270
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-17 أيام
-530 أيام
أرشيف المشاركات
ترید یعنی یعنی هزار بار زمین خوردن و هزار و یک بار بلند شدن؟
وقتی هزار بار زمین خوردی هزار بار میتونی بلند شی دیگه سید
بیسیک ریاضیات و منطق رو بیاموزید و سپس فاز تریدر سختی کشیده بگیرید. با تشکر
پولی که در اختیار داریم وسیلهای برای آزاد بودن است، پولی که به دنبالش هستیم وسیلهای برای بردگی.
اعترافات
ژان ژاک روسو
Repost from N/a
+1
🦅 افزایش نرخ بهره با رای تمام افراد انجام شد
⚪️ واکنش اولیه به متفق القول بودن اعضا به افزایش، هاوکیش بود که نشان از نگرانیهای تورمی است.
⚪️ ۱۲ عضو به ۱ افزایش دیگر و ۲ عضو به ۲ افزایش دیگر (ینی هر جلسه افزایش تا اخر سال) رای دادند که هاوکیشتر از انتظار بود
⚪️ برای سال ۲۰۲۷ ۱۰ عضو به ۲ پله افزایش و ۶ عضو به ۱ پله افزایش دیگر رای دادند و فقط ۴ عضو انتظار دارند کاهش قیمت نفت نیاز به کاهش نرخ بهره دارد.
🕯 در کل دات پلات هاوکیشی بود و سناریو ۳ پله تا انتهای سال تقویت شد. صحبتهای وارش اگر حاوی نکته خاص و داویشی نباشد دلار به رشد خودش ادامه خواهد داد.
DXY
اگه امشب تو جلسه FOMC لحن وارش خیلی هاوکیش نباشه و دات پلات خبر از هاوکیش بودن در آینده نده نمودار دلار خیلی جای خوبیه برا ریزش
هر چند ممکنه فعلا تا قبل آغاز جلسه یه پایین هم بزنه که همین میتونه برا ما کافی باشه
ستاپ باید انقد خوب و تمیز شکل گرفته باشه که اگه استاپ خوردی به جای اینکه بزنی تو سر خودت و سرزنش کنی خودتو بتونی به بازار بد و بیراه بگی.😆
امروز چیز جالبی به ذهنم رسید
یه قانون برا ورود
اگه ستاپ انقدی خوب و تمیز شکل نگرفته که اگه استاپ خوردی به بازار بد و بیراه بگی به جای اینکه بزنی تو سر خودت پس ورود نکن
تنها راه مقابله با جهانی غیر آزاد این است که آنقدر بی حد و حصر آزاد باشید که همان بودنتان حرکتی انقلابی به حساب بیاید.
آلبر کامو
تلاطم ارزی فقط باعث فقیرتر شدن من نشده، رابطهام رو با اعداد و پول بهم ریخته.
دیگه نمیدونم یه میلیون تومن یعنی چقدر؟
و باهاش میشه چیکار کرد!
به نظرم باید بتونم یه درکی از ارزش یک میلیون پیدا کنم تا بعدش بتونم تصمیم بگیرم که کجا و چطور خرجش کنم. فقط موضوع این نیست که دستم بسته شده و یه چیزهایی از سبد زندگیم جهیده بیرون، موضوع اینه که توانایی ارزیابی و تنظیم نیازهام در ارتباط با دخلم رو از دست دادم.
یه فرمول ساده اینه که تو این وضعیت چیزهای غیرضروری رو از زندگی حذف کنم. مثلن خرید کتاب دیگه برای من غیرضروریه. خیلی از مواد غذایی که جنبهی خوشحال کردن برام داشت دیگه غیرضروریه. تا وقتی مجبور نشم خرید پوشاک غیرضروریه.
اما حالا اگه یه روزی خیلی غمگین بودم و دلم میخواست خودم رو خوشحال کنم نمیدونم چقدر باید برای خودم خرج کنم. چون نسبتم رو با پول از دست دادم. البته شاید هیچوقت نسبتی با پول نداشتم و هیچوقت نمیدونستم یه میلیون چقدره اما به هر حال در گذر زمان یه چیزهایی در ذهنم تثبیت شده بود.
نمیدونم شاید مسائل مهمتری در مملکت هست که آدم باید بهش فکر کنه و دربارهاش بنویسه.
