uz
Feedback
Saved Messages

Saved Messages

Kanalga Telegram’da o‘tish

دیوانه نپرهیزد؛

Ko'proq ko'rsatish
1 962
Obunachilar
+124 soatlar
+87 kunlar
+2230 kunlar
Postlar arxiv
لَاخَیرَ بَعـدَكَ فِی الحَیـاةِ وَ إِنَّمَا أَبكِی مَخَـافَةَ أَن تَطُولَ حَیاتِی‏ … گریه می‌کنم، و از این می‌ترسم که بی‌تو زیاد زنده بمانم ... - بحارالانوار، جلد٤٣، ص۲۱۳ @donntnow |

مانند پرنده‌ای که در اثر یک بلا از آشیانه‌اش دور مانده و مدام اطراف این آشیانه‌ی کاملاً متروک بال بال می‌زند و هرگز چشم از آن برنمی‌دارد، سراسیمه به دور خودم چــــــرخ می‌خورم. @donntnow |

جان پس از عمری دویدن لحظه‌ای آسوده بود عقل سرپیچیده بود از آن‌چه دل فرموده بود عقل با دل روبرو شد صبح دلتنگی به خیر عقل برمی‌گشت راهی را که دل پیموده بود عقل کامل بود، فاخر بود، حرف تازه داشت دل پریشان بود، دل‌خون بود،‌ دل فرسوده بود عقل منطق داشت حرفش را به کرسی می‌نشاند دل سراسر دست و پا می‌زد ، ولی بیهوده بود … - فاضل نظری @donntnow |

همه‌ی وقت‌هایی که دارم برای عوض‌کردن چیزی از درون خودم به‌شکل مذبوحانه‌ای تلاش می‌کنم و می‌خوام ادای چیزهایی رو دربیارم که در من و برای من نیست، اون صدایِ عاقل توی دلم نهیبم می‌زنه که حداقل به حرمت تموم اون آدم‌حسابی‌هایی که تو رو همین‌طور با تمام این نواقص و کاستی‌ها باور دارن، از سرزنش‌کردن خودت و تبدیلش به چیزِ دیگه‌ای دست بردار. خودت باش، مگه خودت‌ بودن چشه … @donntnow |

امیدوار بود از فردا زندگی چهره‌ی خوبش را به او نشان دهد. برای همین، سیاهی شب دیگر تفاوتی با نور روز نداشت.

اما بعد ؛ در پس تمام خنده‌ها با غم‌ها تنها مانده بود …

دلم می‌خواهد از جزئیات صورتت حرف بزنم. از خط باریك کنار لبت وقتی می‌خندی؛ از چین روی پیشانی‌ات وقتی اخم می‌کنی؛ از خطوط در هم کنار شقیقه‌ات وقتی چشم‌هایت را بهم فشار می‌دهی؛ از ابروهای‌ پر پشت و گونه‌های سرخت؛ از مژه‌های بلند و قوس لب‌هایت. دلم می‌خواهد از جزئیات صورتت حرف‌ بزنم. آنجا که بی‌‌وقفه می‌خندی و زمان کند می‌شود ... @donntnow |

يُريدونَ أَن يُطْفئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفوَاههمْ و يَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ و لَو كَرِهَ الكافرون. مى‌خواهند نور خدا را با سخنان خويش خاموش كنند ولی خدا جز این نمی‌خواهد که نور خود را کامل کند، هر چند کافران ناخشنود باشند! سوره توبه ، آیه ۳۲ @donntnow |

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ أليس من حق المُحب أن يسكن حضن محبوبه؟ آیا حق محب ساکن شدن در آغوش محبوب نیست؟

أن حضورك يخلق مني شخصاً آخر؛ شخص لا يتذكر أنه حزين. - بودنت از من آدم دیگه‌ای می‌سازه؛ آدمی که یادش نمیاد غمگینه … @donntnow |

غروب بود که رفتی و باد می‌آمد چه گریه‌ها که نکردم غروب‌ها در باد ... @donntnow |

من از فاصله‌ی میان انگشتانمان می‌گویم، و تو تنها یک مشت استعاره و ایهام و تشبیه می‌شنوی! حتی یادت نخواهد ماند که چه برایت گفته‌ام. چه راحت می‌گذری از حرف‌های کسی که از همه‌ی آدم‌ها فراریست تا تنهاییش را با تو شریک شود … @donntnow |

اگر سخن میان من و تو پایان یافت و راه‌های وصال قطع شدند و جدا و غریبه گشتیم،‏ از نو با من آشنا شو! @donntnow |

ای یار کجایی که در آغوش نه‌ای؟

به آدم‌ها نباید زیاد نزدیک شد… آدم‌ها با ابهاماتشان زیباترند. با چیزهایی که در موردشان نمی‌بینیم و نمی‌دانیم دوست داشتنی‌ترند… به شناختشان در حدی که "می‌خواهند"، باید رضایت داد چون شناختِ بیشتر در هر صورت ناامیدکننده خواهد بود. می‌شود برای شناخت یک آدم زمان گذاشت و همه‌ی ابعاد روحش را کشف کرد، می‌شود وارد حبابش شد و دنیای یک نفری‌اش را فهمید و پرده از رازهای مگویش برداشت، اما نمی‌ارزد، چنین موفقیتی هرگز به خراب شدنِ تصویر و تصورِ زیبایی که از او در ذهن ساخته‌اید نمی‌ارزد. به شدت به رعایت حد و مرزِ آدم‌ها معتقدم، در هر رابطه‌ای و از هر نوعِ آن. آدم‌ها از دور زیباترند. @donntnow |

@donntnow | خاصّ.📌

بغل کردن، رفتاری از جنس نیاز نیست. از جنس برآورده کردن نیازهای دیگری هم نیست. بلکه از جنس ابرازه، ابراز با زبان بدن. ابراز ای
بغل کردن، رفتاری از جنس نیاز نیست. از جنس برآورده کردن نیازهای دیگری هم نیست. بلکه از جنس ابرازه، ابراز با زبان بدن. ابراز این که فاصله‌ای بین من و تو نیست. و ببین چقد لمست می‌کنم؛ و ببین چقدر دارمت و مراقبتم ؛ و ببین چقدر تعلق دارم بهت! چقدر مشتاقم بهت ؟ و ببین چقد امنم … و می‌بینی چقدر قشنگی؟! بغلت می‌کنم که ببینی و می‌بینی چقد برای من مطبوعی؟! چقد میتونم ازت نفس بکشم؟! بغلت می‌کنم که قدر بودنت، باورت کنم. بغلت می‌کنم که سهم دلخواه و انتخاب‌شده‌م از دنیا باشی… @donntnow |

‏ما فاتَكَ لم يُخلق لكَ وما خُلِقَ لكَ لن يفوتكَ! آنچه را از دست دادی برای تو آفریده نشده و آنچه برای تو آفریده شده است را هرگز از دست نخواهی داد. ‌‌‌ @donntnow |

خيلی حرکت زشتیه که روی آهنگ‌ها اسم و آیدی کانالتون رو می‌زنید. یکی دیگه خونده ، یکی دیگه تنظیم کرده ، یکی دیگه کاور درست کرده ، یکی‌ دیگه آهنگ ساخته ؛ شما آیدی کانالتو می‌زنی روش؟! آها.