uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

Manic.

Manic.

Kanalga Telegram’da o‘tish

هرچی نور رخنه کرد، این سیاهی تاب اورد. - t.me/HidenChat_Bot?start=2021157753 Private: https://t.me/+oasWoHQS9185YWNh

Ko'proq ko'rsatish
325
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-27 kun
+1530 kun
Postlar arxiv
در بازکنه یا ادمه؟

مارو بپوخید؟..

Ovozli xabar00:03

Ovozli xabar00:09

نمیتونم دست از دیدنش بردارم 😭😭😭😭😭😭

متین پخت

نه یعنی

نه لنگای ملت وا شد

ای وای دارم چی می‌بینم

sticker.webp0.13 KB

sticker.webp0.38 KB

وقتی بیهوش بودم سال نو شد؟؟

یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ

🛐🛐🛐‌

Ovozli xabar00:10

Ovozli xabar00:03

photo content

2_5274069103315790944.mp311.35 MB

قسم به جسد سوخته و پوست سردِت ساشا، همه چیز از گرمایی که درونم ساختی شروع شد. آخه تو که میدونی من خیلی وقته تو این باتلاق گیر افتادم. میدونی که به این کثافتی که توش افتادم عادت کردم. ادم تو تاریکی کامل دنبال یه روزنه نور میگرده دیگه، نه؟ وقتی باهات حرف میزدم حس میکردم خونم توی رگ‌هام مسابقه گذاشته. تعداد دفعاتی که اون عضله بین دنده‌هام کوبیده میشد از حالت عادی چندین برابر بیشتر بود. قبل اینکه بهم بگی برو توی دفترم اسمتو روی تایتل نوشته بودم. قرار بود پاراگراف هارو پر کنم ولی نشد دیگه، اون عضله رو بدجوری سوزوندی. اینارو میگم چون تو برای من نبودی. اگه قصه‌ی ما هم به خوبی ادامه پیدا میکرد الان داستان رومئو و ژولیت کف کیبوردم بود؛ نه آلبا و جسد معشوقه‌ش که هیچوقت بهش نرسید. منو ببخش اگه همون روزای اول نرفتم. شاید تا الان خونریزیمون قطع شده بود ولی تو به فکر من نباش ساشا. من خیلی وقته تو این باتلاق دفن شدم.