Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling
ماهیتِگمشده.
Kanalga Telegram’da o‘tish
« انسان همیشه در تلاش است تا از تاریکی فرار کند، غافل از اینکه آنجا جایی است که ماهیت نه چندان واقعیاش را درک میکند » « ناشناسمون، شنوای حرفاتون هستم » http://t.me/HidennChat_bot?start=5944859664
Ko'proq ko'rsatish1 309
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-87 kun
-1530 kun
196
Post ko'rishlar
~ 6224 soatlar
~ 7748 soatlar
15.01%
Muloqot nisbati
Ma'lumot yo'q
Kuniga postlar
Postlar arxiv
1 309
فقط با سایه ی خودم خوب میتوانم حرف بزنم، اوست که مرا وادار به حرف زدن می کند، فقط او میتواند مرا بشناسد؛ او حتماً می فهمد…
می خواهم عصاره، نه، شراب تلخ زندگی خودم را چکه چکه در گلوی خشک سایه ام چکانیده به او بگویم :
" این زندگیِ من است! "
صادق هدایت.
1 309
حالا فکر کردن برای من عادت شده. هدف شده. همهاش دلم میخواهد بنشینم و فکر کنم. مهم نیست که دستهام به چه کاری مشغولند.
سمفونی مردگان.
1 309
مسخرهترین چیز دنیا اتفاق افتاده بود؛ شما
نمرده بودید، اما زندگی هم نمیکردید، فقط
زنده بودید...
پیکر فرهاد.
1 309
تاریخ چیزی نبود جز لوحی رنگ باخته که آن را پاک میکردند و هر بار به گونهای که صلاح می دانستند بازنویسی می کردند.
1984 - جورج اورول.
1 309
سایهای از بدو تولد بر پیکرم سنگینی میکند.
موجودی رویینتن که نه زمان توان از پای درآوردنش را داشت و نه مکان؛ او واقعیتی نامرئی از وجود من بود که نه از ترس، بلکه برای محافظت از خویش، پشت جسم بیروح من پنهان میشد؛ بهطوریکه همیشه حضورش حس میشد.
او، موجودی زیبا به نام تنهایی بود؛ نمیدانم این ویژگی ذاتاً در وجود انسان قرار گرفته یا برگرفته از زخمهای زمانه است، اما این را خوب میدانم که تنهایی بهنوعی تنها همدم خویشتن در سرزمین زیبای وجودش است؛ بهگونهای که هیچ انسانی، هرچند نزدیک، هرچند عزیز، قادر به شکستن این عهد نیست.
1 309
انسان، در جهان کنونی، جز درون خویشتن، ماوایی برای پناه گرفتن به دست نمیآورد، و امکان شکوفایی عشق و عواطف انسانی، آفرینندگی و احساسات لطیف، سخت به مخاطره افتاده است.
میلان کوندرا
1 309
میخواهم اقلاً یک نفر باشد که من با او، از همه چیز همانطور حرف بزنم که با خودم میزنم.
ابله.
1 309
"در بستر دراز کشید و چشمهایش را بست تا بخوابد. بیفایده بود. فکرش میدید، فکرش عذاب میکشید، فکرش او را رها نمیکرد.."
1 309
دردی پنهان در وجودم ریشه دوانده است؛ لحظات در نگاهم رنگ باختهاند. کاش آدمی توان بالا آوردن روحش را داشت.
1 309
روز و ماه چيست؟! براى من معنى ندارد، براى كسی كه در گور است زمان معنى خودش را گم میكند.
بوف کور
Kirishdan keyin mavjud
Xizmatga kirish orqali siz 18 yoshdan oshganingizni tasdiqlaysiz.
