حوالیغرب'
Открыть в Telegram
«در پی راهی برای زنده ماندن.» -متن های که اسم نویسنده آخرش نیست رو خودم مینویسم. پس خواهشا،کپی نکنید و اگر که دوست داشتید فور بزنید.
Больше514
Подписчики
-124 часа
-327 дней
-9830 дней
Архив постов
513
Repost from نور ✨
گفت: وقتی سوگی در وجود ما هضم شود چه میشود؟!
گفتم: «دردش شهامت زیستن را هزاران برابر میکند»
513
بله دوستان من بُردم؛چونکه دوست صمیمیم بهترین آدمیه که هرکسی میتونه توی زندگیش ببینه.🫂♥️
513
Repost from 𝘼 𝙡𝙞𝙩𝙩𝙡𝙚 𝙥𝙚𝙖𝙘𝙚
⚓️ ایــن پیــام رو فــور کــنید؛
تـا داخـلِ فــولــدر بـذارمـتون،جـذب و سـین چـنلتـون بـره بالـا.
ㅤ .جـوین بـاش فـورکـن
513
راستش من حتی یه وقتایی بیش از حد توضیح میدم و سعی میکنم آدم هایی که دوستشون دارم ازم ناراحت نمونن.اما در جواب تموم حرف هایی تو فقط گفتم: "باشه".چون دیگه نه اهمیتی داری واسم و نه مثل قبل برام باارزشی.
513
راستش من حتی یه وقتایی بیش از حد توضیح میدم و سعی میکنم آدم هایی که دوستشون دارم ازم ناراحت نمونن.اما در جواب تموم حرف هایی تو فقط گفتم: "باشه".چون دیگه نه اهمیتی داری واسم و نه مثل قبل برام باارزشی.
513
از یه جایی به بعد میفهمی که دیگه نباید اهمیت بدی،نگران بشی و بروز بدی که آدمها واست مهمن.
از یه جا به بعد احساسات رو توی قلبت دفن میکنی و انگار که چیزی نشده به زندگیت ادامه میدی.
513
غرق دریایی شدم که از اول سعی میکردم نزدیک ساحلش نشم و حالا که غرق شدم نه شنا بلدم و نه غریق نجاتی اینجاست!
513
توانایی نوشتنم رو از دست دادم.
هربار که میام چنل رو باز میکنم مثل قبل راجب خودم،زندگیم و اتفاقات اخیر چیزی بنویسم و یادداشتی از الانم به جا بمونه؛ چیزی جز نگرانی و غم برای گفتن ندارم.
تموم تلاشم رو میکنم دوباره همون آدمی باشم که امیدوار بود و هرگز امیدش رو از دستت نمیداد.اما صادقانه بخوام بگم خیلی وقته که دیگه امیدیی در من وجود نداره و حتی خجالت میکشم به آدم های دیگه هم بگم امیدوار باشید..!
