 2024

Ko'proq ko'rsatish
Eron135 071Toif belgilanmagan
946
Obunachilar
-424 soatlar
-47 kun
+31030 kun
Postlar arxiv
یه بیماری شیوع پیدا کرده... نه تب داره، نه سرفه، اما دل رو از درون می‌تراشه «بی‌اعتمادی». قلب هنوز می‌تپه، احساسات هنوز جرقه می‌زنن، ولی نه مثل قبل... انگار مغز، سکان رو از دل دزدیده، پیش از باور، تحلیل می‌کنی پیش از عاشقی، شک می‌کنی... این روزها همه تنهایان عاشق ن | @about_atta |🕊

خداوند جان را در کالبد آدم دمید تا آهنگ زندگی بر نغمه‌ی هر نفس بنوازد؛ امّا روح من، با نسیم نگاهت رهسپار شد و در پیچ‌وخمِ کوچه‌های بی‌زمان، گم گشت حالا معجزه ای مانده تنی که بدون روح زندگی میکند🙂 | @about_atta |🕊

چنان مُردَم از بعد دل کندنت که روح من از خیر این تن گذشت | @about_atta |🕊

یکی از نشانه‌های افسردگی، همین خستگیِ بی‌دلیل است… نه از دویدن مانده‌ای، نه باری برداشته‌ای اما انگار روحت، در مسیرِ نادیده‌ای فرسوده شده… و دلت، برای لحظه‌ای آسودن جایی میان آغوشِ فهمیدن بی‌صدا گریه می‌کند. | @about_atta |🕊

اونایی که برمی‌گردن؟ نه عاشقن، نه پشیمون... فقط راهو گم کردن. و وقتی دوباره مسیرشون رو پیدا کنن، تو حتی یادشون هم نمی‌مونی. فقط یه توقف موقتی بودی در ایستگاهِ اشتباهشون... | @about_atta |🕊

راستش را بخواهی، درست همان‌جایی که هیچ‌کس چیزی نمی‌گفت، من صدایت را شنیدم... نه از میان لب‌ها، که از لابه‌لای ریشه‌های خاموشی، از تپشِ بی‌وقفه‌ی روحت در دلِ واژه‌ِ،نگفته‌هایت. گویی درختی با تنه‌ی فروبسته‌اش برایم نجوا کرد؛ و سنگی که قرن‌ها خاموش مانده بود، از دلتنگی‌اش برای باران گفت... اکنون که لب‌ها خاموش‌اند، و دست‌ها به لمسِ تکرار آلوده، من تو را نه برای تن، که برای جان صدا می‌زنم. برای بقا، می‌شنومت... و برای ادامه، می‌خوانمت. | @about_atta |🕊

عذر نخواه برای روزهایی که دلت تنها ماندن می‌خواهد، برای مرزهایی که به احترام خودت کشیده‌ای، برای "نه"‌هایی که با صداقت گفته‌ای، برای دردهایی که از تو نبوده‌اند، و برای زمانی که در سکوت، از خودت مراقبت کرده‌ای. این جهان، تو را برای بودن می‌خواهد، نه برای عذر خواستنِ مداوم از بودنِ خویشتن. | @about_atta |🕊

سکوت، تنها راهی بود که مرا بی‌صدا به گذشته می‌برد... گذشته‌ای که نمی‌دانم فراموش شده بود، یا منِ لجباز نمی‌خواستم به یادش بیاورم... | @about_atta |🕊

تو در شأن من نبودی و از تو بت ساخته بودم؛ حال بنشین تماشا کن ابراهیم بت شکنت را ..!

کاش کمی از خودم را برای خودم کنار گذاشته بودم... تو امانت‌دار خوبی نبودی، برای تمام من. رها کردنت پایان ما نبود، آغازِ مهرورزی به خویشتن بود. گاهی عشقِ راستین، در آغوش خودِ آدم شکل می‌گیرد، نه دیگری. | @about_atta |🕊

تو آن قند نایابی، که فقط کنار یک دلِ ساده، خودش را نشان می‌دهد. و من، ساده‌ترین چایِ جهان‌ام که کنار لبخندت، معنا می‌گیرد. #چایی | @about_atta |🕊

Repost from گُذران؛
photo content

امشب، قربانی صدای قلبِ من است | @about_atta |🕊

میان هزاران تکرار خسته‌کننده، همیشه جایی برای بی‌تکرار بودن هست. تمام بهانه‌ها نقابند، آن‌که بخواهد، از دلِ ناممکن‌ها راهی به خواستن می‌سازد. | @about_atta |🕊

مثل ایران خیلی ها رو در آغوش خودمون کشيديم خیلی ها رو بزرگ کردیم خیلی ها رو به نتیجه ای که می‌خواستند رسوندیم تهش ما موندیم غربت خودمون و کسایی که فقط رفتن یا به فکر رفتن اند. این خاک موندنی بود نمیدونم ولی رفتن و تنها گذاشتن ش هم حق ش نبود. | @about_atta |🕊

زندگی، خودش میدانِ فرسایشی‌ست... پر از نبردهای نابرابر، خستگی‌های بی‌صدا، و سنگینیِ روزهایی که گاهی نفس را تنگ می‌کنند. در این میانه، رابطه‌ها، دوستی یا عشق نباید باری بر دوش آدم باشند. باید پنجره‌ای باشند رو به آفتاب، نه دیواری بلند میان تو و آرامش. آن‌که کنار توست، باید دلیلی باشد برای لبخند، نه زخمی تازه بر جانِ خسته‌ات... | @about_atta |🕊

ترس، مثل سایه‌ست... هر جا بری، همراهته. اما اگه یه‌بار فقط وایسی، برگردی و توی چشم‌هاش زل بزنی، می‌فهمی اون‌قدرا هم بزرگ نیست. و می‌بینی که کم‌کم کمرنگ می‌شه ترسیدن طبیعیه، ولی نباید بذاری تو رو متوقف کنه. و شاید شجاعت، دقیقاً همون لحظه‌ست؛ که با دلی که می‌لرزه، بازم یه قدم جلوتر بری... | @about_atta |🕊

photo content