uz
Feedback
The Ordinary Traders

The Ordinary Traders

Kanalga Telegram’da o‘tish
263
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+37 kunlar
-330 kunlar
Postlar arxiv
کشتن آرزوها، چنانچه موجب یأس، ناامیدی، انفعال و درماندگی نگردد، اقدامی بسیار خردمندانه است. زیرا فردی که دارای آرزو است، به دلیل تمایلات خود، همواره در معرض فریب و توهم قرار می‌گیرد.

افزایش حجم اطلاعات منجر به گسترش تنوع در انتخاب‌ها می‌شود، اما این امر لزوماً به معنای یک نتیجه مطلوب نیست.

پیوندهای میان ما و دیگری تنها در ذهن ما وجود دارند. حافظه، هرچه کم‌سوتر می‌شود، آن‌ها را سست می‌کند، و علی‌رغم آن توهم که می‌
پیوندهای میان ما و دیگری تنها در ذهن ما وجود دارند. حافظه، هرچه کم‌سوتر می‌شود، آن‌ها را سست می‌کند، و علی‌رغم آن توهم که می‌خواهیم فریبش بخوریم و ما، از سر عشق، دوستی، ادب، ملاحظه، وظیفه، دیگران را با آن فریب می‌دهیم، ما تنها هستیم. آدم موجودی است که نمی‌تواند از خود بگریزد، که دیگران را تنها در درون خود می‌شناسد، و آن‌گاه که خلاف این را ادعا می‌کند، دروغ می‌گوید. در جستجوی زمان از دست رفته — مارسل پروست

+4
چرا به ندانستن ریاضی افتخار می‌کنیم؟ ریاضی نابلدی: بی‌سوادی ریاضیاتی و پیامدهای آن جان آلن پائولوس

بعضی آدم‌ها، بعد از قطع شدن ارتباط دو نیمکره مغزشان، انگار به دو انسان تبدیل می‌شوند. پست امروز، خیلی جالبه حتما بخونید؛ سال‌ها پیش، قبل از اینکه داروهای ضدصرع امروزی وجود داشته باشند، بعضی بیماران به نوعی صرع بسیار شدید مبتلا بودند. تشنج از یک نیمکره شروع می‌شد و بعد از طریق دسته‌ای از میلیون‌ها رشته عصبی، به نیمکره دیگر می‌رسید. وقتی این اتفاق می‌افتاد، تقریباً تمام مغز درگیر تشنج می‌شد. برای بعضی بیماران، هیچ درمانی جواب نمی‌داد. تا اینکه جراحان به یک ایده عجیب رسیدند. اگر راه ارتباطی دو نیمکره را قطع کنیم چه؟ این راه ارتباطی، ساختاری است به نام جسم پینه‌ای (Corpus Callosum)؛ بزرگ‌ترین دسته رشته‌های عصبی مغز که دو نیمکره را به هم متصل می‌کند. در بعضی بیماران، پزشکان این ساختار را جراحی و ارتباط دو نیمکره را تا حد زیادی قطع کردند. نتیجه، از نظر کنترل صرع موفقیت‌آمیز بود. اما بعد از عمل، دانشمندان متوجه چیز بسیار عجیب‌تری شدند. در ظاهر، بیمار کاملاً طبیعی بود. راه می‌رفت. حرف می‌زد. کارهای روزمره را انجام می‌داد. اما وقتی آزمایش‌های دقیق طراحی شد، انگار دو نیمکره دیگر همیشه از کار هم خبر نداشتند. فرض کنید بیمار به نقطه‌ای در وسط صفحه نگاه کرده است. حالا تصویری از یک کلید فقط برای کسری از ثانیه در میدان بینایی چپ او نمایش داده می‌شود. از آنجا که اطلاعات میدان بینایی چپ ابتدا به نیمکره راست می‌روند، نیمکره چپ اصلاً آن تصویر را دریافت نمی‌کند. پزشک از او می‌پرسد: چه چیزی دیدی؟ بیمار جواب می‌دهد: هیچ چیز. اما حالا از او می‌خواهند فقط با دست چپش، بدون نگاه کردن، از داخل یک جعبه همان شیء را پیدا کند. و او... کلید را برمی‌دارد. چطور ممکن است؟ اگر چیزی ندیده، پس از کجا فهمید باید کلید را انتخاب کند؟ پاسخ این است که نیمکره راست دیده است. اما چون مسیر ارتباطی با نیمکره چپ قطع شده، اطلاعات به بخشی از مغز که معمولاً مسئول زبان است، نمی‌رسد. در نتیجه، بیمار نمی‌تواند آنچه را دیده، بیان کند. حالا آزمایش عجیب‌تر می‌شود. تصویری از یک قاشق به نیمکره راست نشان می‌دهند. بیمار دوباره می‌گوید چیزی ندیده است. اما دست چپش بدون اشتباه، قاشق را انتخاب می‌کند. یعنی دست، چیزی را می‌داند که زبان از آن بی‌خبر است. اینجا یکی از عمیق‌ترین سؤال‌های نوروساینس مطرح می‌شود. واقعاً چند من داخل مغز ما زندگی می‌کنند؟ سال‌ها ما تصور می‌کردیم آگاهی، یک چیز واحد و تجزیه‌ناپذیر است. اما بیماران مبتلا به Split-Brain نشان دادند شاید آنچه ما خود می‌نامیم، نتیجه همکاری شبکه‌های مختلف مغز باشد. وقتی این همکاری از بین می‌رود، هر نیمکره می‌تواند اطلاعاتی داشته باشد که دیگری هرگز از آن باخبر نشود. جالب‌تر اینکه در بعضی آزمایش‌ها، اگر نیمکره راست کاری انجام می‌داد و از بیمار می‌پرسیدند: چرا این کار را کردی؟ نیمکره چپ، که اصلاً از علت واقعی خبر نداشت، با اطمینان کامل یک دلیل کاملاً ساختگی ارائه می‌کرد. یعنی مغز، به جای اینکه بگوید: نمی‌دانم. داستانی منطقی می‌ساخت.!!! امروز عصب‌شناسان به این ویژگی Interpreter یا تفسیرگر می‌گویند؛ گرایشی در نیمکره چپ که سعی می‌کند برای رفتارها و تصمیم‌ها، حتی وقتی علت واقعی را نمی‌داند، روایتی منسجم بسازد. شاید این فقط درباره این بیماران نباشد. شاید همه ما، هر روز همین کار را انجام می‌دهیم. یا بسیاری از تصمیم‌ها، در شبکه‌هایی از مغز گرفته می‌شوند که هرگز وارد آگاهی نمی‌شوند. و بعد... بخش آگاه مغز، فقط داستانی می‌سازد تا احساس کنیم همه چیز تحت کنترل خودمان بوده است. اگر این درست باشد، یکی از قدیمی‌ترین باورهای ما درباره ذهن انسان زیر سؤال می‌رود. که آگاهی، فرمانده نباشد... فقط راوی اتفاقاتی باشد که جای دیگری در مغز رخ داده‌اند. @Discourseees

