uz
Feedback
آموزش دکلمه ، گویندگی و فن بیان

آموزش دکلمه ، گویندگی و فن بیان

Kanalga Telegram’da o‘tish

کانالی برای آموختن هرچه نیکوتر سخن گفتن وآموزش دکلمه وفن بیان IDمدیر کانال @saeed2173

Ko'proq ko'rsatish
449
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kunlar
Ma'lumot yo'q30 kunlar
Postlar arxiv
به سان‌رهنوردانی که در افسانه ها گویند، گرفته کولبار زاد ره بردوش... #مهدی_اخوان_ثالث✍ #چاووشی برای دسترسی به متن کامل این شعر بلند و زیبا دعوتید به آوای دل👇 🆔@saeed2173ad آوا: #سعید_لسان 🎤 شهریور ۱۴۰۲ 🪴🍃🪴🍃🪴🍃🪴

#ارمغان_فرشته #مهدی_اخوان_ثالث✍ چهارم شهریور۱۴۰۲ بمناسبت سالروز درگذشت اخوان جان دعوتید به آوای دل👇 🆔@saeed2173ad آوا: #سعید_لسان 🎤 🪴🍃🪴🍃🪴🍃🪴

#مهدی_اخوان_ثالث✍ #خان_دشتی برای دسترسی به متن کامل این شعر بلند دعوتید به آوای دل👇 🆔@saeed2173ad آوا: #سعید_لسان 🎤 تابستان ۱۴۰۲ 🪴🍃🪴🍃🪴🍃🪴

روز شکار، پیرزنی با قباد گفت کاز آتش فساد تو، جز دود و آه نیست روزی بیا به کلبهٔ ما از ره شکار تحقیق حال گوشه‌نشینان گناه نیست هنگام چاشت، سفرهٔ بی نان ما ببین تا بنگری که نام و نشان از رفاه نیست دزدم لحاف برد و شبان گاو پس نداد دیگر به کشور تو، امان و پناه نیست از تشنگی، کدوبنم امسال خشک شد آب قنات بردی و آبی بچاه نیست سنگینی خراج، بما عرصه تنگ کرد گندم تراست، حاصل ما غیر کاه نیست در دامن تو، دیده جز آلودگی ندید بر عیبهای روشن خویشت، نگاه نیست حکم دروغ دادی و گفتی حقیقت است کار تباه کردی و گفتی تباه نیست صد جور دیدم از سگ و دربان به درگهت جز سفله و بخیل، درین بارگاه نیست ویرانه شد ز ظلم تو، هر مسکن و دهی یغماگر است چون تو کسی، پادشاه نیست مردی در آنزمان که شدی صید گرگ آز از بهر مرده، حاجت تخت و کلاه نیست یکدوست از برای تو نگذاشت دشمنی یک مرد رزمجوی، ترا در سپاه نیست جمعی سیاهروز سیهکاری تواند باور مکن که بهر تو روز سیاه نیست مزدور خفته را ندهد مزد، هیچکس میدان همت است جهان، خوابگاه نیست تقویم عمر ماست جهان، هر چه میکنیم بیرون ز دفتر کهن سال و ماه نیست سختی کشی ز دهر، چو سختی دهی بخلق در کیفر فلک، غلط و اشتباه نیست #پروین_اعتصامی✍ #شکایت_پیرزن وزن شعر؛ مستفعلن مفاعلُ مستفعلن فعَل دعوتید به آوای دل👇 🆔@saeed2173ad آوا: #سعید_لسان 🎤 تابستان  ۱۴۰۲ 🪴🍃🪴🍃🪴🍃🪴

