uz
Feedback
ㅤㅤ𝚱 𝚬 𝚴̸ 𝚨

ㅤㅤ𝚱 𝚬 𝚴̸ 𝚨

Kanalga Telegram’da o‘tish

+𝘞𝘰𝘶𝘭𝘥 𝘺𝘰𝘶 𝘥𝘪𝘦 𝘧𝘰𝘳 𝘮𝘦? -𝘠𝘦𝘴.. +𝘛𝘩𝘢𝘵'𝘴 𝘵𝘰𝘰 𝘦𝘢𝘴𝘺.. +𝘞𝘰𝘶𝘭𝘥 𝘺𝘰𝘶..𝘸𝘰𝘶𝘭𝘥 𝘺𝘰𝘶 𝘭𝘪𝘷𝘦 𝘧𝘰𝘳 𝘮𝘦? -𝘠𝘦𝘴.. ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌

Ko'proq ko'rsatish
1 422
Obunachilar
-524 soatlar
+27 kun
+12530 kun
Postlar arxiv
Start.

sticker.webp0.00 KB

لفت پارتی شروع شد.

سه نفر افتخار میدن ؟ پروموت میکنم.

بین دوراهی موندم برای محتواس

فور کنید تا یکم دیگه بیام استارتش کنم ، اینجارم رند میکنید ؟

Start.

قبل از اینا ، دونفر افتخار میدن اینجا تشریف ببرن ؟

Repost from N/a
دو کریستال رند می‌کنه اینجارو؟
پروموتر میکنم

سین چطوره.

یکی.

sticker.webp0.00 KB

دونفر بیان شروع میکنم.

اگه . . . وجود نداشت منم وجود نداشتم.
فور کنید تا به روش خودم پرش کنم.
جوین‌باشید.

sticker.webp0.00 KB

sticker.webp0.00 KB

Done.

به زخم‌هات نمی‌ارزه کیم. به زخم‌هایش نمی‌ارزید؟! چه میگفت!؟ آن مردِ وقیح با زخمهایش زیبا بود. اما نمی‌دانست، او با وجود زخمهایش درمان چندین تن بود. آن بزرگوارِ بی‌پروا، چه بود!؟ زخم بود یا مداوا!؟ بانداژ میخواست یا اسلحه؟! هر چه بیشتر با او آشنا می‌شد بیشتر در ابهام فرو میرفت‌. زیرا او، زخم بود و کمی خودش.. من خودِ زخمم، تنم روکشه! چه میگفت؟! خودش هم نمی‌دانست اما از صحت آن مطلع بود، می‌دانست درد بود، زخم بود اما خودش نبود، خودش را مدتی پیش گم کرده بود و حالا وقیحانه یادآور آن شومِ گمگشته میشدند. + با تك‌تك‌ زخم‌های رویِ تنت پرستیدنی‌ای... . این کلمات بودند که از زبان‌اش خارج نمیشدند، از قلب‌اش نشأت می‌گرفتند، قلبی که زخم های جوشان فرد مقابل به تپیدن وادارش می‌کردند!