𝘊𝘰𝘭𝘰𝘳𝘴.
Yopiq kanal
Fic / Au • 🦋 Unknown: https://t.me/+1SgVnUz7gDwxNWY8 • 🦋 GP: https://t.me/+-QB8ydb4KldlMzQ0 • 🦋 Wattpad ID: fercansso Sec ch fic: @fercansso • 🦋 Daily: @rainydayswithoutyou • ~ 🦋 ~ • @Fercanssobot http://t.me/HidenChat_Bot?start=840106795
Ko'proq ko'rsatish215
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
-1030 kun
Postlar arxiv
215
دیگه نمیتونست از شامپوی وانیل و نعناع استفاده کنه، دیگه نمیتونست پاستا بخوره.
نمیتونست پشت میز چوبی دو نفرشون بشینه و به این فکر نکنه که جای پسری که موقع کار کردنش روی پاهاش بشینه و خودش رو لوس کنه، خالیه.
215
وقتی جونگهان نبود... نخندید.
هیچوقت نتونست با دیدن پاکت های سیگاری که هان همیشه میکشید ( قبل از رابطشون ) بغض نکنه.
215
وقتی جونگهان نبود، هودی سیاه نپوشید.
زیر بارون بدون چتر قدم زد.
و هیچ اجازه نداد هیچکس آقای چوی صداش بزنه.
215
راستش آره.
سونگچول توی مدتی که جونگهان رو نمیدید، اوایل رایحه ی لباس هاش یا تختشون رو به بینیش میچسبوند تا بتونه عطر تنش رو دوباره حس کنه.
215
( اگر فکر میکنی ظالمم، به لقبم تو گروه و اسم اکانتم تو چنل دقت کن تا بفهمی که، آره. ظالمم. )
215
یعنی میگی تو اون مدتی که جدا بودن سونگچول از دلتنگی برای جونگهان گریه میکرده؟ :(( اگه اره این یه ساید جدید از سونگچوله و وای یون جونگهان چه چیزا که از پسش بر نمیاد 😭