چگونه از دیافراگم بخوانیم ؟ خروج صدا از دیافراگم به این معنی نیست که دیافراگم ما صدایی تولید میکند؛ بلکه به این معنی است که هوایی که صدا را تولید میکند از دیافراگم خارج میشود. در فن بیان می آموزیم که هوا را مستقیم از دیافراگم به حنجره بفرستیم. اول باید حواسمان به دیافراگم باشد. دیافراگم یک ماهیچه است که منقبض و منبسط میشود. این انقباض و انبساط میتواند تحت کنترل ما درآید. وقتی به کنترل ما درآمد دریافت و تخلیه هوا هم به کنترل ما درمی آید. دیافراگم و هوا وقتی میگوییم نفس گیری دیافراگمی یعنی باید در هر دم و بازدم از دیافراگم خود برای ورود و خروج هوا استفاده کنیم. نفس عمیق با بینی و خروج هوا از راه دهان . در نفس گیری دیافراگمی بایستید و دست ها را در طرفین آزاد و رها آویزان کنید و پاها را به عرض شانه باز کنید و با بینی نفس عمیق بکشید . نکته ی مهم اینکه در هنگام نفس گیری نباید سرشانه ها بالا بیایند و قفسه سینه به جلو کشیده شود . بلکه فقط باید شکم به طرف جلو باد شود . هر دم با انقباض ماهیچه های دیافراگم هوا را به داخل میکشد. حال این هوا است که باید با خروج خود از طریق انبساط دیافراگم به حنجره برخورد کند و صدا تولید کند. گلو نباید دخالت کند وقتی دیافراگم هوا را پمپاژ میکند این هوا باید مستقیما به حنجره برسد و چیزی بر سر راهش قرار نگیرد. هر مانعی که بر سر هوا قرار بگیرد از کیفیت صدایی که قرار است تولید شود می کاهد. گلو یکی از اعضایی است که اکثر افراد با انقباض و انبساط آن فشار هوای صحبتشان را تنظیم میکنند. انقباض ماهیچه های گلو به هنگام بازدم مانعی ایجاد میکند بر سر راه هوایی که قرار است مستقیم از دیافراگم به حنجره برسد. حنجره باید صدا تولید کند هوایی که از دیافراگم میرسد به تارهای صوتی که در حنجره قرار دارند برخورد میکند. تارهای صوتی میلرزند و لرزیدنشان مانند لرزیدن سیم های ساز صدا تولید میکند. چگونه از دیافراگم بخوانیم ؟ ما باید ماهیچه دیافراگم را به قدری تربیت کنیم که بتواند هوا را به هر میزان که خواستیم مستقیم و بدون دخالت ماهیچه گلو به حنجره بفرستد. برای اینکار تقویت ماهیچه دیافراگم ضرورت پیدا میکند. تمرین هیس مهمترین تمرینی که در این زمینه مطرح میشود تمرین هیس است. به این صورت که به همان شکل ایستاده که بالاتر عرض کردم ، نفس میگیرید و نفستان را به آرامی با صدای هیس خارج میکنید. دقت کنید که صدای هیس کم و زیاد نشود. فشار باید به دیافراگم وارد شود. یعنی شکم باید به داخل فرو برود . این تمرین شما را عادت میدهد که مستقیم با کنترل دیافراگم هوا را خارج کنید. هوا را به صدا تبدیل کنید حالا دوباره نفس بگیرید و صدای هیس را خارج کنید. سپس سعی کنید هیس را که صدای نفس است به ها ها که صدای حنجره است تبدیل کنید. یعنی بگویید ها ها ها نکته مهم: هنگام تبدیل نفس به صدا نباید کنترل از دست دیافراگمتان خارج شده و به دست گلو سپرده شود. یعنی نگویید آ آ آ خروج صدا از دیافراگم را به یک عادت تبدیل کنید با انجام تمرینات فوق و ممارست و مطالعه مقالاتی در این زمینه دیگر میتوانید کم کم به صدای دیافراگمی دست پیدا کنید. صدای دیافراگمی دارای پایه قوی تر، پر حجم تر و دارای انعطاف بالاتری است. بعد از اینکه یاد بگیریم چگونه از دیافراگم بخوانیم یا چگونه هوا را مستقیما از دیافراگم به حنجره برسانیم، میتوانیم کارهایی با صدای خود انجام دهیم که پیش از این برایمان ممکن نبوده است. مثلا میتوانیم نت های خیلی پایین یا خیلی بالا که پیش از این فکر میکردیم حنجره مان نمیتواند تولیدشان کند تولید کنیم. میتوانیم بسیار بلندتر صحبت کنیم یا آواز بخوانیم و … بنابریان سعی کنید تنفس دیافراگمی را آموخته و به صورت یک عادت درآورید تا بتوانید از نتایج آن در فن بیان و خوانندگی و گویندگی و دکلمه خوانی و قصه گویی  بهره مند شوید. با آرزوی بهترین ها برای شما

