آموزش دکلمه ، گویندگی و فن بیان
Ir al canal en Telegram
کانالی برای آموختن هرچه نیکوتر سخن گفتن وآموزش دکلمه وفن بیان IDمدیر کانال @saeed2173
Mostrar más800
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
Sin datos30 días
Archivo de publicaciones
https://www.instagram.com/reel/DeUITZCCCbq/?rpxt=Z3BhaHR5ZWl6dHMx
واج به واج
آموزش کاربردی
لینک پیج آموزش خوانندگی در اینستاگرام
آموزش صفر تا صد و واج به واج ترانه ها و تصنیف های ایران زمین
توسط: استاد مهندس معمارمقدم
🌺🌸🍃🌸🌺🍃🌺
Repost from آوای دل❤️
هوای روی تو دارم نمی گذارندم
مگر به کوی تو این ابرها ببارندم
مرا که مست توام این خمار خواهد کشت
نگاه کن که به دست که می سپارندم
مگر در این شب دیر انتظار عاشق کش
به وعده های وصال تو زنده دارندم
غمم نمی خورد ایام و جای رنجش نیست
هزار شکر که بی غم نمی گذارندم
سری به سینه فرو برده ام مگر روزی
چو گنج گم شده زین کنج غم برآرندم
چه باک اگر به دل بی غمان نبردم راه
غم شکسته دلانم که می گسارندم
من آن ستارهٔ شب زنده دار امیدم
که عاشقان تو تا روز می شمارندم
چه جای خواب که هرشب محصّلان فراق
خیال روی تو بر دیده می گمارندم
هنوز دست نشسته ست غم ز خون دلم
چه نقشها که ازین دست مینگارندم
کدام مست می از خون سایه خواهد کرد
که همچو خوشهٔ انگور می فشارندم
#هوشنگ_ابتهاج✍
دعوتید به آوای دل👇
🆔@saeed2173ad
آوا: #سعید_لسان 🎤
مهر ۱۴۰۵
🍂🍂🍂🍂🍂🍂
Repost from آوای دل❤️
خون و خاکستر
آنزلزله ای که
خانه را لرزاند....
#نادر_نادرپور✍
دعوتید به آوای دل👇
🆔@saeed2173ad
آوا: #سعید_لسان 🎤
مهر ماه ۱۴۰۵
🍂🍂🍂🍂🍂🍂
به نام آن یگانه هستیبخش که صوت را روح بخشید و نوا را زبانِ راز ،
در این عالم فانی، هرچه هست نموداری است از زیبایی ازلی ، و هنر نوازندگی، شریفترین تجلیگاه آن زیبایی است. آن کس که قلم قدرت بر ساز میراند نه تنها انگشت بر سیم و چوب میلغزاند بلکه از اسرار کائنات پردهبرداری میکند.
موسیقار متبحّر، چون ساحری است که با تار و سهتار، با دف و سنتور، روح شنونده را از ساحت کدورتهای روزمره به عالمی دیگر، جایی که تنها نظم نغمه جاری است، کوچ میدهد. هرگاه که مضراب بر سیم فرود آید، گویی دلی شکسته و مجدداً ترمیم میشود، هر نت، یک راز است و هر گام در دستگاهها، یک سفر است به ناکجاآباد دلخواه .
صوت خوش، مرهم دلهای ناآرام است. این نغمهها را نه گوش سر، که باطن جان باید شنید. نوازنده، با هر مقام از شور و دشتی که حکایت از حال عاشقی دارد، تا همایون که شکوه سلطنت را نوید میدهد بندهای است که کلام حق را به زبانی میسراید که فراتر از حد فهم عادی است.
پس، نوازندگی نه یک صنعت، که شأنی مقدس است ، هنری که دربار پادشاهان را زینت میبخشد و در خلوت عارفان، محرم اسرار است .
درود بر آن هنرمند که زخمههایش، تار و پود زمان را به هم میدوزد و بهار را در دل زمستان زنده میدارد.