در نهایت این حرفها مسائل خرد و شخصی هستند. من میدونم خیلیها -بدون در نظر گرفتن طبقهی اجتماعیشون- خیلی از تفریحات یا امکاناتشون رو از دست دادند اما مطمئن نیستم همه اینجوری که من تجربه میکنم نسبتشون رو با مفهوم و ارزش یک میلیون تومن از دست داده باشند.
محسن ظهرابی
Repost from طراحی پلن معاملاتی | امیرمهدی
مارکت مِیکر عزیزم؛
من این مارکت را دوست دارم و عاشق هدر دادن پولم در این چارت هستم...
ولی اگر هر روز به من استاپ بزنی، برخلاف میل باطنیام ناچار به ترک این بازار میشوم.😁
پول خوبه ولی لطفا همهی همهاش را هم برای خودت برندار😂 لطفا برای دادنِ امیدِ واهی هم که شده، گهگاهی استاپ من رو هانت نکن، بگذار دلم کمی خوش بماند...❤️
با آرزوی بهترین ها
✍️ امیرمهدی فلاح زاده
🔖@amirmahdi_trade
🤖@amirmahdi_trade_bot
😎instagram
------------------------------------------------------
سرمایهگذار برتر| سرمایهات کمه، اما مهارتت نه؟ با حساب پراپ بزرگتر ترید کن👇🏼
🚀کانال تلگرام سرمایه گذار برتر
اخیرا رو آوردم به بازی کردن «سودوکو»
رو سطوح خیلی سختش که تنظیم میکنی
عدد درست رو پیدا کردن مثل گشتن دنبال سوزن در انبار کاه میمونه..ولی بالاخره پیدا میشه و جدول رو پر میکنم و اون لحظه واقعا حس میکنم در مقابل نمودار های مالی خنده دار بنظر میاد.
«من خودم را با خستگی تمام از میان این فصل عبور میدهم فقط به امید نور کمسویی که در دوردستها میدرخشد.»
هيچ کس از وضع و روزگار خود راضى نيست، اما همه کس از عقل و خرد خود رضايت دارد ...!
📕آنا کارنینا
#لئو_تولستوی
اولین تاثیرِ فقر کشتنِ فکر است،
یعنی اگر شما به اندازهی کافی برای حیاتِ خود پول نداشته باشید، بردهی بیاختیارِ پول خواهید شد
همان شرایطی که طبقهی متوسط به آن گذرانِ زندگی میگویند.
جورج اورول
Ⓜ️ توهم بوقلمون:چرا نمیتوانیم رویدادهای گذشته را به آینده تعمیم دهیم؟
📝 محمدرضا سلیمی
توهم بوقلمون نوعی خطای شناختیست که نشان میدهد استدلال استقرایی همیشه قابل اعتماد نیست.این سوگیری توضیح میدهد که اگر صرفاً براساس تجربههای گذشته دربارهی آینده قضاوت کنیم، ممکن است با فاطعیت به نتیجهای برسیم که کاملاً نادرست است.
تصور کنید بوقلمونی در یک مزرعه زندگی میکند. هر روز صبح، کشاورز به او غذا میدهد و از او مراقبت میکند. این وضعیت روزها، هفتهها و ماهها تکرار میشود.بوقلمون کمکم به این نتیجه میرسد که کشاورز انسانی مهربان است و همیشه از من مراقبت خواهد کرد. هر روز که میگذرد اعتماد بوقلمون به کشاورز بیشتر میشود، زیرا تمام شواهد گذشته این نتیجه را تأیید میکنند. اما ناگهان روز کریسمس کشاورز بوقلمون را ذبح میکند.
در یک لحظه، نتیجهگیری بوقلمون فرو میریزد. مشکل این نیست که شواهد گذشته اشتباه بودند؛مشکل اینجاست که شواهد بوقلمون ناقص بودند و از نیت واقعی کشاورز خبر نداشت.
توهم بوقلمون به ما هشدار میدهد که گذشته همیشه تضمینکنندهی آینده نیست و تکرار یک الگو به معنای دائمی بودن آن نیست؛ ممکن است عوامل پنهانی وجود داشته باشند که ما از آنها بیخبریم.همچنین، توهم بوقلمون به ما هشدار میدهد که یک رویداد نادر اما بسیار مهم میتواند همهی پیشبینیهای ما را بر هم بزند.
توهم بوقلمون میتواند برای افرادی که در دام دلالان عشق و محبت میافتند نیز عبرتآموز باشد؛ دلالان عشق کسانیاند که با حرفهای عاشقانه افراد را در دام خود میاندازند و سرانجام آنها را قربانی میکنند.
