uz
Feedback
DΣVI𝗟’𝐒 PΛ𝗟Λ𝐂Σ

DΣVI𝗟’𝐒 PΛ𝗟Λ𝐂Σ

Kanalga Telegram’da o‘tish

Наслаждайся тишиной .

Ko'proq ko'rsatish
971
Obunachilar
-124 soatlar
-157 kun
-4530 kun
Postlar arxiv
قدیما چه خوب بود . وقتی کسی میدید دو نفر همو می خوان ، یکی زن یکی دیگس سرشونو‌ می نداختن پایین . اجازه نمیدادن به خودشون نگاه کنن. ولی الان تا می فهمنن عاشق شدی . همه میرن سمت طرف ‌. پا میدن بهش یهو تو چشم میاد . باید تشکر کرد از شماها، چون اگه شما لجنا نباشید کسی قدر اونایی که واقعا یکم انسانیت دارن و نمیدونه .

𝒎𝒚 𝒕𝒊𝒎𝒆

Ashvan-BadeMan-128(www.Next1.ir).mp33.87 MB

من تو دیگ غریبه شدیم . هر چند هنوز صدای خنده هات دردامو آب می کنه . غریبه شدیم ولی هنوز می پرستمت . من و تو دیگ غریبه ایم با این که چشمام هیچ وقت بهت دروغ نگفت . من و تو غریبه ایم ولی هنوز به امید این که تورو ببینم تو این شهر قدم میزنم . من و‌تو غریبه ایم ولی هنوز یادگاریت دور گردنمه . پایان داستان ما از همون اول معلوم بود ، من فقط دیر فهمیدم . "یکی بود ،یکی نبود"

Я скучаю по тебе, но ты меня не видишь.

حتی دروغات هم برام بودن جالب عزیزم .

آنقدر محو تو بودم نفهمیدم کنار دره بودیم ...

دیگه دارم به این نتیجه میرسم غرورم تنها نقطه قوتمه.

و او تا پایان عمرش به یاد همون چند لحظه زندگی کرد .

Isam-Boro-320.mp32.48 MB

آروم درو بست و یه راست رفت سمت آشپزخونه.حضور یکی و حس کرد ولی توجه نکرد و با شیشه تو دستش نشست رو زمین و یه نفس رفت بالا . جیمین : مست کردی ؟! این چه حالیه ؟! مگه قول نداده بودی بهش نخوری دیگه ؟! جئون شروع کرد خندید و سیگارشو روشن کرد . شروع کرد زیر لب آهنگشونو خوند و با یاد چیزی که دیده بود امروز شروع کرد قهقه زدن . جیمین :حرف بزن لعنتی ،امروز کی بهت زنگ زده بود. جئون نگاش کرد و خندید و ابرو بالا انداخت . شیشه مشروب و کنار لبش برد . جئون : دوست پسر عشقت بود . بعد خندید و شیشه رو یه نفس رفت بالا . جیمین آروم اشکاش سرازیر شد و دستشو مشت کرد . یه نسخ سیگار برداشت و نگاه بیرون کرد که داشت بارون میومد . جیمین : چ..چی گفت بهت . جئون : چی گفت .. گفت بیا و ببین عشقت چطوری داره بهت می خنده . گفت بیا ببین داره چطوری بازیت میده .گفت بیا ببین چطوری دلقک شدی براش تو اجرا می کنی اونم با دوریاش می خندن بهت . رفتم . می‌دونی چی دیدم جیمینا؟!دیدم چطوری یکی و داره می بوسه ،دیدم چطوری باهاش می‌رقصید زیر بارون . این اروز ما دوتا میدونستی قراربود بارون اومد برقصیم باهم دیگه . جیمین: چیکار کردی با خودت .. جئون : رفتم از دور شاهد مرگم بودم . این که جلوت یه مرده متحرک دیگه جیمینا ،حتی گریم هم نگرفت . نمیدونی چطوری می بوسیدش... یعنی چقدر بهم خندیدن ؟ وضعیتم خنده داره نه ؟توام بخند بهم جیمین . لعنت به قلبم که فقط اونو خواست ،فقط اونو دید . من فقط یه بار نترسیدم برای اعتماد کردن ،یه بار نترسیدم برای با یکی بودن ..فقط یه بار ....

این دل دیونه خب دیوانه وار عاشقت.

حال روز امروز هممون همینه تا وقتی همه داریم قدر همو نمی‌دونیم. وقتی که از دست دادیم تازه تشنه همدیگه میشیم ولی دیگه فایده نداره .

رابطه ها شد مثل پشمک . بچه وقتی پشمک نداره میشینه گریه می کنه . وقتی پشمک براش می خرن ،خورد شیرینش که دلشو زد میگه اه این چی بود دادی من خوردم .

از اینکه هر روز بی لیاقتیتو ثابت میکنی ممنونم به هر حال اشتباهاتم باید یاد اوری شه.

SeniorToam-rafti-128.mp33.84 MB