سپیـدار
Kanalga Telegram’da o‘tish
-نویسنده و شیفتهی کتابها- سپیده پورحنیفهی جامعه، سینپی قصهها و سپیدارِ شما هستم. ارتباط با من: @Sepidaran_bot اینستاگرام: https://instagram.com/sepidpourhanifeh
Ko'proq ko'rsatish295
Obunachilar
-124 soatlar
+27 kun
+830 kun
Postlar arxiv
295
هی میام ناراحت باشم، هی چشمم میخوره به دستهام و ناخنهای زیبام و ناراحتی یادم میره. مریم میگفت ناخن حالمو خوب میکنه، من باور نمیکردم.
295
فردا هم قصد دارم برم بیرون از خونه کار کنم، چون خیلی کار دارم و امروز عملا هیچکاری نکردم.
295
دوستام که خیلی جدی این پیام رو تو گروه فرستادن و دارن درمورد این صحبت میکنن که بیشتر پاییز این اتفاقا میفته، و ساعت خواب و خاطراتشون رو تعریف کردن🗿
295
دیدی وقتی عصر میخوابی و بعد از غروب آفتاب بیدار میشی، روز و شبت رو گم میکنی؟ نمیدونی کی هستی، چی هستی، الان چند روز گذشته، اینجا کجا هست اصلا. دقیقا همونجام.
295
تصمیم گرفتم از فردا بخشی از کارهامو ببرم بیرون از خونه انجام بدم، شاید اینطوری بتونم تعادل بین کار و زندگی رو برقرار کنم.
295
یعنی تو فضای مجازی، به کلماتت هم رحم نمیکنن، یک کلمه رو بذار برای خودم بمونه نویسندهی خلاق🤲
295
کاش تو یک باغ با درختها و گیاههای مختلف زندگی میکردم. مثلا من الان قلبم زیر این درخت آلبالو جا مونده🍒
295
دیشب یه سری پیام ناراحت کننده گرفتم درمورد چالشم، و این رو مطرح کردم تو کانال، حالا پیامهایی گرفتم از شدت زیبا بودنشون نشستم گریه میکنم...
295
و درکل تو زندگی اجتماعی با انسانها، آدم این تصور رو داره که همه از یک شعور حداقلی برخوردارند و کمی فکر میکنن. ولی واقعیت جامعه این نیست بچهها :) با یک انسانهایی برخورد کردم این چندوقت که باورم نمیشه رفتارهاشون رو. من به کسی حرفی میخوام بزنم هزار بار سبک سنگین میکنم، درحالی که تو خیابون یه نفر رندوم بهم حمله میکنه و من میمونم که اینا انسان نیستن؟
295
کار کردن تو محیطی که انواع و اقسام آدمها حضور دارن، اعصاب فولادی، صبر ایوبی، و عفت کلام معصومی میخواد.
295
جلسات نقد
ادیت محتوای استوری
ضبط محتوای ریلز، ادیت محتوای ریلز
هندل کردن چالش نویسندگیم
و همه اینها رو درحالی که خونه نیستم، باید انجام بدم☺️🤌
295
یه همکاری برای کتاب "دال دوست داشتن" و "عین عاشقی" دارم، اولین همکاریم در حوزهی کتاب نیست، اما استرس شدیدی دارم. هربار تقریبا استرس دارم ولی اینبار یه جور دیگست. دلم میخواد همه چیز در بهترین حالت خودش باشه🫠
شاید چون خیلی زیاد این دوتا کتاب رو دوست داشتم استرس دارم؟ یا شاید هم چون نشر کنار بهم حس کیفیت میده؟ نمیدونم.