توهم بوقلمون به مسئلهی استقرا ربط دارد؛ مسئلهای که نخستین بار دیوید هیوم، فیلسوف اسکاتلندی، مطرح کرد. هیوم این سوال را مطرح کرد: «از کجا مطمئن هستیم آینده مانند گذشته خواهد بود؟» سپس، او پاسخ میدهد هیچ دلیل منطقی و قطعی برای این فرض وجود ندارد و ما بیشتر از روی عادت چنین انتظاری داریم.
بعدها برتراند راسل این ایده را با داستان بوقلمون توضیح داد تا نشان دهد مشاهدههای فراوان بهتنهایی حقیقت را تضمین نمیکنند. بعد کارل پوپر این مسئله را از زاویهی دیگری بررسی کرد و گفت: «هیج تعداد یا تکراری نمیتواند نظریهای را اثبات کند؛ اما یک شاهد نقض میتواند آن را رد کند.» از این دیدگاه، علم با تلاش برای رد کردن فرضیهها پیشرفت میکند، نه صرفاً با جمعآوری شواهد تأییدکننده.
نسیم نیکلاس طالب در کتاب قوی سیاه این داستان را دوباره مطرح کرد. از نگاه او بوقلمون قربانی یک رویداد قوی سیاه شد؛ یعنی رویدادی که بسیار نادر است و تأثیر بسیار بزرگی دارد و پس از وقوع مردم تلاش میکنند آن را با خیالپردازی توضیح دهند. طالب هشدار میدهد که اگر فقط به دادههای گذشته تکیه کنیم، ممکن است خطرهای بزرگِ پنهان را نبینیم.
چرا در دام توهم بوقلمون میافتیم؟
ما عادت داریم بیشازحد به روندهای گذشته اعتماد کنیم و عوامل پنهان را در رویدادهای آینده نادیده بگیریم. همچنین، تمایل داریم شواهد تأییدکننده را جمعآوری کنیم و به هشدارها توجه نکنیم، با این تصور که چون اتفاقی تاکنون روی نداده، در آینده نیز روی نخواهد داد.
توهم بوقلمون با «سوگیری وضعیت عادی»¹ ارتباط تنگاتنگ دارد. در سوگیری وضعیت عادی ما تمایل داریم احتمال وقوع فاجعه را کمتر از واقعیت برآورد کنیم و باور داشته باشیم زندگی، حتی در شرایطی که با تهدیدها یا بحرانهای جدی روبهرو هستیم، مانند گذشته و به روال عادی ادامه خواهد داشت.
✅ چند مثال:
سرمایهگذاری که تصور میکند بازار همیشه صعودی خواهد ماند، شرکتی که فکر میکند مشتریانش هرگز آن را ترک نخواهند کرد و زوجی که گمان میکنند چون سالها رابطهی خوبی با هم داشتهاند،هیچگاه از هم جدا نخواهند شد در دام توهم بوقلمون افتادهاند.
چگونه از توهم بوقلمون دوری کنیم؟
برای اجتناب از این خطای شناختی میتوانید چند راهکار را دنبال کنید.
۱.فقط به رویدادهای گذشته تکیه نکنید.
۲.همیشه احتمال رویدادهای غیرمنتظره را در نظر بگیرید.
۳.سوال کنید: «اگر پیشفرضهای من اشتباه باشند، چه اتفاقی میافتد؟»
۴.به دنبال شواهدی باشید که باورهای شما را به چالش بکشند.
۵.برای سناریوهای بدبینانه نیز برنامه داشته باشید.
توهم بوقلمون یادآور این حقیقت مهم است که تکرار گذشته تضمینی برای آینده نیست. هرچه یک رویداد یا روند بیشتر ادامه پیدا کند، ممکن است اعتماد ما به آن بیشتر شود؛ اما همین اعتماد میتواند ما را در برابر تغییرات ناگهانی و رویدادهای غیرمنتظره آسیبپذیر کند. گاهی بزرگترین خطر خودِ تغییر نیست؛ ناتوانی ما در پذیرفتن تغییر است. بنابراین، خردمندانه است که علاوه بر شواهد گذشته، همیشه احتمال وجود عوامل پنهان و تغییرات پیشبینینشده را نیز در نظر بگیریم.
1. The Normalcy Bias