🥀🥀🥀🥀🥀
♦️لحن چیست؟
🔸️بسیاری لحن را معادل فن بیان میدانند. لحن همان فن بیان نیست، اما لحن درست مهمترین رکن فن بیان است و همه تکنیکهای فن بیان مانند فراز و فرود صدا، آکسانگذاری و مکثها باید در خدمت لحن قرار گیرند.
🔸️اگر متن یا شعر میخوانیم یا سخنرانی میکنیم، همه تکنیکهای فن بیان باید در خدمت لحن صورت گیرد.
💎لحن یعنی احساس گوینده سخن که بر کلام وی تسری پیدا میکند.
Repost from آوای دل❤️
کفشهایم کو؟
#سهراب_سپهری✍
دعوتید به آوای دل👇
🆔@saeed2173ad
آوا: #سعید_لسان 🎤
شهریور ماه ۱۴۰۵
☘☘☘☘☘☘
به سانرهنوردانی که در افسانه ها گویند،
گرفته کولبار زاد ره بردوش...
#مهدی_اخوان_ثالث✍
#چاووشی
برای دسترسی به متن کامل این شعر بلند و زیبا
دعوتید به آوای دل👇
🆔@saeed2173ad
آوا: #سعید_لسان 🎤
شهریور ۱۴۰۲
🪴🍃🪴🍃🪴🍃🪴
#ارمغان_فرشته
#مهدی_اخوان_ثالث✍
چهارم شهریور۱۴۰۲
بمناسبت سالروز درگذشت اخوان جان
دعوتید به آوای دل👇
🆔@saeed2173ad
آوا: #سعید_لسان 🎤
🪴🍃🪴🍃🪴🍃🪴
#مهدی_اخوان_ثالث✍
#خان_دشتی
برای دسترسی به متن کامل این شعر بلند
دعوتید به آوای دل👇
🆔@saeed2173ad
آوا: #سعید_لسان 🎤
تابستان ۱۴۰۲
🪴🍃🪴🍃🪴🍃🪴
روز شکار، پیرزنی با قباد گفت
کاز آتش فساد تو، جز دود و آه نیست
روزی بیا به کلبهٔ ما از ره شکار
تحقیق حال گوشهنشینان گناه نیست
هنگام چاشت، سفرهٔ بی نان ما ببین
تا بنگری که نام و نشان از رفاه نیست
دزدم لحاف برد و شبان گاو پس نداد
دیگر به کشور تو، امان و پناه نیست
از تشنگی، کدوبنم امسال خشک شد
آب قنات بردی و آبی بچاه نیست
سنگینی خراج، بما عرصه تنگ کرد
گندم تراست، حاصل ما غیر کاه نیست
در دامن تو، دیده جز آلودگی ندید
بر عیبهای روشن خویشت، نگاه نیست
حکم دروغ دادی و گفتی حقیقت است
کار تباه کردی و گفتی تباه نیست
صد جور دیدم از سگ و دربان به درگهت
جز سفله و بخیل، درین بارگاه نیست
ویرانه شد ز ظلم تو، هر مسکن و دهی
یغماگر است چون تو کسی، پادشاه نیست
مردی در آنزمان که شدی صید گرگ آز
از بهر مرده، حاجت تخت و کلاه نیست
یکدوست از برای تو نگذاشت دشمنی
یک مرد رزمجوی، ترا در سپاه نیست
جمعی سیاهروز سیهکاری تواند
باور مکن که بهر تو روز سیاه نیست
مزدور خفته را ندهد مزد، هیچکس
میدان همت است جهان، خوابگاه نیست
تقویم عمر ماست جهان، هر چه میکنیم
بیرون ز دفتر کهن سال و ماه نیست
سختی کشی ز دهر، چو سختی دهی بخلق
در کیفر فلک، غلط و اشتباه نیست
#پروین_اعتصامی✍
#شکایت_پیرزن
وزن شعر؛
مستفعلن مفاعلُ مستفعلن فعَل
دعوتید به آوای دل👇
🆔@saeed2173ad
آوا: #سعید_لسان 🎤
تابستان ۱۴۰۲
🪴🍃🪴🍃🪴🍃🪴
چگونه از دیافراگم بخوانیم ؟
خروج صدا از دیافراگم به این معنی نیست که دیافراگم ما صدایی تولید میکند؛ بلکه به این معنی است که هوایی که صدا را تولید میکند از دیافراگم خارج میشود.
