02:08
Kanalga Telegram’da o‘tish
همه چیز از 02:08 شروع شد بدون دوربین | همون که ناشناسه
Ko'proq ko'rsatish876
Obunachilar
+924 soatlar
+137 kun
+1030 kun
Postlar arxiv
877
این پیامو بفرستین چون سابقه فوروارد اون عکس با فوروارد های قبلی اشتباه میشه.
دیگه بعدشم باز کردن ری اکشن و این صوبتا
877
📸 این عکس + این پیام رو فوروارد کنین چنلتون و یه عکس از ابرها یا درخت ها مشخص کنین تا بذارم اینجا و ببینیم و لذت ببریم ⚡️
877
اینجا توی کرمانشاه رعدوبرقهای ممتد شبانه، از پشت پرده هم خونه رو روشن میکنن و بعد از چند ثانیه صداشون رو میشنوم. رفتم توی حیاط سیگار بکشم. با وجود اینکه دهسالی میشه که سیگار میکشم هنوز به مزه زهرماریِ این لعنتی توی دهنم عادت نکردم. برای اینکه بوی سیگار، شب توی دهنم نمونه رفتم کمی شیر گرم کنم. توی آشپزخونه باید آروم کارمو انجام میدادم که بیدار نشی.
بلوتوث موبایلم رو روشن کردم و به ایرپاد وصل شدم و این آهنگ رو زدم که از هیاهوی رعدوبرقهای گاه و بیگاه خلاص شم.
داشتم شیر رو میریختم توی شیرجوش که حرکت یه سایه به قیاسِ شمایل و هندسهٔ بی نظیرِ بدنِ تو رو توی خونه حس کردم. همزمان بود با رعدوبرقی که نورش پاشید توی خونه.
میدونی که بخاطر ADHD کوچیکترین حرکتی از دیدم پنهون نمیمونه. فهمیدم تویی و بعد چندثانیه اومدی توی آشپزخونه و با موهای ژولیده و بلند قشنگت دست به سینه به کابینت تکیه دادی.
آهنگو قطع کردم و با لحن آرومِ همیشگیام ازت پرسیدم برای تو هم گرم کنم؟
جواب ندادی و گفتی: «باز سیگار کشیدی؟»
جملتو قطع کردم و باز پرسیدم با شکر دیگه؟ گفتی: پسرهٔ دیوونه! هنوز نصفِ شبا خوابمو میبینی که پیشتم و حسم میکنی؟
#ص