اَلا یا اَیُّهَا السّاقی اَدِرْ کَأسَاً و ناوِلْها که عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکل‌ها به بویِ نافه‌ای کآخر صبا زان طُرّه بگشاید ز تابِ جعدِ مشکینش چه خون افتاد در دل‌ها مرا در منزلِ جانان چه امنِ عیش چون هر دَم جَرَس فریاد می‌دارد که بربندید محمل‌ها به می سجّاده رنگین کن گرت پیرِ مُغان گوید که سالِک بی‌خبر نبود ز راه و رسمِ منزل‌ها شبِ تاریک و بیمِ موج و گردابی چنین هایل کجا دانند حالِ ما سبک‌بارانِ ساحل‌ها همه کارم ز خودکامی به بدنامی کشید آخر نهان کِی مانَد آن رازی کزو سازند محفل‌ها حضوری گر همی‌خواهی از او غایب مشو حافظ مَتٰی ما تَلْقَ مَنْ تَهْویٰ دَعِ الدُّنْیا و اَهْمِلْها حضرت حافظ غزل شماره ۱ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن دعوتید به آوای دل👇 🆔@saeed2173ad آوا: #سعید_لسان 🎤 تابستان ۱۴۰۲ 🪴🍃🪴🍃🪴🍃🪴

موج‌ها خوابیده‌اند، آرام و رام طبل توفان از نوا افتاده است چشمه‌های شعله‌ور خشکیده‌اند آب‌ها از آسیا افتاده است در مزار آباد شهر بی تپش وای ِ جغدی هم نمی‌آید به گوش دردمندان بی خروش و بی فغان خشمناکان بی فغان و بی خروش آه‌ها در سینه‌ها گم کرده راه مرغکان سرْشان به زیر بال‌ها در سکوت جاودان مدفون شده ست هر چه غوغا بود و قیل و قال‌ها آب‌ها از آسیا افتاده است دارها برچیده، خون‌ها شسته‌اند جای رنج و خشم و عصیان بوته‌ها پِشکبن‌های پلیدی رسته‌اند مشت‌های آسمانکوب قوی وا شده‌ست و گونه‌گون رسوا شده‌ست یا نهان سیلی زنان یا آشکار کاسهٔ پست گدایی‌ها شده‌ست خانه خالی بود و خوان بی آب و نان و آنچه بود، آش دهن‌سوزی نبود این شب است، آری، شبی بس هولناک لیک پشت تپه هم روزی نبود باز ما ماندیم و شهر بی تپش و آنچه کفتار است و گرگ و روبه‌ است گاه می‌گویم فغانی بر کشم باز می بینم صدایم کوته ا‌ست باز می‌بینم که پشت میله‌ها مادرم استاده، با چشمان تر ناله‌اش گم گشته در فریادها گویدم گویی که: «من لالم، تو کر!» آخر انگشتی کند چون خامه‌ای دست دیگر را بسان نامه‌ای گویدم: «بنویس و راحت شو» -به رمز- «تو عجب دیوانه و خودکامه‌ای!» من سری بالا زنم، چون ماکیان از پس نوشیدن هر جرعه آب مادرم جنباند از افسوس سر هر چه از آن گوید، این بیند جواب گوید: «آخر ... پیرهاتان نیز ... هم» گویمش: «اما جوانان مانده‌اند» گویدم: «این‌ها دروغند و فریب» گویم: «آن‌ها بس به گوشم خوانده‌اند» گوید: «اما خواهرت، طفلت، زنت...؟» من نهم دندان غفلت بر جگر! چشم هم اینجا دم از کوری زند گوش کز حرف نخستین بود کر گاه‌ِ رفتن گویدم نومیدوار وآخرین حرفش که: «این جهل است و لج قلعه‌ها شد فتح، سقف آمد فرود» وآخرین حرفم ستون است و فرج! می‌شود چشمش پر از اشک و به خویش می‌دهد امّید دیدار مرا من به اشکش خیره از این سوی و باز دزد مسکین برده سیگار مرا آب‌ها از آسیا افتاده، لیک باز ما ماندیم و خوان این و آن میهمان باده و افیون و بنگ از عطای دشمنان و دوستان آب‌ها از آسیا افتاده، لیک باز ما ماندیم و عدل ایزدی و آنچه گویی گویدم هر شب زنم: «باز هم مست و تهی دست آمدی؟» آن که در خونش طلا بود و شرف شانه‌ای بالا تکاند و جام زد چتر پولادین ناپیدا به دست رو به ساحل‌های دیگر گام زد در شگفت از این غبار بی سوار خشمگین، ما ناشریفان مانده‌ایم آب‌ها از آسیا افتاده، لیک باز ما با موج و توفان مانده‌ایم هر که آمد بار خود را بست و رفت ما همان بدبخت و خوار و بی نصیب زآن چه حاصل، جز دروغ و جز دروغ؟ زین چه حاصل، جز فریب و جز فریب؟ باز می‌گویند: فردای دگر صبر کن تا دیگری پیدا شود نادری پیدا نخواهد شد، امید کاشکی اسکندری پیدا شود! #مهدی_اخوان_ثالث #نادر_یا_اسکندر #آخر_شاهنامه #انتشارات_زمستان دعوتید به آوای دل👇 🆔@saeed2173ad آوا: #سعید_لسان 🎤 تابستان ۱۴۰۲ 🪴🍃🪴🍃🪴🍃🪴

