𝘊𝘰𝘭𝘰𝘳𝘴.
Yopiq kanal
Fic / Au • 🦋 Unknown: https://t.me/+1SgVnUz7gDwxNWY8 • 🦋 GP: https://t.me/+-QB8ydb4KldlMzQ0 • 🦋 Wattpad ID: fercansso Sec ch fic: @fercansso • 🦋 Daily: @rainydayswithoutyou • ~ 🦋 ~ • @Fercanssobot http://t.me/HidenChat_Bot?start=840106795
Ko'proq ko'rsatish215
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
-1030 kun
Postlar arxiv
215
پسر مو بلند ابرویی بالا انداخت و دستش رو تحریک آمیز روی شکم و گردن مرد کشید.
« مطمئنی که پسرتم؟ آدم با پسرش...»
نگاه خمارش رو به لب های استادش کشوند.
در حالی که انگشت های کشیده اش حالا از شکم مرد به پایین میلغزیدن، دستش رو به جایی که باعث میشد تمام تن مرد بزرگتر منقبض بشه، کشید.
« از این کار ها میکنه؟»
215
جونگهان نیشخندی زد و چشمی چرخوند.
« منو داری با یه دختر چهار ساله یکی حساب میکنی؟»
مرد بزرگتر با خندهی شیرینی سری تکون داد، نگاه شیفته اش روی چهرهی پسر کوچکتر چرخید.
« آره، تو هم پسر منی دیگه.»
215
حالا...
وقتی جونگهان به دیوار تکیه داده و منتظر سونگچوله، مرد بزرگتر وارد راهرو میشه و جلوش میایسته و میگه:« چرا همینجوری اینجا ایستادی.»
« خودت میدونی چرا.»
با دست هایی که پشتش قفل کرده بود و لب هایی آویزون، گفت.
سونگچول نیشخندی زد، ابرویی بالا انداخت و نزدیک صورت پسر زمزمه کرد:« و یه پسر خوب وقتی چیزی میخواد، چی میگه؟»
