uz
Feedback
DΣVI𝗟’𝐒 PΛ𝗟Λ𝐂Σ

DΣVI𝗟’𝐒 PΛ𝗟Λ𝐂Σ

Kanalga Telegram’da o‘tish

Наслаждайся тишиной .

Ko'proq ko'rsatish
971
Obunachilar
-124 soatlar
-157 kun
-4530 kun
Postlar arxiv
از تو ماشین نیمکت کنار ساحل و نگاه کرد . دوتا پسر کنار هم داشتن حرف میزدن و می خندیدن . لبخند تلخی زد و یاد خاطراتشون افتاد .... قرص و برداشت و با کمی مکث خورد ،چشماشو چند دقیقه بست تا بیادش . کیم : چیه توله باز دلتنگم شدی ؟! جئون آروم چشماشو باز کرد و کیم و کنار خودش دید که داشت سیگار می کشید ابرو براش بالا مینداخت .سیگارشو روشن کرد و نفس عمیقی کشید. جئون : امروز یونگی هیونگ و دیدم و جالب این حالتو از من پرسید ، سکوتمو که دید فهمید . تو لعنتی که رفتی چرا هنوز باید حالتو از من بپرسن؟! نگاه کن اونا رو ببین چه خوشحال می خندن .یه روز اون دوتا ما بودیم ،یادته اولین بوسمون اینجا بود ؟ لعنت بهت تو داری زندگیتو می کنی و من تو خاطرات تو غرق شدم . چقدر راحت از عشقم گذشتی. بعد من هنوز هنوز امید دارم برگردی.. گفتی فراموش می کنی ، بعد این همه سال قلبم هنوز بوی تورو میده . راست میگی من فراموشت کردم فقط نمی‌دونم چرا هر روز این کوفتی و می خورم تا توهم بزنم کنارمی ، تا باهات حرف بزنم ، تا محو اون یاقوت سیاه چشمات بشم. من فراموش کردم آره من خودمو فراموش کردم و فقط تو درون من موندی ....

تو شدی همون پروانم که... خیلی وقته بدون من پرواز کرده

𝘺𝘰𝘶 𝘥𝘰𝘯'𝘵 𝘥𝘦𝘴𝘦𝘳𝘷𝘦 𝘵𝘰 𝘣𝘦 𝘪𝘯 𝘮𝘺 𝘮𝘦𝘮𝘰𝘳𝘪𝘦𝘴.

چشمات مثل سیارس ونوس یادته میکردیم قهر باهم یروز ولی شبش همو تهش با خنده بوس...

ابد من.

زفیرم

چقد مثل خودت رفتار کردن برات عذاب اوره.

Wouldn_t be love.mp36.71 MB

جئون: خب پرنسس بابا اینم دریا که می خواستی . دختر با لبخند محو دست پدرش و گرفت و شروع کردن قدم زدن و نگاه جلوش می کرد و سعی می کرد بغضشو پنهان کنه . بارانا : بابا تو چرا هیچ وقت بهم نگفتی عاشق نشم ؟! جئون دست دخترشو ول کرد و دستشو کرد تو جیبش و پاکت سیگارشو در آورد و یه نخ روشن کرد . یه پک محکم از سیگارش زد و دوبار دست دخترشو گرفت . جئون: علم خیلی پیشرفت کرده نه ؟ ولی هنوز نمی تونن بگن دقیقا کی قرار بارون بیاد درسته ؟ بارانا : درسته ... جئون: عشق هم همینه . جایی که حتی تصورش نمی کنی یه حس میاد تو قلبت خونه می کنه و جونتو میگیره . دختر اشکایی که بی اختیار سرازیر شده بود و پاک و کرد و سعی کرد صدای بغض دارشو کنترل کنه . بارانا : میشه فراموش کرد مگه نه ؟! جئون : نه دختر کوچولو من نمیشه فراموش کرد . بارانا: ولی من ۲۵ سالم می تونم فراموشش کنم می تونم ... جئون وایساد و نگاه ماه کرد . مثل همیشه که نگاه ماه می کرد حرفای محبوب دلش ، خنده هاش ، عصبانیتش .. تک تک خاطراتش میومد جلو چشمم . جئون: تو می تونی کسی و بیاد بیاری که نمیشناسی ؟ بارانا : معلومه نه . چطوری کسی و به یاد بیارم که نمی شناسمش ؟! جئون : فراموش کردن کسی که عاشقشی هم مثل همین . همین قدر نشدنی پرنسس کوچولو و گفتی ۲۵ سالت ولی آدم تا عاشق نشه بزرگ نمیشه. خیلی حس عجیب هم بچه میشی که باهاش دیونگی کنی هم از دردایی که بهت میده بزرگ میشی .

فکر میکردم حکم عاشق، پایبندیه؛ امااشتباه فکرمیکردم! عاشق محکوم به از دست دادنه.
فکر میکردم حکم عاشق، پایبندیه؛ امااشتباه فکرمیکردم! عاشق محکوم به از دست دادنه.

I passed my heart and I have a better life with my brain.
I passed my heart and I have a better life with my brain.

Duset Daram.mp32.84 MB

جئون : امروز سالگرد آشنایی مون کیم . کیم: نکنه می خوای مثل اون روز یه سیگار بزارم بین لبات تا خفه شی؟! جئون: تا لبای خودت هست چرا سیگار بیب ؟!

ازت متنفرم که آنقدر عاشقتم .

ItsEmptyNote.mp32.25 MB

آروم درو باز کرد تا مطمئن بشه حالش خوبه . پدرش مست افتاده بود رو کاناپه چشماشو بسته بود و داشت چیزی زمزمه می کرد ، دختر کوچولو برای این بهتر صدای پدرشو بشنوه نزدیک شد بهش . کوکی : من لعنتی میدونستم اگه دستاتو بگیرم قلبم گرم میشه اگه میذاشتی بغلت کنم و گریه کنم آروم میشدم اگه می تونستم بوست کنم تمام دردام یادم می‌رفت ولی من و نگاه کن ببین حالمو لبام طمع مشروب میده و قلبم سرد و تو محبوب من منو یادت رفته