662
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-37 kunlar
-2530 kunlar
Postlar arxiv
خواهرم شبا زود میخوابه و من از استرس و ترس حتی یک لحظه نمیتونم بخوابم. دو تا قرص خوردم، سه شبانه روزه در حد ۲،۳ ساعت خوابیدم اونم هوشیار، باز هم الان خوابم نمیبره. حتی اگه تو جنگ کشته نشم، احتمالا از استرس میمیرم!
توی بروجرد اومدن موشکها رو از پادگان مهندسی آوردن توی خودروسازی که شب بزنن، همون لحظه خودروسازی رو زدن و کلی کشته داده!
وای آجی 😭🫂 خود شهرک صنعتی ترس ندارها اما لامصبا تو هر کارگاهی دارن بمب و موشک و پهباد میسازند! انقدر جون مردم براشون بی اهمیته که علنی کنار مردم دارن میسازند!
وای راز میفهممت...
منم شهرک صنعتی کار میکنم و خیلی میترسم واقعا نمیدونم فردا چه جوری باید برم سرکار
من هنوز تو شوک دیشبم. کارگاه بغلی ما، کلاهک موشک میساخت، دیشب اینو زدن، کارگاه ما و ۴تای دیگه هم آتیش میگیرن. ما روز چهارشنبه کل وسایل رو آوردیم و کلید رو تحویل دادیم. اما هنوز هم تو شوکم که اگر پامو تو یه کفش نکرده بودم و اوستا الان اونجا بود زندگی منم تموم میشد. قلبم درد میکنه و حالم بده😭