Ⓜ️ #تحقیقات_نوروساینس(علوم اعصاب) نشون داده، مغز کودکانی که در خانواده‌های ناآرام و بی‌ثبات بزرگ شدند همانند سربازان داخل جنگ
Ⓜ️ #تحقیقات_نوروساینس(علوم اعصاب) نشون داده، مغز کودکانی که در خانواده‌های ناآرام و بی‌ثبات بزرگ شدند همانند سربازان داخل جنگ هستش. McCrory et al. (۲۰۱۱) در مجله Current Biology _Dr.mohammad.garavand nia_ 🛄 @zistboommedia || مدرسه ی علوم انسانی

آن جمله‌ای که دوست داشتی را یک قدم جلوتر می‌برم: وقتی شهود و احساس هم‌نظر باشند، تشخیصشان(تفکیکشان) تقریباً غیرممکن می‌شود.

جی‌پی‌تی خونه خراب چه حرفی زد خدایی «شهود هم می‌تواند خودش را با بازار تطبیق دهد، هم می‌تواند خودش را با احساسات تو تطبیق دهد. این دو از بیرون خیلی شبیه هم هستند.»

ترامپ جان مادرت بیا الکی توییت کن میخام امشب بزنم بلکه این تی‌پی خورد

جلسه fomc هست خیر سرشون
جلسه fomc هست خیر سرشون

آب دستتونه بذارید زمین و برید فیلم whiplash 2014 رو ببینید

مجموعا منفی ۵٪

Ovozli xabar02:34

photo content

photo content

اوپن هفته پیش ۴ درصد تو سود بودم الان ۴ درصد تو ضرر کافیه فقط یه تصمیم کوچیک ناشی از هیجان بگیری همون کافیه تا بیفتی تو لوپ اشتباهات و تصمیمات هیجانی..

حداقل یه ری اکت بزنید دهن سرویسا من فکر میکنم اینجا سیو مسیجه یه وقت

Xau Buy First and Second Targets
+1
Xau Buy First and Second Targets

لحظات دردناکی در زندگی انسان هست که او هیچ چیزی برای گفتن پیدا نمیکند جز اینکه فرسوده و فروپاشیده آرام بگوید: خدایا.. و اندکی بعد نا امیدانه به گفته خود لبخند تمسخر بزند..

هیچ تخیلی، نمی‌تواند درجه کثافت این‌جا را وصف کند. ژوزه ساراماگو