Saved Messages
Kanalga Telegram’da o‘tish
1 960
Obunachilar
+224 soatlar
+127 kunlar
+2130 kunlar
Postlar arxiv
1 959
ظاهرا گرونیا طوفان قبل آرامشه. امیدوارم این چیزهایی که به من توضیح داده شد امشب، راست باشه …
1 959
من در زندگی آدمهای زیادی را از دست دادهام. رابطههای تلخی را تجربه کردهام. آدمهایی که باید میماندند، نماندند.
و آدمهایی که باید حمایت میکردند، نکردند.
اما هیچگاه، در هیچ شرایطی نپرسیدم چرا؟ برای من در زندگیام چرایی وجود ندارد.
اتفاقات رخ میدهند، چون باید رخ بدهند!
و آرام آرام در طول سالها متوجه شدم در هر از دست دادنی، پیدا کردنی دوباره وجود دارد.
در هر از دست دادنی، تسلیم بودم و هستم و زندگی مرا با آدمهای حمایتگر و مهربانی آشنا کرد.
آدمهایی که دردها را مرهم شدند و دلگرمیِ تمام مسیرِ سخت زندگیام شدهاند …
1 959
من در زندگی آدمهای زیادی را از دست دادهام. رابطههای تلخی را تجربه کردهام. آدمههایی که باید میماندند، نماندند.
و آدمهایی که باید حمایت میکردند، نکردند.
اما هیچگاه، در هیچ شرایطی نپرسیدم چرا؟ برای من در زندگیام چرایی وجود ندارد.
اتفاقات رخ میدهند، چون باید رخ بدهند!
و آرام آرام در طول سالها متوجه شدم در هر از دست دادنی، پیدا کردنی دوباره وجود دارد.
در هر از دست دادنی، تسلیم بودم و هستم و زندگی مرا با آدمهای حمایتگر و مهربانی آشنا کرد.
آدمهایی که دردها را مرهم شدند و دلگرمیِ تمام مسیرِ سخت زندگیام شدهاند …
1 959
مرا دوست داشته باش ؛
همچون گذشتن از این سو به آن سوی خیابان
نخست
به من نگاه کن
بعد مرا
و سپس باز هم مرا ؛ نگاه کن.
1 959
من همانم که میدانم در روز روحت چه جراحتهایی بر میدارد! و در شب، تمام روحت را در خواب باز پس میگیرم تا به آن آرامش دهم و روز بعد دوباره آنرا به زندگی برانگیخته، و تا مرگت که بسویم بازگردی، به اینکار ادامه میدهم.
• انعام ٦٠
1 959
توو دنیای موازی ؛ الآن نشستیم روبروی هم، فنجون چایی دستمونه ؛ تو داری با آب و تاب از چیزهایی که در طول روز برات اتفاق افتاده تعریف میکنی ، و من مثل آدمندیدهها زل زدم بهت.
1 959
Repost from نمیدونم.
گفت که:«شاید من فقط عادت کردم از نبودنت ناراحت باشم، شاید بودنت هم چیزیو درست نکنه.»
1 959
اما عزیز ِ من زندگی برایت آسان میشد اگر با این حقیقت کنار میآمدی که حرفها باد هوا هستند و نباید رویشان حساب باز کرد.
قولها تنها وعدههای سر خرمناند و امیدها سرابی بیش نیستند.
دنیا را کثافت و دروغ برداشته. این را بپذیر و برای نجات یافتن از این وضع تا میتوانی از آدمها دوری بجوی. آنگاه شاید آرامش درِ خانهات را بزند. البته اگر بتوانی از گذشته جان سالم به در ببری.
1 959
ناگهان متعجب شدم!
زنی که سال پیش بودم، کجاست؟
یا آن که دو سال پیش بودم؟
و در فکر آن زن من اکنون چگونه آدمی هستم؟
• سیلویا پلات
1 959
گفت چشمهایتان چقدر اندوهگین است. انگار سالهاست اشک نریختهاید.
باید به او میگفتم آنجا خانهی تمام اندوهها و رنجهاییست که به من روا داشتهاند و من نه گریستهام نه گلایهای به زبانم آمده است. همه را آنجا جمع کردهام برای روزی که کسی پیدا شود و خودش از چشمانم داستان رنج و اندوهم را بخواند. اما هیچ نگفتم؛ مانند همیشه سکوت کردم. اگر میتواند خودش از چشمهایم تمام ماجرا را بخواند.
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