در فن بیان می آموزیم که هوا را مستقیم از دیافراگم به حنجره بفرستیم.
اول باید حواسمان به دیافراگم باشد. دیافراگم یک ماهیچه است که منقبض و منبسط میشود.
این انقباض و انبساط میتواند تحت کنترل ما درآید. وقتی به کنترل ما درآمد دریافت و تخلیه هوا هم به کنترل ما درمی آید.
دیافراگم و هوا
وقتی میگوییم نفس گیری دیافراگمی یعنی باید در هر دم و بازدم از دیافراگم خود برای ورود و خروج هوا استفاده کنیم.
نفس عمیق با بینی و خروج هوا از راه دهان .
در نفس گیری دیافراگمی بایستید و دست ها را در طرفین آزاد و رها آویزان کنید و پاها را به عرض شانه باز کنید و با بینی نفس عمیق بکشید .
نکته ی مهم اینکه در هنگام نفس گیری نباید سرشانه ها بالا بیایند و قفسه سینه به جلو کشیده شود . بلکه فقط باید شکم به طرف جلو باد شود .
هر دم با انقباض ماهیچه های دیافراگم هوا را به داخل میکشد.
حال این هوا است که باید با خروج خود از طریق انبساط دیافراگم به حنجره برخورد کند و صدا تولید کند.
گلو نباید دخالت کند
وقتی دیافراگم هوا را پمپاژ میکند این هوا باید مستقیما به حنجره برسد و چیزی بر سر راهش قرار نگیرد.
هر مانعی که بر سر هوا قرار بگیرد از کیفیت صدایی که قرار است تولید شود می کاهد.
گلو یکی از اعضایی است که اکثر افراد با انقباض و انبساط آن فشار هوای صحبتشان را تنظیم میکنند.
انقباض ماهیچه های گلو به هنگام بازدم مانعی ایجاد میکند بر سر راه هوایی که قرار است مستقیم از دیافراگم به حنجره برسد.
حنجره باید صدا تولید کند
هوایی که از دیافراگم میرسد به تارهای صوتی که در حنجره قرار دارند برخورد میکند.
تارهای صوتی میلرزند و لرزیدنشان مانند لرزیدن سیم های ساز صدا تولید میکند.
چگونه از دیافراگم بخوانیم ؟
ما باید ماهیچه دیافراگم را به قدری تربیت کنیم که بتواند هوا را به هر میزان که خواستیم مستقیم و بدون دخالت ماهیچه گلو به حنجره بفرستد.
برای اینکار تقویت ماهیچه دیافراگم ضرورت پیدا میکند.
تمرین هیس
مهمترین تمرینی که در این زمینه مطرح میشود تمرین هیس است.
به این صورت که به همان شکل ایستاده که بالاتر عرض کردم ، نفس میگیرید و نفستان را به آرامی با صدای هیس خارج میکنید.
دقت کنید که صدای هیس کم و زیاد نشود.
فشار باید به دیافراگم وارد شود. یعنی شکم باید به داخل فرو برود .
این تمرین شما را عادت میدهد که مستقیم با کنترل دیافراگم هوا را خارج کنید.
هوا را به صدا تبدیل کنید
حالا دوباره نفس بگیرید و صدای هیس را خارج کنید.
