uz
Feedback
no time to die "

no time to die "

Kanalga Telegram’da o‘tish

همه عالم تن‌ست و ایران دل؛

Ko'proq ko'rsatish
8 887
Obunachilar
+7424 soatlar
+1 0607 kun
+1 29830 kun
Obunachilarni jalb qilish
Sentabr '26
Sentabr '26
+1 113
6 kanalda
Avgust '26
+612
24 kanalda
Get PRO
Iyul '26
+1 137
26 kanalda
Get PRO
Iyun '26
+906
5 kanalda
Get PRO
May '26
+32
5 kanalda
Get PRO
Aprel '26
+24
3 kanalda
Get PRO
Mart '26
+10
0 kanalda
Get PRO
Fevral '26
+553
35 kanalda
Get PRO
Yanvar '26
+1 883
14 kanalda
Get PRO
Dekabr '25
+101
7 kanalda
Get PRO
Noyabr '25
+345
10 kanalda
Get PRO
Oktabr '25
+718
8 kanalda
Get PRO
Sentabr '25
+263
8 kanalda
Get PRO
Avgust '25
+79
3 kanalda
Get PRO
Iyul '25
+103
2 kanalda
Get PRO
Iyun '25
+203
16 kanalda
Get PRO
May '25
+134
2 kanalda
Get PRO
Aprel '25
+70
14 kanalda
Get PRO
Mart '25
+108
8 kanalda
Get PRO
Fevral '25
+381
18 kanalda
Get PRO
Yanvar '25
+942
16 kanalda
Get PRO
Dekabr '24
+937
14 kanalda
Get PRO
Noyabr '24
+185
1 kanalda
Get PRO
Oktabr '24
+188
4 kanalda
Get PRO
Sentabr '24
+111
4 kanalda
Get PRO
Avgust '24
+1 639
24 kanalda
Sana
Obunachilarni jalb qilish
Esdaliklar
Kanallar
06 Sentabr+32
05 Sentabr+75
04 Sentabr+100
03 Sentabr+288
02 Sentabr+613
01 Sentabr+5
Kanal postlari
اونیکه دیروز گفت برق نمیره، ساعت ۳ برق رفت من رفتم بیرون کارامو رسیدم برگشتم هنوز برق نیومده.

