No Me (?)
Kanalga Telegram’da o‘tish
343
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+37 kun
+1730 kun
Postlar arxiv
343
آن روز صبح وقتی از خواب بیدار شدم، دیدم یکی برایم نوشته: معلوم است هیچ درکی از زندگی نداری. احتمالاً اگر چند سال پیش بود خیلی تلاش میکردم برای اینکه به اون ثابت کنم نه، من واقعاً کسی هستم،واقعاً تلاش میکنم و برای زندگیام برنامه دارم. آن زمان، با خودم فکر میکردم من باید تمام قضاوتهای آدمها، در واقع بیشتر آنها به اینکه چه کسی هستم و چقدر رنج میکشم اهمیت نمیدهند. حتی اکثرشان تمام شناختشان از من اندازه پنج دقیقه از عمرشان بیشتر نیست و بر اساس همان هم قضاوتم میکنند.
بهخاطر همین هم بود که دست از دفاع، از خودم کشیده بودم. هرچقد باعث میشد فکر کنند کم آوردهام و حق را به خودشان بدهند؛ اما اینها همان کسانی بودند که وقتی از خودم دفاع میکردم هم می گفتند انتقادپذیر باش. انگار خیلی از آدمها قبل از اینکه من حرف بزنم یا نزنم تصمیمشان را در موردم گرفته بودند.