1-توجه به آکسانها و تاکیدها در حین خوانش=1 2-داشتن حس و لحن مناسب و تغییرات لازم در آنها و رعایت بار حسی کلمات و واژه ها=1 3- توجه به سرعت خوانش و نفسگیری صحیح=1 4- شروع مناسب و همینطور خاتمه مناسب تر و ایجاد فراز و فرودهای مناسب در مراحل خوانش=1 5- دقت لازم در تلفظ دقیق و صحیح و کامل واژه ها-1 6-توجه به مکمل خوانی و رعایت آن در موارد لازم=1 7-تسلط به شعر (بخصوص وزن شعر) و متن مورد خوانش و برنامه ریزی مناسب برای دکلمه ی آن=1 8- استفاده از موزیک بدون کلام مناسب حین خوانش یا در مرحله ی میکس بعد از انجام خوانش=1 9-توجه به مهارت ایجاد مکث و کشش های مناسب=1 10- رعایت امانتداری شعر و متن ،و ذکر اسم شاعر و نویسنده و همینطور خوانش کننده=1 مجموع امتیازها ده نمره

از زَمزمه دلتنگیم، از هَمهمه بیزاریم ؛ نه طاقتِ خاموشی، نه تابِ سخن داریم آوارِ پریشانی‌ست، رو سوی چه بگریزیم هنگامه‌ی حیرانی‌ست، خود را به کِه بسپاریم تشویشِ هزار آیا ، وسواسِ هزار اما ؛ کوریم و نمی‌بینیم ، وَرنه همه بیماریم دورانِ شکوهِ باغ، از خاطرمان رفته‌ست ؛ امروز که صف‌درصف، خشکیده و بی‌باریم دردا که هدر دادیم ، آن ذاتِ گرامی را تیغیم و نمی‌بُرّیم ، ابریم و نمی‌باریم ما خویش ندانستیم، بیداریمان از خواب گفتند که بیدارید، گفتیم که بیداریم من راهِ تو را بسته، تو راهِ مرا بسته امّیدِ رهایی نیست، وقتی همه دیواریم #حسین_منزوی✍ وزن شعر: مفعولُ مفاعیلن مفعولُ مفاعیلن بحر: هزج مثمن اخرب دعوتید به آوای دل👇 🆔@saeed2173ad آوا: #سعید_لسان 🎤 تابستان ۱۴۰۲ 🪴🍃🪴🍃🪴🍃🪴

گر دست رَسَد در سرِ زُلفینِ تو بازم چون گوی چه سرها که به چوگانِ تو بازم زلفِ تو مرا عمر دراز است ولی نیست در دست، سرِ مویی از آن عمرِ درازم پروانهٔ راحت بده ای شمع که امشب از آتشِ دل پیش تو چون شمع گُدازم آن دَم که به یک خنده دهَم جان چو صُراحی مستانِ تو خواهم که گُزارَند نمازم چون نیست نمازِ منِ آلوده نمازی در میکده زان کم نَشَوَد سوز و گُدازم در مسجد و میخانه خیالت اگر آید محراب و کمانچه ز دو ابرویِ تو سازم گر خلوتِ ما را شبی از رخ بِفُروزی چون صبح بر آفاقِ جهان سر بِفَرازم محمود بُوَد عاقبتِ کار در این راه گر سر بِرَوَد در سرِ سودایِ اَیازم حافظ غمِ دل با که بگویم؟ که در این دور جز جام نشاید که بُوَد محرمِ رازم حضرت حافظ غزل ۳۳۴ وزن شعر: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن دعوتید به آوای دل👇 🆔@saeed2173ad آوا: #سعید_لسان 🎤 تابستان ۱۴۰۲ 🪴🍃🪴🍃🪴🍃🪴

