Kyrovert
Kanalga Telegram’da o‘tish
programmer i guess It's more like a career daily here pv: @zmn_hamid all my links: linktr.ee/Kyrovert_ my weblog: kyrovert-blog.pages.dev music: @Musicavarium anon: t.me/Chevalet_bot?start=Kyrovert
Ko'proq ko'rsatish214
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+27 kun
-130 kun
Postlar arxiv
214
New ad by the Norwegian Consumer Council about the declining lifespan of products.
🔗 Joakim 🌹🇳🇴🇪🇺 (@joakial_)
214
> needed audio tag editor
> google recommended puddletag, 630 stars
> installed
> edited tags
> "nice"
> thinking i'm done, pressed delete and enter
> files deleted from disk
> a fucking audio tag editor takes it upon itself to act like a audio file manager while having no rollback feature
Mr Blow was right, software is declining
214
درمورد هوش مصنوعی، چیزی که تو این 4 سال از همه بیشتر سختم بود درکش کنم این بود که هوش مصنوعی چجوری از همون اول انقد coherent صحبت میکرد. ولی این ویدئو تو یکی دو جمله خیلی دقیق موضوع رو بهم فهموند. قضیه اینه که زبان آدمیزاد خییییلی پترنِ نانوشته داشته. خیلی خیلی زیاد. تا قبل از LLMها نمیدونستیم اینو. بخاطر همین انقد عجیب بنظر میرسید. LLMها اثباتش کردن. واقعا جالبه بدون اینکه خودمون بدونیم انقد زبانهامون منظم و قاعده مند بودن...
214
یکی از بزرگترین ریاضیدان های زنده (اگه نه دقیقا بزرگترینشون) داره میگه هوش مصنوعی به صورت حدودی داره براساس "حدس کلمه بعدی" کار میکنه. بعد همینو تو کامیونیتی تک میگی به ریششون برمیخوره
214
اثرات کتاب نوشتن اینه که اولین چیزی که متوجه شدم اینه که چرا یه آمریکایی قبل و بعد em dash فاصله گذاشته...
ولی جدا ازون
don't make 6 year long games guys. shit even has post partum burn out
214
و آره، داشتم کتاب مینوشتم این مدت. اون مقاله ای که چند وقت پیش گفتم در مورد ای آی و برنامه نویسی دارم مینویسم رو یادتونه؟ اون انقد مطالبش زیاد شد که عملا تبدیل به کتاب شد. 26هزار کلمه نسخه ی انگلیسی، و نمیدونم چقدر نسخه فارسی (که کار ترجمه ش بزودی تمومه). ترجمه عنوانش میشه: نگاهی فلسفیـفنی به هوش مصنوعی مولد
نمیدونم کی پخشش کنم. چون این یه کتاب فلسفی فنیه و باورتون بشه یا نه، فلسفه علم تو ایران ممنوعه. چیزهایی که توش گفتم کلا غیرممکن میکنه عمومی کردنش رو. پس تا اون روزی که هممون منتظرشیم متاسفانه میمونه و خاک میخوره.
البته من ذره ای هدفم پول نبود. این کتاب کاملا به دلایل شخصی نوشته شد. از هر برنامه نویسی که بپرسید بهتون میگه که این دو سه ماه اخیر اصلا وضعیت جالبی نبوده. اینجوری نیس که بگم نمیخوام گذر کنم (از برنامه نویسی به شیوه قدیم، به شیوه جدید). خوشبختانه انقد علایق متنوعی دارم که از دست دادن یه بخش از هویتم انقدر دردناک نباشه، و همچنین عادت دارم به کنار گذاشتن تفریحاتم و دنبال کردن صنعت. ولی تمام تجاربم بهم اخطار میدادن (و میدن) که این مسیری که پیش گرفته شده منطقی نیس. نیاز داشتم افکارم رو بیارم رو کاغذ تا تکلیفم با خودم مشخص شه. و البته شد هم، ولی این تغییری توی واقعیت اون بیرون ایجاد نمیکنه.
حالا ایشالا که خیره. بریم ببینیم چی میشه
