1 962
订阅者
+124 小时
+87 天
+2230 天
帖子存档
1 962
لَاخَیرَ بَعـدَكَ فِی الحَیـاةِ وَ إِنَّمَا أَبكِی مَخَـافَةَ أَن تَطُولَ حَیاتِی …
گریه میکنم،
و از این میترسم که بیتو
زیاد زنده بمانم ...
- بحارالانوار، جلد٤٣، ص۲۱۳
@donntnow |
1 962
مانند پرندهای که در اثر یک بلا از آشیانهاش دور مانده و مدام اطراف این آشیانهی کاملاً متروک بال بال میزند و هرگز چشم از آن برنمیدارد، سراسیمه به دور خودم چــــــرخ میخورم.
@donntnow |
1 962
جان پس از عمری دویدن لحظهای آسوده بود
عقل سرپیچیده بود از آنچه دل فرموده بود
عقل با دل روبرو شد صبح دلتنگی به خیر
عقل برمیگشت راهی را که دل پیموده بود
عقل کامل بود، فاخر بود، حرف تازه داشت
دل پریشان بود، دلخون بود، دل فرسوده بود
عقل منطق داشت حرفش را به کرسی مینشاند
دل سراسر دست و پا میزد ، ولی بیهوده بود …
- فاضل نظری
@donntnow |
1 962
همهی وقتهایی که دارم برای عوضکردن چیزی از درون خودم بهشکل مذبوحانهای تلاش میکنم و میخوام ادای چیزهایی رو دربیارم که در من و برای من نیست، اون صدایِ عاقل توی دلم نهیبم میزنه که حداقل به حرمت تموم اون آدمحسابیهایی که تو رو همینطور با تمام این نواقص و کاستیها باور دارن، از سرزنشکردن خودت و تبدیلش به چیزِ دیگهای دست بردار. خودت باش، مگه خودت بودن چشه …
@donntnow |
1 962
امیدوار بود از فردا زندگی چهرهی خوبش را به او نشان دهد. برای همین، سیاهی شب دیگر تفاوتی با نور روز نداشت.
1 962
دلم میخواهد از جزئیات صورتت حرف بزنم.
از خط باریك کنار لبت وقتی میخندی؛
از چین روی پیشانیات وقتی اخم میکنی؛
از خطوط در هم کنار شقیقهات وقتی چشمهایت را بهم فشار میدهی؛
از ابروهای پر پشت و گونههای سرخت؛
از مژههای بلند و قوس لبهایت.
دلم میخواهد از جزئیات صورتت حرف بزنم. آنجا که بیوقفه میخندی و زمان کند میشود ...
@donntnow |
1 962
يُريدونَ أَن يُطْفئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفوَاههمْ و يَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ و لَو كَرِهَ الكافرون.
مىخواهند نور خدا را با سخنان خويش خاموش كنند ولی خدا جز این نمیخواهد که نور خود را کامل کند،
هر چند کافران ناخشنود باشند!
سوره توبه ، آیه ۳۲
@donntnow |
1 962
أليس من حق المُحب أن يسكن حضن محبوبه؟
آیا حق محب ساکن شدن در آغوش محبوب نیست؟
1 962
أن حضورك يخلق مني شخصاً آخر؛ شخص لا يتذكر أنه حزين.
- بودنت از من آدم دیگهای میسازه؛ آدمی که یادش نمیاد غمگینه …
@donntnow |
1 962
من از فاصلهی میان انگشتانمان میگویم، و تو تنها یک مشت استعاره و ایهام و تشبیه میشنوی!
حتی یادت نخواهد ماند که چه برایت گفتهام. چه راحت میگذری از حرفهای کسی که از همهی آدمها فراریست تا تنهاییش را با تو شریک شود …
@donntnow |
1 962
اگر سخن میان من و تو پایان یافت و راههای وصال قطع شدند و جدا و غریبه گشتیم، از نو با من آشنا شو!
@donntnow |
1 962
به آدمها نباید زیاد نزدیک شد…
آدمها با ابهاماتشان زیباترند.
با چیزهایی که در موردشان نمیبینیم و نمیدانیم دوست داشتنیترند…
به شناختشان در حدی که "میخواهند"، باید رضایت داد چون شناختِ بیشتر در هر صورت ناامیدکننده خواهد بود.
میشود برای شناخت یک آدم زمان گذاشت و همهی ابعاد روحش را کشف کرد،
میشود وارد حبابش شد و دنیای یک نفریاش را فهمید و پرده از رازهای مگویش برداشت،
اما نمیارزد،
چنین موفقیتی هرگز به خراب شدنِ تصویر و تصورِ زیبایی که از او در ذهن ساختهاید نمیارزد.
به شدت به رعایت حد و مرزِ آدمها معتقدم،
در هر رابطهای و از هر نوعِ آن.
آدمها از دور زیباترند.
@donntnow |
1 962
بغل کردن، رفتاری از جنس نیاز نیست. از جنس برآورده کردن نیازهای دیگری هم نیست.
بلکه از جنس ابرازه، ابراز با زبان بدن.
ابراز این که فاصلهای بین من و تو نیست. و ببین چقد لمست میکنم؛
و ببین چقدر دارمت و مراقبتم ؛
و ببین چقدر تعلق دارم بهت!
چقدر مشتاقم بهت ؟
و ببین چقد امنم …
و میبینی چقدر قشنگی؟! بغلت میکنم که ببینی و میبینی چقد برای من مطبوعی؟!
چقد میتونم ازت نفس بکشم؟!
بغلت میکنم که قدر بودنت، باورت کنم.
بغلت میکنم که سهم دلخواه و انتخابشدهم از دنیا باشی…
@donntnow |
1 962
ما فاتَكَ لم يُخلق لكَ وما خُلِقَ لكَ لن يفوتكَ!
آنچه را از دست دادی برای تو آفریده نشده و آنچه برای تو آفریده شده است را هرگز از دست نخواهی داد.
@donntnow |
1 962
خيلی حرکت زشتیه که روی آهنگها اسم و آیدی کانالتون رو میزنید.
یکی دیگه خونده ، یکی دیگه تنظیم کرده ، یکی دیگه کاور درست کرده ، یکی دیگه آهنگ ساخته ؛ شما آیدی کانالتو میزنی روش؟! آها.
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