Repost from N/a
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن https://www.aparat.com/v/2FyEO

افاعیل اوزان و بحور متداول ۲۲گانه | مجموعه اشعار و آثار دکتر عبدالحسین جلالیان http://dr-jalalian.ir/?p=4121

#اسم_وزن 📄 نام گذاری وزن ها چندان سخت نیست در کتاب به صورت کلی توضیح داده و مطلب را تموم کرده من به صورت جزء به جزء توضیح میدم: اول این هارا به خاطر بسپارید . #مفاعیلن : هزج #فاعلاتن: رمل #مستفعلن:رجز #فعولن: متقارب اگر بیت : دارای #چهار رکن باشد: مربع(رابع عربی) دارای #شش رکن باشد: مسدس(سادس عربی) دارای #هشت رکن باشد:مثمن(ثامن عربی) اگر: هجاهای همه ارکان #برابر باشد: سالم هجای رکن اخر نسبت به ارکان ماقبل آن یک هجا کمتر داشته باشد: محذوف نامیده میشود مفاعیلن مفاعیلن: هزج مربع سالم مفاعیلن فعولن: هزج مربع محذوف فاعلاتن فاعلاتن : رمل مربع سالم فاعلاتن فاعلن: رمل مربع محذوف مستفعلن مستفعلن : رجز مربع سالم مستفعلن مفعول : رجز مربع محذوف فعولن فعولن: متقارب مربع سالم فعولن فعل: متقارب مربع محذوف مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن : هزج مسدس سالم مفاعیلن مفاعیلن فعولن: هزج مسدس محذوف فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن: رمل مسدس سالم فاعلاتن فاعلاتن فاعلن : رمل مسدس محذوف مستفعلن مستفعلن مستفعلن : رجز مسدس سالم مستفعلن مستفعلن مفعول: رجز مسدس محذوف فعولن فعولن فعولن: متقارب مسدس سالم فعولن فعولن فعل: متقارب مسدس محذوف مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن: هزج مثمن سالم مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن فعولن: هزج مثمن محذوف فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن: رمل مثمن سالم فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن : رمل مثمن محذوف مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن: رجز مثمن سالم مستفعلن مستفعلن مستفعلن مفعول: رجز مثمن محذوف فعولن فعولن فعولن فعولن : متقارب مثمن سالم فعولن فعولن فعولن فعل: متقارب مثمن محذوف

🟣 جزوه مختصر و مفید #ادبیات و #اوزان_عروضی در #شعر ✅ برای تقویت #رکن_کلام ✳️ مفید برای هنرجویان محترم #هنر_آواز و #دکلمه 💚🎼🎤

