uz
Feedback
مَن

مَن

Kanalga Telegram’da o‘tish

_در حال تکامل... سامانه پاسخگویی: http://t.me/HidenChat_Bot?start=1104465047

Ko'proq ko'rsatish
185
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-57 kun
-2230 kun
Postlar arxiv

#من

اگه بهم بگن فقط اندازه پول تو حسابت حق داری صحبت کنی حتی نمیتونم بهشون بگم باشه.

گفت: کاش فردا صبح مدرسه باز بود و زنگ دوم شیمی داشتیم و تخریبای امینی رو تحمل میکردیم.

《و نمی‌خواهم لحظه‌ی مرگ دریابم که هرگز زندگی نکرده ام.》 _صحفه ۶۳

نمیرم براش؟
+1
نمیرم براش؟

آنها نوعی وسیله دفاعی بیولوژیک دارند که نامش امید است، چیزی که ما در مورد امید دستگیرمان شد این است که یک جور سپر حفاظتی نامرئیست که باعث می‌شود آدم ضد ضربه شود و آدم‌ها را دچار این احساس می‌کند که در آینده همه چیز قرار است بهتر شود.

آقا یه «بوس» مارو نجات داد.

WILDFLOWER Billie Eilish.mp34.04 MB

photo content

هرچقدر هم توی مخفیانه گریه‌کردن استاد باشی باز هم صدای بالاکشیدن بینی‌ت لوت می‌ده.

آره بابا درس داره که نتونسته بیاد دیگه کل روز کم بوده همین یه شب ۴ ساعت باید درس میخوند نمیومد‌. منم تا اطلاع ثانوی درس دارم دیگه نه ما میایم نه شما بیاید.

وقتی ینفر به پیشنهاد من اتک میبینه واقعا یه جون به جونام اضافه میشه. انگار وظیفه خودم رو در قبال جامعه اوتاکویی به انجام رسوندم و بخاطرش از خودم تقدیر میکنم.

در اون خونه همیشه به روت بازه:))))

Repost from N/a
تو این خونه بر خلاف بیرون همجا ساکته،ارامش هست امنیت هست. تمام چیزای خوب برای بقا، تعذیه بدن و روح ، مهر و محبت وجود داره...ولی بیرون خونه یه صداهایی میاد! یکی داره صدام میزنه؟کمک... یکی که گولم بزنه، میخوای منو با دروغات تا کجا ببری؟تو اونی نیستی که داد میزنه. من الان خونه م؛ اینجور بمن نگو که اینجا جای من نیست،اینجا خونه منه من ازش بیرون نمیام چون میدونم خودم صاحبشم ولی نه... راضی نمیشه حقه های دیگه.. جالبه! ولی بازم اون حس کنجکاویت درونم وجود داره که بفهمم چی هستی ازم چی میخوای ولی نمیتونم چون میدونم، اگه خونه رو ترک کنم و برم تو طوفان مطمئنم دیگه برنمیگردم. همونجا طوفان منو با خودش تا کجاها میتونه ببره؟ منو از خونه م دور میکنه... من اینو نمیخوام.اگه دیگه دستم ب در خونه نرسه چی؟ من تو این خونه‌‌ پناه گرفتم. مامن ترین جا برای من اینجاست! مطمئنم خیلی محکمه؛اونقدری که بتونم در برابر طوفان بهش پناه بگیرم. ولی بعضی وقتا با اعتقاداتم حرفام خیالاتم ستوناشو ب لرزه در میارم... حتی شاید تا الان جاهایی از دیواراش توی اتاقش ترک برداشته باشن. من میخوام درستش کنم‌اما وسایلشو ندارم...واسه همین یسری چسب زخم برداشتم و ترک هارو پوشوندم.. یسری گلدون برداشتم و گل هارو از دیوار اویزون کردم نقاشی هامو روی ترک هاش چسبوندم هر روز برای گل هام شعر میخوندم برای پوشوندن خونه‌م خونه عزیزم".جایی که همچی وجود داره چیزای بد هم اونجا با ورژن خوب نمایان میشن اره جایی که تونستم زنده بمونم درست همینجاست؛خونه.

بیشتر از این بهم این حس **شر و القا نکن جدا برام دردناکه ک طنز ضعیفی دارم:)))

Repost from N/a
آزیتا اینجوریه که اول باید جوکتو کامل باز کنی و تمام جزئیاتشو بهش بگی بعد خود جوکو بگی وگرنه پوکر نگات میکنه😂