2
.
1 074
3
Ovozli xabar
1 078
4
تولدت مبارک بچه؛ امیدوارم تو سن جدیدت، سهمت از زندگی بیشتر از چیزی باشه که ازش انتظار داری؛ نه لزوماً بی‌دردسر، فقط ارزشمندتر.
2 793
5
Kitty Sucker - Feeling Moody.mp3
2 776
6
اگر کسی هست که در سال‌های گذشته برای بحث انتخاب رشته، محتوا تولید میکرده میتونه به دایرکت پیام بده. ( عزیزانی که تازه امسال اولین بار میخوان در این زمینه فعالیت کنن لطفا پیام ندهند چون میخوام فرد با تجربه ای باشه ) من حاضرم هزینه فایل‌هایی که برای تولید محتوایِ آموزش انتخاب رشته هست رو تقبل کنم که برای بچه‌ها یک محتوای آموزشی در این زمینه ضبط بشه و به شکل رایگان در چنل born منتشرش کنم. ( خودم وقت نمیکنم وگرنه حتما انجامش میدادم. )
3 078
7
4_5823281724099927962.mp3
3 093
8
Cornellaa - HezaroYek Shab.mp3
3 190
9
یه موزیک گوش بدیم، بعد ادامه بدیم‌‌.
427
10
حالا الان وقت چیه؟
440
11
من دیشب زود خوابیدم، متن دوم رو قرار نبود منتشر کنم و اصلاحیه‌اش که میشد متن بالایی رو میخواستم منتشر کنم ولی یادم رفته بود که متن قبلی رو اسکجل کرده بودم (:
548
12
هیچ‌کس نمی‌داند دقیقاً چه زمانی یک آدم از زندگی‌اش می‌رود؛ مرگ، دست‌کم، تاریخ دارد. یک ساعت. یک اتاق. چند شاهد. اما بعضی رفتن‌ها هیچ‌کدام را ندارند؛ یک روز بیدار می‌شوی و می‌بینی کسی که دیروز بخشی از جهان تو بود، دیگر در هیچ‌کجای آن نیست. نه اتفاقی افتاده، نه کسی مقصر است. فقط دیگر نیست. و عجیب این است که جهان برای چنین فقدانی هیچ مراسمی ندارد؛ خورشید همان ساعت طلوع می‌کند. مغازه‌ها باز می‌شوند. اتوبوس‌ها حرکت می‌کنند. مردم درباره‌ی چیزهای بی‌اهمیت حرف می‌زنند. انگار جهان حتی متوجه نشده یک نفر از آن کم شده است. شاید همین، حقیقتِ انسان باشد؛ ما آن‌قدر که فکر می‌کنیم مهم نیستیم. می‌توانی سال‌ها کسی را دوست داشته باشی، با او بخندی، برای آینده نقشه بکشی، و تمام خاطراتت را به حضورش گره بزنی؛ اما جهان برای نبودنش حتی یک ثانیه هم مکث نمی‌کند. بعد، فقدان هم مثل هر چیز دیگری به بخشی از روزمرگی تبدیل می‌شود. اول اسمش را نمی‌توانی بشنوی. بعد می‌توانی. اول عکس‌هایش را پاک می‌کنی. بعد دیگر اهمیتی نمی‌دهی. اول شب‌ها به رفتنش فکر می‌کنی. بعد فقط گاهی. و یک روز، بدون اینکه دقیقاً بدانی چه زمانی اتفاق افتاده، می‌توانی درباره‌اش حرف بزنی بی‌آنکه صدایت بلرزد. شاید آن روز، فقدان تمام شده باشد. یا شاید چیزی در تو مرده باشد که دیگر تواناییِ فقدان را هم نداشته باشد. من مدت‌ها فکر می‌کردم آدم‌ها یکدیگر را ترک می‌کنند. اشتباه می‌کردم. ما فقط دیرتر از واقعیت متوجه رفتنشان می‌شویم. شاید از همان ابتدا همه‌چیز موقت بوده است. آدم‌ها. خانه‌ها. دوستی‌ها. عشق‌ها. حتی خودمان. فقط یک قرارداد نانوشته میان ما وجود دارد؛ اینکه وانمود کنیم قرار است بمانیم. تا روزی که یکی از ما دیگر نتواند به این دروغ ادامه دهد. پس خداحافظ، برادر. نه اشکی مانده، نه نفرینی، نه حتی امیدی به بازگشت. فقط یک حقیقت ساده باقی مانده: تو رفتی و من ماندم. اما حالا دیگر نمی‌دانم کدام‌مان خوش‌شانس‌تر بود. تو که از این جهان خارج شدی، یا من که هنوز محکومم هر صبح بیدار شوم و وانمود کنم که اینجا بودن، همان چیزی است که به آن می‌گویند زندگی.
1 317
13
هیچ‌کس نمی‌داند دقیقاً چه زمانی یک آدم از زندگی‌اش می‌رود؛ مرگ، دست‌کم، تاریخ دارد. یک ساعت. یک اتاق. چند شاهد. اما بعضی رفتن‌ها هیچ‌کدام را ندارند؛ یک روز بیدار می‌شوی و می‌بینی کسی که دیروز بخشی از جهان تو بود، دیگر در هیچ‌کجای آن نیست. نه اتفاقی افتاده، نه کسی مقصر است. فقط دیگر نیست. و عجیب این است که جهان برای چنین فقدانی هیچ مراسمی ندارد؛ خورشید همان ساعت طلوع می‌کند. مغازه‌ها باز می‌شوند. اتوبوس‌ها حرکت می‌کنند. مردم دربارهٔ چیزهای بی‌اهمیت حرف می‌زنند. انگار جهان حتی متوجه نشده یک نفر از آن کم شده است. شاید همین، حقیقتِ انسان باشد؛ ما آن‌قدر که فکر می‌کنیم مهم نیستیم. می‌توانی سال‌ها کسی را دوست داشته باشی، با او بخندی، برای آینده نقشه بکشی، و تمام خاطراتت را به حضورش گره بزنی؛ اما جهان برای نبودنش حتی یک ثانیه هم مکث نمی‌کند. بعد، فقدان هم مثل هر چیز دیگری به بخشی از روزمرگی تبدیل می‌شود. اول اسمش را نمی‌توانی بشنوی. بعد می‌توانی. اول عکس‌هایش را پاک می‌کنی. بعد دیگر اهمیتی نمی‌دهی. اول شب‌ها به رفتنش فکر می‌کنی. بعد فقط گاهی. و یک روز، بدون اینکه دقیقاً بدانی چه زمانی اتفاق افتاده، می‌توانی درباره‌اش حرف بزنی بی‌آنکه صدایت بلرزد. شاید آن روز، فقدان تمام شده باشد. یا شاید چیزی در تو مرده باشد که دیگر تواناییِ فقدان را هم نداشته باشد. من مدت‌ها فکر می‌کردم آدم‌ها یکدیگر را ترک می‌کنند. اشتباه می‌کردم. ما فقط دیرتر از واقعیت متوجه رفتنشان می‌شویم. شاید از همان ابتدا همه‌چیز موقت بوده است. آدم‌ها. خانه‌ها. دوستی‌ها. عشق‌ها. حتی خودمان. فقط یک قرارداد نانوشته میان ما وجود دارد؛ اینکه وانمود کنیم قرار است بمانیم. تا روزی که یکی از ما دیگر نتواند به این دروغ ادامه دهد. پس نه رفتن معنا دارد، نه ماندن. فقط یک توالیِ بی‌رحمانه از لحظات است که ما را جابه‌جا می‌کند؛ گاهی به پوچی، گاهی به خاطره. و ما همچنان می‌گردیم، بی‌آنکه بدانیم سویِ این سفر کجاست.
3 690
14
4_5940575717585590189.mp3
3 541
15
کلاب، این هست؛
3 754
16
Ovozli xabar
3 739
17
sticker.webp
1 343
18
هشت این پیام خوندم برای بقیه هشت و شونزده دقیقه برقا رفت
1 372
19
قطعی گاز:
قطعی گاز:
1 429
20
وزیر نیرو: خبر خوش برای ملت شریف ایران، قطعی های برنامه ریزی شده برق تموم شد.
1 514