خواننده_صدا 🔹تن صدا به خصوصيات فردي از قبيل بنيه جسمي، حالت جمجمه، بزرگي قفسه سينه، بزرگي حفره هاي بيني و دهان و… بستگي دارد. خاطر نشان می شود که بالا رفتن کيفيت صدا، رابطه مستقيم با کيفيت تنفس دارد. تنفس صحيح صدا را دلنشين تر مي‌نمايد. نکته ديگر اينکه تار‌هاي صوتي که صدا را توليد مي‌کند، در واقع چند عضله ضعيف و کوچک بيشتر نيستند. چون عضلات را مي‌توان با ورزش قوي‌تر کرد، بايد با ورزش دادن عضلات گلو و حنجره، صدا را قوي‌تر نمود تا ديرتر توان خود را از دست بدهند. دقيقا مثل يک بدن‌ساز که با استفاده از دمبل‌هاي سبک و سنگين عضلات شانه و بازوي خود را قوي مي‌کند تا بعد از مدتي بتواند يک وزنه‌ي سنگين را بلند نمايد. پس تنفس صحيح باعث پر طنين شدن صدا مي‌گردد و ورزش دادن عضلات باعث قوي شدن آن خواهد شد. تمرین 1: آرامش — در محلي ساکت و آرام بنشينيد و عضلات را شل کنيد سپس نفس عميقي کشيده و در پايين ترين پرده حرف «آ» را به صورت ممتد و کشيده ادا نماييد و آنقدر ادامه دهيد تا بازدم شما تمام گردد. دوباره ريه ها را تا جايي که امکان دارد، از هوا پر کنيد و در حالت بازدم به صورت کشيده بگويين کار را تا پنج دقيقه به طور مدام تکرار نماييد. در اين کار عجله نکنيد و از پايين ترين حالت ممکن آغاز نماييد. وقتي که حس کرديد که حنجره شما خوب گرم شده است، حرف «آ» را در يک پرده بالاتر، با همان کيفيت اجرا کنيد. اين کار را همين طور پرده به پرده ادامه داده و بالا رويد و اين نکته را کساني که مبتدي هستند بايد توجه داشته باشند که به هيچ وجه نبايد عجله نمايند. بايد با حوصله اين کار را به انجام رساند چون تمام پختگي صدا و قوت آن بستگي به تمرين در پرده هاي پايين دارد. اين کار را که انجام داديد و به پرده آخر صداي خود در حرف «آ» رسيديد، حنجره شما به خوبي گرم شده است و بعد از يک ربع تمرين، حالا مي توانيد با تمام قدرت يک بيت شعر را با آواز بلند (در اصطلاح شش دانگ) بخوانيد بدون اين که آسيبي به حنجره شما برسد. (اگر در بين تمرين، هنگام بالا بردن پرده بعدي احساس خارش يا سوزش و يا سرفه نموديد، بدانيد که عجله کرده ايد و به توصيه اين حقير گوش نداده ايد. در اين حالت به پرده قبلي بازگشته و دقايقي آن را ادامه دهيد و يا اينکه تمرين را براي مدتي قطع نماييد همچنين در پر کردن ريه ها هم نبايد عجله کرد) تمرین 2: براي زنگ دار شدن صدا به تمرينات زير توجه نماييد. در حالتي راحت بنشينيد و عضلات را رها نموده و کلماتي از قبيل منگ، هنگ، زنگ، … که به نگ ختم مي‌شوند را با آهنگي تو دماغي، با مسدود کردن دهان با زبان و کشيدگي، اجرا نماييد. دستانتان را زير چانه بزنيد ( حالتي که انسان چيزي را تماشا مي‌کند) و فرض کنيد که چيزي را مي‌جويد. مکرر دهانتان را باز و بسته نماييد. بعد از مدتي استراحت، دوباره اين کار ار انجام دهيد. اين تمرين و تمرين قبل، باعث قوي شدن عضلات چانه، شقيقه و گلو مي‌شود و کم کم فک و گلو در اختيار شما در مي آيد تا حروف را موقع خواندن بهتر ادا کنيد زيرا عدم توانايي در تلفظ واضح حروف و خستگي زودرس فک و دهان، ناشي از ضعيف بودن اين عضلات است.

#صدا #فن_بیان ❓سوال پرسیدین که : چیکار کنم لرزش صدا نداشته باشم!؟ وقتی استرس دارم، لرزش صدا میگیرم! ✅ جواب: بدون شک صدای ما یکی از مهم‌ترین ابزار ارتباطی ماست. صدا بعد از ظاهر اولین عامل تاثیرگذاری روی دیگران است. از صدای ما نسبت به اعتماد به نفس و میزان تسلطمون به موضوع توسط مخاطبینمون هم قضاوت میشه. برای مثال فردی که صدای با صلابت و رسایی داره در نظر مردم با اعتماد به نفس هست و اگه لرزش صدا داشته باشه طبیعتا اعتماد به نفس کمی داره. 😖کسی که لرزش صدا داره، خیلی جدی گرفته نمیشه! شاید غیر منطقی باشه اما خب واقعیت رو نمیشه کتمان کرد. 🤔 حالا فرض کنید شخصی با صدایی که در حال لرزش هست در جلسه ای شروع به صحبت کنه، به نظرت چی میشه؟ افرادی که در اون جمع هستن چه حسی پیدا میکنن؟! در مورد اون فرد چه قضاوتی میکنن؟ 🤨 احتمالا این برداشت ها یا قضاوت ها از شخص میشه که : -خیلی خجالتیه - از فلانی می ترسه صداش میلرزه هاااااا!!!!! - از صحبت در جمع می ترسه - اصلا اعتماد به نفس نداره - خودش به صحبت های خودش اطمینان نداره - این که اصلا حرف زدن بلد نیست بیا بشین بابا!!! - اصلا نمیدونه چی بگه، هول شده - ببین تورو خدا، این که اصلا به حرفای خودش تسلط نداره، خودش مونده چی بگه 👈 گاها پیش میاد که به خاطر استرس و تسلط نداشتن به محتوا در صحبت افراد لرزش صدا پیش میاد. ما اگه به محتوایی که بیان می کنیم ایمان و تسلط نداشته باشیم احتمال داره که لرزشی در صدای ما به وجود بیاد. اتفاقا یکی از قضاوت هایی که در مورد افرادی که صداشون میلرزه، همین مورد هست که به محتوا و صحبت خودشون تسلط ندارن. پس این موضوع رو می تونی به خوبی برای خودت مدیریت کنی! یعنی از قبل روی محتوایی که میخوای ارایه بدی کار و تمرین کن تا زمانی که به خوبی از پسش بر بیای. بنابراین یکی از تمریناتی که میتونه به این موضوع کمک کنه تمرین جلو آینه و ضبط صدا و تصویر خودمون هست. 🪞تمرین مقابل آینه: به تقویت فن بیان و  تسلط به موضوعی که میخوای در موردش حرف بزنی کمک میکنه و وقتی به موضوع تسلط داشته باشی، اعتماد به نفست هم بیشتر میشه که اگه یادت باشه اولش گفتم: ✅ اعتماد  به نفسِ بیشتر یعنی صدای رساتر و محکم!     