سپس سعی کنید هیس را که صدای نفس است به ها ها که صدای حنجره است تبدیل کنید. یعنی بگویید ها ها ها
نکته مهم: هنگام تبدیل نفس به صدا نباید کنترل از دست دیافراگمتان خارج شده و به دست گلو سپرده شود.
یعنی نگویید آ آ آ
خروج صدا از دیافراگم را به یک عادت تبدیل کنید
با انجام تمرینات فوق و ممارست و مطالعه مقالاتی در این زمینه دیگر میتوانید کم کم به صدای دیافراگمی دست پیدا کنید.
صدای دیافراگمی دارای پایه قوی تر، پر حجم تر و دارای انعطاف بالاتری است.
بعد از اینکه یاد بگیریم چگونه از دیافراگم بخوانیم یا چگونه هوا را مستقیما از دیافراگم به حنجره برسانیم، میتوانیم کارهایی با صدای خود انجام دهیم که پیش از این برایمان ممکن نبوده است.
مثلا میتوانیم نت های خیلی پایین یا خیلی بالا که پیش از این فکر میکردیم حنجره مان نمیتواند تولیدشان کند تولید کنیم.
میتوانیم بسیار بلندتر صحبت کنیم یا آواز بخوانیم و …
بنابریان سعی کنید تنفس دیافراگمی را آموخته و به صورت یک عادت درآورید تا بتوانید از نتایج آن در فن بیان و خوانندگی و گویندگی و دکلمه خوانی و قصه گویی بهره مند شوید.
با آرزوی بهترین ها برای شما
اَلا یا اَیُّهَا السّاقی اَدِرْ کَأسَاً و ناوِلْها
که عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکلها
به بویِ نافهای کآخر صبا زان طُرّه بگشاید
ز تابِ جعدِ مشکینش چه خون افتاد در دلها
مرا در منزلِ جانان چه امنِ عیش چون هر دَم
جَرَس فریاد میدارد که بربندید محملها
به می سجّاده رنگین کن گرت پیرِ مُغان گوید
که سالِک بیخبر نبود ز راه و رسمِ منزلها
شبِ تاریک و بیمِ موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حالِ ما سبکبارانِ ساحلها
همه کارم ز خودکامی به بدنامی کشید آخر
نهان کِی مانَد آن رازی کزو سازند محفلها
حضوری گر همیخواهی از او غایب مشو حافظ
مَتٰی ما تَلْقَ مَنْ تَهْویٰ دَعِ الدُّنْیا و اَهْمِلْها
حضرت حافظ
غزل شماره ۱
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن
دعوتید به آوای دل👇
🆔@saeed2173ad
آوا: #سعید_لسان 🎤
تابستان ۱۴۰۲
🪴🍃🪴🍃🪴🍃🪴
موجها خوابیدهاند، آرام و رام
طبل توفان از نوا افتاده است
چشمههای شعلهور خشکیدهاند
آبها از آسیا افتاده است
در مزار آباد شهر بی تپش
وای ِ جغدی هم نمیآید به گوش
دردمندان بی خروش و بی فغان
خشمناکان بی فغان و بی خروش
آهها در سینهها گم کرده راه
مرغکان سرْشان به زیر بالها
در سکوت جاودان مدفون شده ست
هر چه غوغا بود و قیل و قالها
آبها از آسیا افتاده است
دارها برچیده، خونها شستهاند
جای رنج و خشم و عصیان بوتهها
پِشکبنهای پلیدی رستهاند
مشتهای آسمانکوب قوی
وا شدهست و گونهگون رسوا شدهست
یا نهان سیلی زنان یا آشکار
کاسهٔ پست گداییها شدهست
خانه خالی بود و خوان بی آب و نان
و آنچه بود، آش دهنسوزی نبود
این شب است، آری، شبی بس هولناک
لیک پشت تپه هم روزی نبود
باز ما ماندیم و شهر بی تپش
و آنچه کفتار است و گرگ و روبه است
گاه میگویم فغانی بر کشم
باز می بینم صدایم کوته است
باز میبینم که پشت میلهها
مادرم استاده، با چشمان تر
نالهاش گم گشته در فریادها
گویدم گویی که: «من لالم، تو کر!»
