Saved Messages
Kanalga Telegram’da o‘tish
دیوانه نپرهیزد؛ t.me/BChatPlusBot?start=sc-Xi7DxAhCqN6t
Ko'proq ko'rsatish2 449
Obunachilar
-224 soatlar
-57 kun
+48230 kun
Postlar arxiv
2 449
لحظههایی هم هست که آدم دلش میخواهد از خودش بیرون بزند و برود جایی و فقط آرام بخوابد. بدون هیچ فکری، آسودهیِ آسوده
2 449
بههرحال، پریروز، یعنی جمعه، نزدیک بود از تنهایی و خستگی دق کنم.
ساعت ده و نیم از خواب بیدار شدم، یعنی پس از ده دوازده ساعت خواب و آن وقت ناگهان عظمت یا حقارت تنهایی خودم را حس کردم و به حدّی گریهام گرفت که خدا داند
نامه بهرام صادقی به ابوالحسن
2 449
توقع زیادی نبود تا سهم من از تمام دنیا، خانهای باشد که تو در آن به انتظار من نشسته باشی
2 449
آدمی که امروز و بعد از رها شدن به آن تبدیل شدم، هیچ شباهتی به کسی که روزی تو را دوست میداشت، ندارد. برای این رشد ناخواسته، از تو ممنونم
2 449
آدمی که امروز و بعد از رها شدن به آن تبدیل شدم، هیچ شباهتی به کسی که روزی دوستت داشت ندارد. برای این رشد ناخواسته از تو ممنونم
2 449
تو را نگهبان دروازهای دیدم که خوشبختی در پس آن بود. و تو بیش از آنچه که فکر میکردم به وظیفهات وفادار بودی
2 449
Repost from Saved Messages
اگر بپرسی مشکل چیست و من چرا اینقدر غمگینم، پاسخ میدهم که چون در این خانه گل و گیاهی نیست!
هیچ سبز زندهای نیست.
احتمالاً میخندی و میگویی: «همین؟»
بله همین.
این کاملترین جوابیست که میتوانم به چنین سوالی بدهم!
این یعنی در این خانه کسی حوصله ندارد از چیزی مراقبت کند.
یعنی این خانه روشنی مطلوب را ندارد.
یعنی آدمهای این خانه از هم خستهاند، از خودشان خستهاند.
یعنی امید در این خانه گم شده و ما برای پیدا شدنش تلاش نمیکنیم.
یعنی همهچیز آنقدر به هم ریخته است که انگار سامان گرفتنش محال است!
هیچ گلدان بزرگی و هیچ گل زیبایی و هیچ ساقهی بلندی و هیچ برگ پهنی نمیتواند این فاصلهها را پر کند.
2 449
به گمانم ذهنیتی که آدمها از خود برای هم به یادگار میگذارند، از همهچیز بیشتر اهمیت دارد. وگرنه همه آمدهاند که یک روز بروند
2 449
Repost from Saved Messages
اگر سخن میان من و تو پایان یافت و راههای وصال قطع شدند و جدا یا غریبه گشتیم، از نو با من آشناشو!
