uz
Feedback
ㅤ𝗏𝗂ᦅ𝗋𝖾𝗅ㅤ

ㅤ𝗏𝗂ᦅ𝗋𝖾𝗅ㅤ

Kanalga Telegram’da o‘tish

ㅤ ㅤㅤ𝖲𝖾 𝗏𝗎𝗈𝗂 𝖺𝗍𝗍𝗂𝗋𝖺𝗋𝖾 𝗅𝖺 𝗆𝗂𝖺 𝖺𝗍𝗍𝖾𝗇𝗓𝗂𝗈𝗇𝖾 ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ𝗆𝗎𝗈𝗏𝗂𝗍𝗂 𝗂𝗇 #𝖿𝗋𝖾𝗍𝗍𝖺 𝗋𝖺𝗀𝖺𝗓𝗓𝗈

Ko'proq ko'rsatish
555
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
+4130 kun
Postlar arxiv
مࢪآ جـورے دࢪ آغــوش بِگـیࢪ که ڪـسے نفـہمـد زَخـم تـن مَـن ، اَز تـو بــود.🧡
+4
مࢪآ جـورے دࢪ آغــوش بِگـیࢪ که ڪـسے نفـہمـد زَخـم تـن مَـن ، اَز تـو بــود.🧡

💕‌ ‌نصفه شب نگاهم ویارِ بوسیده شدن میکنه! اینقدر دلش نوازش و بوسه میخواد که میمیرم ‌👍 ‌‌ ‌ توی حسرتِ نداشتنش. ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ 🩰
💕‌ ‌نصفه شب نگاهم ویارِ بوسیده شدن میکنه! اینقدر دلش نوازش و بوسه میخواد که میمیرم ‌👍 ‌‌ ‌ توی حسرتِ نداشتنش. ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ 🩰 ‌‌‌𝝩𝗵𝑒 𝗘𝑚𝖻𝗿𝘆ο 𝗼𝑓 𝗟𝗼𝘃𝗲

+1
ㅤㅤ 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝖻𝗅𝗈𝗈𝖽 𝗈𝗇 𝖺 𝖽𝗂𝖺𝗆𝗈𝗇𝖽 !

ɪ'ᴍ ᴊᴜsᴛ ᴀ ᴘʀɪsᴏɴᴇʀ ᴏғ ʟᴏᴠᴇ ᴀʟᴡᴀʏs ʜɪᴅ ғʀᴏᴍ ᴛʜᴇ ʟɪɢʜᴛ
+4
ɪ'ᴍ ᴊᴜsᴛ ᴀ ᴘʀɪsᴏɴᴇʀ ᴏғ ʟᴏᴠᴇ ᴀʟᴡᴀʏs ʜɪᴅ ғʀᴏᴍ ᴛʜᴇ ʟɪɢʜᴛ

در سلوک پاییز، برگ‌ها یکی یکی به زمین می‌افتند، همچون یادگاری از روزهای خوشی که به آرامی از دست می‌روند. نسیم سرد، آوای حزینی
+1
در سلوک پاییز، برگ‌ها یکی یکی به زمین می‌افتند، همچون یادگاری از روزهای خوشی که به آرامی از دست می‌روند. نسیم سرد، آوای حزینی را به گوش می‌رساند و در دل هر درخت عریان، غمی نهفته است. آسمان خاکستری، گویی دلتنگی را بر دوش می‌کشد و باران‌های نرم، چون اشک‌هایی خاموش، بر چهره زمین می‌نشیند. در این فصل غم‌انگیز، هر قدمی که برمی‌داریم، یادآور فصلی است که دیگر بازنمی‌گردد.

Repost from DΞCL𝟏𝟏𝟏
I want them sugar stains all over Baby your flower blooms in October
+4
I want them sugar stains all over Baby your flower blooms in October

Repost from N/a
ㅤㅤㅤㅤ𖥻 𝐇𝖺𝗉𝗉𝗒 𝖭𝗂𝗄𝗂 𝖺𝗇𝖽 𝖲𝗎𝗇𝗀𝗁𝗈𝗈𝗇 𝖽𝖺𝗒 !
+4
ㅤㅤㅤㅤ𖥻 𝐇𝖺𝗉𝗉𝗒 𝖭𝗂𝗄𝗂 𝖺𝗇𝖽 𝖲𝗎𝗇𝗀𝗁𝗈𝗈𝗇 𝖽𝖺𝗒 !

Repost from Xxx Teakook
وسـایـلت مـیتونن از مـوتور من؛ سوارے بـگیرن - و خـودت هم از صـاحب مـوتور.
+1
وسـایـلت مـیتونن از مـوتور من؛ سوارے بـگیرن - و خـودت هم از صـاحب مـوتور.