آخر انگشتی کند چون خامهای
دست دیگر را بسان نامهای
گویدم: «بنویس و راحت شو» -به رمز-
«تو عجب دیوانه و خودکامهای!»
من سری بالا زنم، چون ماکیان
از پس نوشیدن هر جرعه آب
مادرم جنباند از افسوس سر
هر چه از آن گوید، این بیند جواب
گوید: «آخر ... پیرهاتان نیز ... هم»
گویمش: «اما جوانان ماندهاند»
گویدم: «اینها دروغند و فریب»
گویم: «آنها بس به گوشم خواندهاند»
گوید: «اما خواهرت، طفلت، زنت...؟»
من نهم دندان غفلت بر جگر!
چشم هم اینجا دم از کوری زند
گوش کز حرف نخستین بود کر
گاهِ رفتن گویدم نومیدوار
وآخرین حرفش که: «این جهل است و لج
قلعهها شد فتح، سقف آمد فرود»
وآخرین حرفم ستون است و فرج!
میشود چشمش پر از اشک و به خویش
میدهد امّید دیدار مرا
من به اشکش خیره از این سوی و باز
دزد مسکین برده سیگار مرا
آبها از آسیا افتاده، لیک
باز ما ماندیم و خوان این و آن
میهمان باده و افیون و بنگ
از عطای دشمنان و دوستان
آبها از آسیا افتاده، لیک
باز ما ماندیم و عدل ایزدی
و آنچه گویی گویدم هر شب زنم:
«باز هم مست و تهی دست آمدی؟»
آن که در خونش طلا بود و شرف
شانهای بالا تکاند و جام زد
چتر پولادین ناپیدا به دست
رو به ساحلهای دیگر گام زد
در شگفت از این غبار بی سوار
خشمگین، ما ناشریفان ماندهایم
آبها از آسیا افتاده، لیک
باز ما با موج و توفان ماندهایم
هر که آمد بار خود را بست و رفت
ما همان بدبخت و خوار و بی نصیب
زآن چه حاصل، جز دروغ و جز دروغ؟
زین چه حاصل، جز فریب و جز فریب؟
باز میگویند: فردای دگر
صبر کن تا دیگری پیدا شود
نادری پیدا نخواهد شد، امید
کاشکی اسکندری پیدا شود!
#مهدی_اخوان_ثالث
#نادر_یا_اسکندر
#آخر_شاهنامه
#انتشارات_زمستان
دعوتید به آوای دل👇
🆔@saeed2173ad
آوا: #سعید_لسان 🎤
تابستان ۱۴۰۲
🪴🍃🪴🍃🪴🍃🪴
1-توجه به آکسانها و تاکیدها در حین خوانش=1
2-داشتن حس و لحن مناسب و تغییرات لازم در آنها و رعایت بار حسی کلمات و واژه ها=1
3- توجه به سرعت خوانش و نفسگیری صحیح=1
4- شروع مناسب و همینطور خاتمه مناسب تر و ایجاد فراز و فرودهای مناسب در مراحل خوانش=1
5- دقت لازم در تلفظ دقیق و صحیح و کامل واژه ها-1
6-توجه به مکمل خوانی و رعایت آن در موارد لازم=1
7-تسلط به شعر (بخصوص وزن شعر) و متن مورد خوانش و برنامه ریزی مناسب برای دکلمه ی آن=1
8- استفاده از موزیک بدون کلام مناسب حین خوانش یا در مرحله ی میکس بعد از انجام خوانش=1
9-توجه به مهارت ایجاد مکث و کشش های مناسب=1
10- رعایت امانتداری شعر و متن ،و ذکر اسم شاعر و نویسنده و همینطور خوانش کننده=1
مجموع امتیازها ده نمره
