uz
Feedback
"آبیِ‌دعوت‌کننده‌به‌مرگ"

"آبیِ‌دعوت‌کننده‌به‌مرگ"

Kanalga Telegram’da o‘tish

اگر آزادیِ بیان باعث مرگِ یک نفر بشه، بازم اونو آزادی درنظر می‌گیری؟! _22 𝘈𝘶𝘨𝘶𝘴𝘵 2023_ https://t.me/UnknowTextBot?start=64ff2cb3a07ff ناشناسم🫡

Ko'proq ko'rsatish
659
Obunachilar
-324 soatlar
+27 kunlar
+3830 kunlar
Postlar arxiv
خیلی پرویی یا تازه گیمو دان کردی

کالاف جز با داداشیم نمیرم🤣🤣

خب عشقم کالاف پلیری دیگه؟ اره؟

با من درمورد بازی صحبت کنین فقط

من فوتبال نمیبینم اصلا(بازی میکنم ولی

سوالی بود؟

تیم مورد علاقه ایرانیت (پرسپولیس و استقلال ) و اسپانیایی

انا جون عشقم

حداقل پیامای چنلمو بخونننن

باز خواهی گشت همانگونه که در خواب دیده بودی در میزنی و من من اما دیگر پشت هیچ دری منتظر هیچکس نیستم... (شاعر چنل نیستم یکی دیگه ام)

Repost from N/a
همیشه از تمام شدنِ هرچیزی می‌ترسم ! از داشتنِ آلبومِ عکس؛ از خاطره‌ها؛ از منطقِ روزانه‌ی تکرار؛ از غروب کردنِ خورشید می‌ترسم؛ از اینکه زمان می‌تواند بگذرد؛ از اینکه گذشته پُشتِ سر می‌ماند؛ از اینکه سنگ همیشه سنگ است و زمین صورتی ندارد؛ از چسبیدنِ خواب ب تنم ب صدایم.. از ب خود آمدن‌های ناگهانی‌ام می‌ترسم .

سلام کردم و گفتم مرا که یادت هست؟ جواب دادی و گفتی به جا نیاوردم ‌دلیل اشک مرا دوستان که پرسیدند صبور بودم و نام تو را نیاوردم

از آنچه بر سرش آمده بود ب هیچکس چیزی نمی‌گفت ! اما گاهی‌ خاصه در غروب، در ساعتی ک آوای ناقوسِ کلیسا زمانی را ب یادش می‌آورد ک احساسی ناشناخته سراپایش را لرزانده و در تپش اندازه بود، در جانِ جاودانه‌مجروحش توفانی برمی‌خواست . آن‌وقت روحش ب لرزه می‌افتاد و دردِ عشق باز در دلش شعله‌ور میشد و سینه‌اش را ب آتش می‌کشید .

این سری امدم تهران جدی باید بیاین دنیالم