تو را که هر چه مراد است در جهان داری چه غم ز حال ضعیفان ناتوان داری بخواه جان و دل از بنده و روان بستان که حکم بر سر آزادگان روان داری میان نداری و دارم عجب که هر ساعت میان مجمع خوبان کنی میانداری بیاض روی تو را نیست نقش درخور از آنک سوادی از خط مشکین بر ارغوان داری بنوش می که سبکروحی و لطیف مدام علی الخصوص در آن دم که سر گران داری مکن عتاب از این بیش و جور بر دل ما مکن هر آن چه توانی که جای آن داری به اختیارت اگر صد هزار تیر جفاست به قصد جان من خسته در کمان داری بکش جفای رقیبان مدام و جور حسود که سهل باشد اگر یار مهربان داری به وصل دوست گرت دست می‌دهد یک دم برو که هر چه مراد است در جهان داری چو گل به دامن از این باغ می‌بری حافظ چه غم ز ناله و فریاد باغبان داری حضرت حافظ ✍ غزل ۴۴۵ وزن شعر: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن دعوتید به آوای دل👇 🆔@saeed2173ad آوا: #سعید_لسان 🎤 بهار ۱۴۰۲ 🍃🌸🌺🍃🌸🌺🍃

آن دوست که من دارم وان یار که من دانم شیرین دهنی دارد دور از لب و دندانم بخت این نکند با من کان شاخ صنوبر را بنشینم و بنشانم گل بر سرش افشانم ای روی دلارایت مجموعه زیبایی مجموع چه غم دارد از من که پریشانم دریاب که نقشی ماند از طرح وجود من چون یاد تو می‌آرم خود هیچ نمی‌مانم با وصل نمی‌پیچم وز هجر نمی‌نالم حکم آن چه تو فرمایی من بنده فرمانم ای خوبتر از لیلی بیم است که چون مجنون عشق تو بگرداند در کوه و بیابانم یک پشت زمین دشمن گر روی به من آرند از روی تو بیزارم گر روی بگردانم در دام تو محبوسم در دست تو مغلوبم وز ذوق تو مدهوشم در وصف تو حیرانم دستی ز غمت بر دل پایی ز پیت در گل با این همه صبرم هست وز روی تو نتوانم در خفیه همی‌نالم وین طرفه که در عالم عشاق نمی‌خسبند از ناله پنهانم بینی که چه گرم آتش در سوخته می‌گیرد تو گرمتری ز آتش من سوخته تر ز آنم گویند مکن سعدی جان در سر این سودا گر جان برود شاید من زنده به جانانم حضرت سعدی✍ غزل ۴۱۲ وزن شعر: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن دعوتید به آوای دل👇 🆔@saeed2173ad آوا: #سعید_لسان 🎤 بهار ۱۴۰۲ 🍃🌸🌺🍃🌸🌺🍃