𝙫𝙖𝙧𝙞𝙖𝙗𝙡𝙚
Kanalga Telegram’da o‘tish
608
Obunachilar
+3624 soatlar
+377 kun
+7230 kun
Postlar arxiv
607
حقیقت اینه که بهتر میشی، حتی بهترین ولی همیشه یه بخش جزئی درونت باقی میمونه که درست کار نمیکنه و با یه واقعهی ناچیز میتونه دوباره تمام وجودت رو مال خودش کنه و باعث شه تو تاریکی خفه شی.
607
Repost from 𝐌𝐨𝐳𝐡𝐚’𝐬 𝐃𝐢𝐚𝐫𝐢𝐞𝐬
قدرت واقعی دست خودمونه هر چیزی تو زندگی میتونه تغییر کنه
اگه منبع این حس خوب از درون خودمون باشه دیگه با تغییر شرایط یا آدم ها حالمون بهم نمیریزه.
607
+2
و اینبار
در سالروز 20سالگیام هیچچیز شبیه به تصوراتم نیست.
میبینم و با تمام وجود حس میکنم که تنها اندکی پختگی، اندکی بلوغ فکری و کمی هم از حرفهای گنده و تلاشهای بزرگسالانه از دورهی جوانی نثار روحم شده...
آینده در گنگترین و بلاتکلیفترین حالت ممکن است و"من" به طرز عجیبی آرام و مضطربم.
سرآخر در سرزمینم جنگ هم بیداد کرد و خبر از صلح نشد، مصممتر شدهام، باید دل را به دریا زد و کند و رفت.
برای همیشه رفت!
نوزده سالگی سال عجیب و پر از شکستگی بود، حتی از هیجده سالگی بیشتر برام پرچالش بود، انگاری هرچی برم جلوتر این شکستگیها و راهها برام سختتر و جدی تر میشه، ولی ته وجودم نمیتونه بپذیره به سن بیست سالگی رسیدم
اما در اخر قبولش میکنم ،تنها آرزویی که دارم اینه که شور و شوقی که قبلا داشتم دوباره بهم برگرده..
1,February,2025
607
نمیدونم متوجه شدید یا نه ولی از یک جایی به بعد همچی یک جوری شده، منظورم رو میگیرید؟ انگاری همچی از اون چیزی که باید باشه دور شده. روزها، فصلها، آدمها، مزه غذاها، حتی زمان.
