t e l e p a t h テレパシー能力者 ᓷᓺᓺᕿᔍᕣᒔᖍ
Yopiq kanal
In loving memory of her smile; We will always love you. شاید این قرن یک قرن دلوزی باشد. Gnarly 🌊👾⚡️ radical 🌈🦄🔮♠️👑🌠🌩 on the block I'm magical 🔮✨🌙🕶🎇🔭🌌
Ko'proq ko'rsatish884
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-57 kun
-1330 kun
Postlar arxiv
در ظاهر ترانه معروف Brother Sport از Animal Collective اثری دلگرمکننده از طرف خواننده خطاب به برادر کوچکترش است که از غم و شوک مرگ پدرشان روزه سکوت گرفته است. در ترانه خواننده، برادرش مت را دعوت به فریاد زدن و شکستن بغضش میکند تا از این برهه تلخ زندگی عبور کند و «بزرگ» شود. در باطن هم چنین است. ترانه خیلی زیبایی است.
Until you're fully grown
You've got a real good shot
Won't help to hold inside
Give a real, give a real
Shout out
در ظاهر ترانه معروف My Girls از Animal Collective اثری دلگرمکننده راجع به یک نوپدر است که از کل کیهان و هستی تنها یک روح گرانقدر، همسر، دخترش و یک چهاردیواری را میطلبد.
در باطن ولی *sniff* این ترانه نقد عمیقی علیه نظام سرمایهداری است. ترانه در سال ۲۰۰۹ در اوج پسلرزههای ناشی از بحران مالی جهانشمول ۲۰۰۷ منتشر شده است و به Housing crisisای که از پس آن میلیونها نفر در سراسر دنیا از خانهداری محروم شدند، طعنه میاندازد.
There isn't much that I feel I need
A solid soul and the blood I bleed
With a little girl, and by my spouse
I only want a proper house
انا لله و انا الیه راجعون ... علیه الصلاه و والسلام عنایت کنید اجماعا صلوات
راهب دیرینه افلاطون حکیم
از گروه گوسفندان قدیم
رخش او در ظلمت معقول گم
در کهستان وجود افکنده سم
-اقبال لاهوری
یک بدن قادر به انجام چه کارهایی است؟ ژیل دلوز مفتون این رویکرد اسپینوزا به بدن است. در فلسفهی اسپینوزا هرگز مشخص نیست که یک بدن قادر به انجام چه کارهایی است چرا که ساختار بدن از حیث وجودی (حالتهای دربرگیرندهی وجود) هنوز آنچنان که باید، شناخته نشده است.
میبینیم که عمل اخلاقی برپایهی «آنچه یک بدن میتواند انجام دهد» نوید بخش رهایی بدنها و زندگی از روابط مسدود کنندهی ساختار سلطه و اخلاقیاتباوری است.
-عنایت چرزیانی | آپاراتوس پروبلماتیزه کردن اخلاقیات و چرخش به اخلاق اسپینوزا
This article performs a posthumanist reading of Outer Wilds (Mobius
Digital, 2019) focusing on how the game represents posthuman
subjectivity. Outer Wilds uses two alien species to represent two
conceptions of subjectivity: a transhumanism focused on technological
augmentation of the human, and a posthumanism focused on decentring
the human subject from philosophy and culture. This article argues that
Outer Wilds leads the player through several Braidottian processes of
posthuman “becoming.” Outer Wilds represents becoming-machine in
the two species’ different approaches to technology, becoming-earth in
embracing a geo-centred perspective on ecosystems beyond the
subject, and becoming-imperceptible in the two species’ different
approaches to death and the idea of the self. Through these becomings,
Outer Wilds represents what it means to be a posthuman ethical subject
in a world on the verge of collapse and emphasises the importance of
acting in the face of an ongoing environmental disaster.
https://pure.coventry.ac.uk/ws/portalfiles/portal/43893123/bowie_press_start_7_1.pdf.pdf
Posthumanism in Outer Wilds
Simon Bowie
Birkbeck, University of Londo
Ti ti, tiri tiri, ti ti, tiri tiri, ti ti
Ti ti, tiri tiri, ti ti, tiri tiri, ti ti
Ti ti, tiri tiri, ti ti, tiri tiri, ti ti
Ti ti, tiri tiri, ti ti, tiri tiri, ti ti
Ti ti, tiri tiri, ti ti, tiri tiri, ti ti
Ti ti, tiri tiri, ti ti, tiri tiri, ti ti
Ti ti, tiri tiri, ti ti, tiri tiri, ti ti
Ti ti, tiri tiri, ti ti, tiri tiri, ti ti
Ti ti, tiri tiri, ti ti, tiri tiri, ti ti
Ti ti, tiri tiri, ti ti, tiri tiri, ti ti
Ti ti, tiri tiri, ti ti, tiri tiri, ti ti
Ti ti, tiri tiri, ti ti, tiri
هگل یک بار گفته بود که هدف از اندوختن دانش، زدودن دنیای عینی از امور عجیب و ناشناخته است تا ما در آن بیشتر احساس در خانه بودن بکنیم. اما چه میشود اگر عکس این درست باشد و هدف واقعی از اندوختن دانش، سرمایهگذاری امور شدیدا عجیب در دنیای عینی و در نتیجه تغییر رویکرد ما در دنیای عینی به سوی بیخانمانی محض باشد؟
فضاهای پوچ بیخانمان بر ورطههای خالی این کیهان پرسه میزنند و نور را از خوشههای کهکشانیای که دور رانش نامتناهی غبارها و ستارگان میچرخند، مک میزنند. سیاهچالهها مانند خدایان رویاهایی مشوش، در میان اختروشهای شکستهای که به دنبال رشتههای تاریک خورشیدهای زائد هستند به تناوب در میآیند. هر کدامشان نور هزاران تمدن را بر لبه نیستیِ کیهان مردهخواری میکنند.
-S.C. Hickman
