𝙫𝙖𝙧𝙞𝙖𝙗𝙡𝙚
Kanalga Telegram’da o‘tish
584
Obunachilar
-524 soatlar
+57 kun
+5430 kun
Postlar arxiv
582
یکم دقت کردم دیدم منِ پنج سال دیگه که هیچ. منِ یه سال دیگه هم داره به الانم میخنده. کلاً عادت دارم به خودم بخندم و بگم باز گند زدی. باز احمق بودی. بابا، اصلا منِ یه سال پیش چیه. منِ الان دارم منِ یه ساعت پیش رو سرزنش میکنم که این چه غلطی بود کردی.
582
میخواهم در این جهان که مدام تلاش میکند مرا از بین ببرد، زنده بمانم.
محفل نهم - لی باردوگو
582
دوست دارم ذهنم رو به یه کتابخونه یا موزه تبدیل کنم. یکم سکوت توش رعایت بشه. یهطوری شلوغه که گفتن نداره! آرزوها، مشکلات، حسرتها، آدمها، گذشته و حال آینده همه باهم صحبت میکنن و نه تنها متوقف نمیشن، بلکه روز به روز هم شدیدتر میشن.
582
وقتی یه مدت توی تلگرام باشی خیلی بهتر متوجه بی محتوا بودن اینستاگرام و شلوغ بودنش و آدمای فیکش میشی و دیگه دلت نمیخواد چکش کنی.
582
من از آن قماش آدمها نبودم که توهینها را ببخشم، ولی سرانجام همیشه آنها را فراموش میکردم و آن کس که گمان میکرد از او متنفرم، وقتی میدید لبخندزنان و با رویی گشاده به او سلام میکنم، باورش نمیشد و دهانش از حیرت باز میماند. آن وقت بنا به سرشتش بزرگواری و اعتلای روحم را تحسین میکرد یا بیرگی و بی غیرتیام را مورد تحقیر قرار میداد، غافل از این که دلیل این رفتارم بسیار ساده بود: همه چیز، حتا نامش را هم از یاد برده بودم.
582
اون لحظهای که داری تایپ میکنی یهو به خودت میای میگی
«آخه به کی دارم چی میگم»
و پاک میکنی.
