uz
Feedback
حوالی‌غرب'

حوالی‌غرب'

Kanalga Telegram’da o‘tish

«در پی راهی برای زنده ماندن.» -متن های که اسم نویسنده آخرش نیست رو خودم مینویسم. پس خواهشا،کپی نکنید و اگر‌ که دوست داشتید فور بزنید.

Ko'proq ko'rsatish
514
Obunachilar
-124 soatlar
-327 kun
-9830 kun
Postlar arxiv
ولی بعد از تجربه کردن اون‌ همه غم و سختی،لایق چند سالی زندگی کردن هستم..!

Repost from نور ⁦⁦✨
گفت: وقتی سوگی در وجود ما هضم شود چه میشود؟! گفتم: «دردش شهامت زیستن را هزاران برابر میکند»

بله دوستان من بُردم؛چونکه دوست صمیمیم بهترین آدمیه که هرکسی میتونه توی زندگیش ببینه.🫂♥️

ما که یکجا دست خود از آرزوها شسته‌ایم.
ـ صائب تبریزی

Repost from Dead Rose.
به اندازه‌ی تمام حرفایی که باید می‌زدم و نزدم معده درد گرفتم.

I need a man who watches my reposts just to understand me better;🧚🏻‍♀

در هر حالتی بهت‌ که فکر میکنم،لبخند میاد رو لبم.🧚🏻‍♀✨

Repost from هشت صُبح
ولی جداً کی و چی ارزشش رو داره؟! کسی میدونه؟!

⚓️ ایــن پیــام رو فــور کــنید؛ تـا داخـلِ فــولــدر بـذارمـتون،جـذب و سـین چـنلتـون بـره بالـا.
.جـوین بـاش فـورکـن

When my mom says my outfit looks like a homeless person I know I cooked.🙂‍↔️✨

راستش من حتی یه وقتایی بیش از حد توضیح‌ میدم‌ و سعی میکنم آدم هایی که دوستشون دارم ازم‌ ناراحت‌ نمونن.اما در جواب تموم‌ حرف هایی تو فقط گفتم: "باشه".چون دیگه نه اهمیتی داری واسم‌ و نه مثل قبل برام باارزشی.

«Favorite place;✨🧚🏻‍♀»
+1
«Favorite place;✨🧚🏻‍♀»

راستش من حتی یه وقتایی بیش از حد توضیح‌ میدم‌ و سعی میکنم آدم هایی که دوستشون دارم ازم‌ ناراحت‌ نمونن.اما در جواب تموم‌ حرف هایی تو فقط گفتم: "باشه".چون دیگه نه اهمیتی داری واسم‌ و نه مثل قبل برام باارزشی.

از یه جایی به بعد میفهمی که دیگه نباید اهمیت بدی،نگران بشی و بروز بدی که آدم‌ها واست مهمن. از یه جا به بعد احساسات رو توی قلبت دفن میکنی و انگار‌ که چیزی نشده به زندگیت ادامه میدی.

بلاخره یه روزیی این چیزی که اذیتم میکنه رو تغییر میدم و میام اینجا میگم که تونستم.

«Say hello to God;🧚🏻‍♀✨»
«Say hello to God;🧚🏻‍♀✨»

غرق دریایی شدم که از اول سعی میکردم نزدیک ساحلش نشم و حالا که غرق شدم نه شنا بلدم و نه غریق نجاتی اینجاست!

توانایی نوشتنم رو از دست دادم. هربار که میام‌ چنل رو باز میکنم مثل قبل راجب خودم،زندگیم و اتفاقات اخیر چیزی بنویسم و یادداشتی از الانم به جا بمونه؛ چیزی جز نگرانی و غم برای گفتن ندارم. تموم تلاشم رو میکنم‌ دوباره همون آدمی باشم که امیدوار بود و هرگز امیدش رو از دستت نمیداد.اما صادقانه بخوام بگم خیلی وقته که دیگه امیدیی در من وجود نداره‌ و حتی خجالت میکشم به آدم های دیگه هم بگم امیدوار باشید..!

Sakht.mp38.24 MB

Repost from مَت
‏ جوان ایرانی رو در یک کلمه خلاصه می شود ، حیف .