Repost from ᴀɴɪᴇʟ
من پناهنده‌ام؛ به مرز های تنت.
همه چیز در وجود تو خلاصه می‌شود مهربانِ من. و من همه‌ی جهان را در پیراهن گرم تو خلاصه می‌کنم. همه‌ی وجودم دستی شده‌است، و همه‌ی دستم خواهشی، خواهشِ تو! چه بی‌تابانه در چشمانت غرقم، چه بی تابانه گرمای وجودت را در این سرمای استخوان شکن می‌خواهم و چه بی تابانه تو را میخواهمت... دوستت دارم و این دوست داشتن حقیقتی است که من را به زندگی دلبسته می‌کند. و آن زندگی‌ای که دلبستگیِ تو همراهش باشد چه زیباست؛ گویی نمی‌خواهم مرگ به سراغم بیاید و شاید تو دلیلی هستی که می‌خواهم زندگی را. برای اینکه چیزی از خود به تو بفهمانم جز چشم‌هایم چیزی ندارم قلب‌ِ من.

🌟🌟🌟 'ترکم خواهی کرد، آگاهم' میدانم که میروی و در آخر من میمانم و انبوهی از فکر ها و قلبی که تنها تیره تر شد. میبوسمت، اما
🌟🌟🌟
'ترکم خواهی کرد، آگاهم' میدانم که میروی و در آخر من میمانم و انبوهی از فکر ها و قلبی که تنها تیره تر شد. میبوسمت، اما آگاهانه لمست میکنم، اما آگاهانه نفس هایم را به نفس‌هایت گره زدم اما آگاهم که روزی میروی و چه دردی بدتر از عاشقی کردن هنگامی که غمِ رفتنت گریبانم را میفشارد. اما رهگذری هستی مجذوب کننده ،رهگذری بی‌رحم، رهگذری زیبا و من؟ شیفته‌ی تمام خصوصیات تو. میروی اما بدنت آغشته به عطر من و نفس ‌هایت به نفس‌هایم گره خورده است. میروی اما میدانم که بازمیگردی کنار من، در آغوش من اما چه کسی اطمینان می‌دهد که آغوشِ گرمی، سرد نشده باشد..؟! 'رهگذر‌ها همیشه رهگذر باقی میمانند؛ حتی اگر باز هم برگردند، دوباره می‌روند.'

+3
‌ ꤝ𝗈𝘅ıꤍ 𝖻꤀𝘆‌‌‌‌‌ ‌

Repost from 𝖣𝗋𝗎𝗀
_اینقدری که افکارت ترسناکه، قلبت نیست! _شاید بهتر باشه با وجود عاشق بودنت گاهی توام ازم بترسی...
تهیونگ با فکر به اینکه میتونست چقدر بی رحم باشه حتی برای عزیزترین آدم های زندگیش با لحن سرد و آرومی هشدار داد، پسر کوچکتر باید جدی میگرفت اما جونگکوک مهربونی و دلرحم بودن مردش رو دیده بود، نمیتونست به این فکر نکنه که اون چقدر صادقانه اهمیت میده اگه به چیزی علاقه داشته باشه.
_اما من نمیترسم. _این دیوونه بودنت رو نشون میده نه شجاع بودنتو! _اشتباه میکنی! چون دیوونه ام شجاعت دارم وگرنه آدمی که بترسه عاقلی میکنه و کنار تو نباید عاقل بود...
همین جمله برای تهیونگ کافی بود تا آروم بشه، کافی بود تا لبخند کمرنگی بزنه، اون آدم اشتباهی رو برای عاشق شدن انتخاب نکرده بود!

+4
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ﹙✓﹚ꭚ𝗈𝗎r 𝗉𝗅𝖺𝖼𝖾 𝗂𝗌 𝀘 𝗈𝗇𝗅ꭚ 𝗈𝗇 𝗆ꭚ 𝖿𝖾𝖾𝗍 ﹖

Repost from N/a
𝖯𝗅𝖾𝖺𝗌𝖾 𝖽𝗈𝗇'𝗍 𝗀𝖾𝗍 𝗍𝗋𝗂𝖾𝖽 𝗈𝖿 #𝗆𝖾 𝗐𝗁𝖾𝗇 𝗒𝗈𝗎 𝗌𝖾𝖾 𝗆𝖾 𝗀𝖾𝗍𝗍𝗂𝗇𝗀 𝗍𝗋𝗂𝖾𝖽 𝗈𝖿 𝗆𝗒𝗌𝖾𝗅𝖿..
+1
𝖯𝗅𝖾𝖺𝗌𝖾 𝖽𝗈𝗇'𝗍 𝗀𝖾𝗍 𝗍𝗋𝗂𝖾𝖽 𝗈𝖿 #𝗆𝖾 𝗐𝗁𝖾𝗇 𝗒𝗈𝗎 𝗌𝖾𝖾 𝗆𝖾 𝗀𝖾𝗍𝗍𝗂𝗇𝗀 𝗍𝗋𝗂𝖾𝖽 𝗈𝖿 𝗆𝗒𝗌𝖾𝗅𝖿..

Repost from N/a
‌ ‌قلب ه‍آيي اَز جنسِ مࢪدآب,,‌ ‌‌ ‌
+4
‌ ‌قلب ه‍آيي اَز جنسِ مࢪدآب,,‌ ‌‌ ‌