uz
Feedback
Saved Messages

Saved Messages

Kanalga Telegram’da o‘tish

دیوانه نپرهیزد؛

Ko'proq ko'rsatish
1 957
Obunachilar
+524 soatlar
+87 kunlar
+2330 kunlar
Postlar arxiv
گفتم: "نگران نباش، زودتر از چیزی که فکر می‌کنی همه چیز درست میشه." ناامیدترین لبخند دنیا را زد؛ او هم مثل من می‌داند هیچ‌وقت هیچ‌چیز قرار نیست درست شود.

تو نمی‌تونی همین‌طوری اینجا بشینی و منتظر باشی دنیای جدید خودش بیاد سراغت. باید بری بیرون و یه بخشی از اون باشی، با وجود تمام اشتباهات گذشته‌ات. • کتاب دزد.

آگاه باش فرزندم! کسی که به عیبهای خویش توجه کند، دیگر به عیب بقیه مردم مشغول نمی‌شود. کسی که لباس تقوا را کنار بگذارد، دیگر با هیچ لباسی نمی‌تواند عیوب خود را بپوشاند. کسی که به تقسیم خدائی راضی شد، دیگر غم از دست رفته‌ها را نخورد. کسی که شمشیر ستم برکشید، خون خود نیز بدان خواهد ریخت. کسی که برای برادرش چاهی حفر کند، خود نیز در آن خواهد افتاد. کسی که اسرار دیگران را فاش سازد، اسرار خانه خودش نیز فاش خواهد شد. کسی که خطای خود را از نادیده بگیرد، خطای دیگران را بزرگ خواهد شمرد. کسی که در کارها بیش از اندازه تلاش کند، خود را به هلاکت می‌اندازد. کسی که بی‌پروا خود را به گرداب امور اندازد، غرق می‌شود. • حسین از زبان حسین.

Jalil Shahnaz - Delbar Beraft.mp34.31 MB

غمگینم و دل‌تنگ.

این‌طور که هربار بهت فکر می‌کنم هم‌زمان لبخند می‌زنم و غمگین می‌شم. و جالبه که هربار دلم دوباره می‌ریزه.

یه هیجان خاصی دارم از این‌که گذشتهٔ منی. این‌طور که هربار بهت فکر می‌کنم هم‌زمان می‌خندم و بغض می‌کنم. و جالبه که هربار دلم دوباره می‌ریزه.

و ما می‌دانیم سینه‌ات تنگ می‌شود از آن‌چه می‌گویند.

سرانجام همه‌ی آن خوش‌بینی‌ها و خیالات شیرین در ذهنت محو می‌شوند و تنها آنچه برایت باقی می‌ماند چهره‌ی زشت و کریه واقعیت است. بدترین قسمت آن، این است که باید خشم و عصبانیت را درونت سرکوب کنی. جایی برای فریاد زدن و خالی کردن خودت پیدا نمی‌کنی. بعد مدتی می‌گذرد حالا آثار همین خشم را نه تنها در خلق و خوی‌ و رفتارت با آدم‌ها، که حتی روی چهره‌ات هم می‌بینی. انگار شکسته و پیرتر شده‌ای.

Taher Ghoreyshi - Be Khatere To.mp311.75 MB

دلم می‌خواد دوباره توو سرمای بهمن، باهم درمورد چرایی خلقت حرف بزنیم و من ندونم به صدات توجه کنم، به حرکت دستت یا به چشمای مشتاقت؟

یکی از شب‌هایی که خوابت نمی‌برد، وقتی که دستش را از روی تنت برمی‌داری و خودت را از آغوشش جدا می‌کنی تا بتوانی از این پهلو به آن پهلو شوی، در تاریکی، میان گرمای شهوت‌انگیز اتاق، می‌شود لحظه‌ای به من فکر ‌کنی یا خیانت در مرامت نیست؟

1|2 - Danny - Ólafur Arnalds (320).mp310.42 MB

می‌دونید چیه؟ وقت حرف زدن نیست. وقت سکوت کردن و رفتنه.

Repost from ۱۹ سالگی
پس از لحظه ای سکوت زیر لب زمزمه کرد که من آدم عجیبی هستم و بدون شک مرا دوست دارد اما شاید روزی به همین دلیل از من متنفر شود. آلبر کامو

کوچکترین ناملایمتی می‌تواند مرا فرسنگ‌ها از آدم‌ها دور کند و باعث شود دوباره به نقطه‌ای امن و دور افتاده‌ پناه ببرم. جایی پشت دیوارهایی بلند و مستحکم که دست هیچ‌کس به من نرسد. و حالا؛ به اندازه‌ای با این دنیا و آدم‌هایش احساس بیگانگی و حتی غربت دارم که ترجیح می‌دهم سکوت کنم، فقط نظاره‌گر باشم و در بطن هیچ ماجرایی نباشم. هیچ ماجرایی.

یکی از شب‌هایی که خوابت نمی‌برد، وقتی که دستش را از روی تنت برمی‌داری و خودت را از آغوشش جدا می‌کنی تا بتوانی از این پهلو به آن پهلو شوی، در تاریکی، میان گرمای شهوت‌انگیز اتاق، می‌شود لحظه‌ای به من فکر ‌کنی یا خیانت در مرامت نیست؟

طبیعت انسان این‌طور ایجاب می‌کند که بعد از شکست، یعنی هرگونه ناملایمتی؛ محتاط‌تر و کم‌خطاتر عمل کند. اما من خطرپذیرتر و بی‌‌پرواتر از قبل ادامه می‌دهم و این نوعی کدورت و کینه از خویشتن است.

باید برایت بنویسم از تمام چیزهایی که قادر به گفتن‌شان نبوده و نیستم. که تنها دست‌آویزم نوشتن است. اما کلمه‌ای برای نوشتن در سرم نیست و شاید روزی این تناقض بزرگ جانم را بگیرد.

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ای غایب از نظر به فدای امامتت❤️