ru
Feedback
02:08

02:08

Открыть в Telegram

‌همه چیز از 02:08 شروع شد بدون دوربین | همون که ناشناسه ‌

Больше
876
Подписчики
+924 часа
+137 дней
+1030 дней
Архив постов
بلوار کشاورز
بلوار کشاورز

Repost from Visions
ابری
ابری

Repost from N/a
photo content

Repost from Lumière
remember me every time you see the moon.
remember me every time you see the moon.

می‌خوام بخوابم همینا رو بذارم برم

آقا به نسبت سری قبل کم گذاشتین

این سری عکسی که بیشترین ری‌اکشن رو بگیره ۲۴ ساعت پین میشه

این پیامو بفرستین چون سابقه فوروارد اون عکس با فوروارد های قبلی اشتباه میشه. دیگه بعدشم باز کردن ری اکشن و این صوبتا

📸 این عکس + این پیام رو فوروارد کنین چنلتون و یه عکس از ابرها یا درخت ها مشخص کنین تا بذارم اینجا و ببینیم و لذت ببریم ⚡️

Eyes Talk More than Words... Kermanshah Apr 25
+3
Eyes Talk More than Words... Kermanshah Apr 25

دهم اردی‌بهشت روز ملی خلیج فارس

Repost from 02:08
چنان ز لذت دریا پر است کشتی ما که بیم ورطه و اندیشه ی کنارش نیست هوشنگ ابتهاج Persian Gulf - Qeshm Island - Hormozgan Provinc
چنان ز لذت دریا پر است کشتی ما که بیم ورطه و اندیشه ی کنارش نیست هوشنگ ابتهاج
Persian Gulf - Qeshm Island - Hormozgan Province Mar 22

photo content

photo content

اینجا توی کرمانشاه رعدوبرق‌های ممتد شبانه، از پشت پرده هم خونه رو روشن میکنن و بعد از چند ثانیه صداشون رو می‌شنوم. رفتم توی حیاط سیگار بکشم. با وجود اینکه ده‌سالی میشه که سیگار میکشم هنوز به مزه زهرماریِ این لعنتی توی دهنم عادت نکردم. برای اینکه بوی سیگار،‌ شب توی دهنم نمونه رفتم کمی شیر گرم کنم. توی آشپزخونه باید آروم کارمو انجام می‌دادم که بیدار نشی. بلوتوث موبایلم رو روشن کردم و به ایرپاد وصل شدم و این آهنگ رو زدم که از هیاهوی رعدوبرق‌های گاه و بیگاه خلاص شم. داشتم شیر رو می‌ریختم توی شیرجوش که حرکت یه سایه به قیاسِ شمایل و هندسهٔ بی نظیرِ بدنِ تو رو توی خونه حس کردم. همزمان بود با رعدوبرقی که نورش پاشید توی خونه. می‌دونی که بخاطر ADHD کوچیکترین حرکتی از دیدم پنهون نمی‌مونه. فهمیدم تویی و بعد چندثانیه اومدی توی آشپزخونه و با موهای ژولیده و بلند قشنگت دست به سینه به کابینت تکیه دادی. آهنگو قطع کردم و با لحن آرومِ همیشگی‌ام ازت پرسیدم برای تو هم گرم کنم؟ جواب ندادی و گفتی: «باز سیگار کشیدی؟» جملتو قطع کردم و باز پرسیدم با شکر دیگه؟ گفتی: پسرهٔ دیوونه! هنوز نصفِ شبا خوابمو میبینی که پیشتم و حسم میکنی؟ #ص‍ ‌

photo content

أي مكان غير مكانك في سُهد الليل يأويني؟ کجا بجز کنار تو بودن در تاریکی شب مرا پناه می‌دهد؟

میگید حرف بزن بابا من اگه حال حرف زدن داشتم که ناشناس نمیذاشتم بندگان خدا ب حرف بکشینم

مست شیم حرف بزنیم؟ یا حرف بزنیم مست شیم؟