"آبیِدعوتکنندهبهمرگ"
Ir al canal en Telegram
اگر آزادیِ بیان باعث مرگِ یک نفر بشه، بازم اونو آزادی درنظر میگیری؟! _22 𝘈𝘶𝘨𝘶𝘴𝘵 2023_ https://t.me/UnknowTextBot?start=64ff2cb3a07ff ناشناسم🫡
Mostrar más659
Suscriptores
-324 horas
+27 días
+3830 días
Archivo de publicaciones
باز خواهی گشت
همانگونه که در خواب دیده بودی در میزنی و من
من اما دیگر پشت هیچ دری
منتظر هیچکس نیستم...
(شاعر چنل نیستم یکی دیگه ام)
Repost from N/a
همیشه از تمام شدنِ هرچیزی میترسم !
از داشتنِ آلبومِ عکس؛
از خاطرهها؛
از منطقِ روزانهی تکرار؛
از غروب کردنِ خورشید میترسم؛
از اینکه زمان میتواند بگذرد؛
از اینکه گذشته پُشتِ سر میماند؛
از اینکه سنگ همیشه سنگ است و زمین صورتی ندارد؛
از چسبیدنِ خواب ب تنم ب صدایم..
از ب خود آمدنهای ناگهانیام میترسم .
سلام کردم و گفتم مرا که یادت هست؟
جواب دادی و گفتی به جا نیاوردم
دلیل اشک مرا دوستان که پرسیدند
صبور بودم و نام تو را نیاوردم
از آنچه بر سرش آمده بود ب هیچکس چیزی نمیگفت !
اما گاهی خاصه در غروب، در ساعتی ک آوای ناقوسِ کلیسا زمانی را ب یادش میآورد ک احساسی ناشناخته سراپایش را لرزانده و در تپش اندازه بود، در جانِ جاودانهمجروحش توفانی برمیخواست .
آنوقت روحش ب لرزه میافتاد و دردِ عشق باز در دلش شعلهور میشد و سینهاش را ب آتش میکشید .
