ㅤㅤ𝚱 𝚬 𝚴̸ 𝚨
Открыть в Telegram
+𝘞𝘰𝘶𝘭𝘥 𝘺𝘰𝘶 𝘥𝘪𝘦 𝘧𝘰𝘳 𝘮𝘦? -𝘠𝘦𝘴.. +𝘛𝘩𝘢𝘵'𝘴 𝘵𝘰𝘰 𝘦𝘢𝘴𝘺.. +𝘞𝘰𝘶𝘭𝘥 𝘺𝘰𝘶..𝘸𝘰𝘶𝘭𝘥 𝘺𝘰𝘶 𝘭𝘪𝘷𝘦 𝘧𝘰𝘳 𝘮𝘦? -𝘠𝘦𝘴..
Больше1 422
Подписчики
-524 часа
+27 дней
+12530 дней
Архив постов
1 422
Repost from ͏ ͏ ͏ ͏ ͏𝖱꤀𝗇ꤞ꤀
به زخمهات نمیارزه کیم.
به زخمهایش نمیارزید؟! چه میگفت!؟ آن مردِ وقیح با زخمهایش زیبا بود. اما نمیدانست، او با وجود زخمهایش درمان چندین تن بود. آن بزرگوارِ بیپروا، چه بود!؟ زخم بود یا مداوا!؟ بانداژ میخواست یا اسلحه؟! هر چه بیشتر با او آشنا میشد بیشتر در ابهام فرو میرفت. زیرا او، زخم بود و کمی خودش..
— من خودِ زخمم، تنم روکشه!
چه میگفت؟! خودش هم نمیدانست اما از صحت آن مطلع بود، میدانست درد بود، زخم بود اما خودش نبود، خودش را مدتی پیش گم کرده بود و حالا وقیحانه یادآور آن شومِ گمگشته میشدند.
+ با تكتك زخمهای رویِ تنت پرستیدنیای... .
این کلمات بودند که از زباناش خارج نمیشدند، از قلباش نشأت میگرفتند، قلبی که زخم های جوشان فرد مقابل به تپیدن وادارش میکردند!
