𝐇𝐲𝐩𝐞𝐫𝐟𝐞𝐦𝐢𝐧𝐢𝐧𝐢𝐭𝐲
Kanalga Telegram’da o‘tish
Elizabeth Fraser is my mother, Chester Bennington is my father. I was raised somewhere between a lullaby and a scream. cinema diary: @Cineglimps بعد از سکوت، موسیقی بهترین وسیله برای بیان ناگفتههاست. Talk:http://t.me/BluChtBot?start=61a0a003b1dda3808b41
Ko'proq ko'rsatish308
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+87 kun
+2230 kun
Postlar arxiv
خودافشایی: بغل کردن، آسمون، کانورس، الیزابت فریز، پینک فلوید، لمس کردن، ادکلن، دست زدن به آب، شوگیز، الکترونیک، آملی، بوی قوطی چای، کاغذ کاهی، نور زرد، سینما، خیابون خیس، صدای قطار، پریدن، گیم
جوابا تا الان:
1.مشت زدن تو دیوار
2.هیچی، شاید ریلز دیدن
3.اس ام اس واریزی پول✅
4.برای منم سریالهای کمدی حواسپرتی خوبین معمولاً
آنچه بیش از هر چیز در روابط معاصر به چشم میآید، فقدان عشق نیست؛ فقدان موضع است. انسان امروز بیش از آنکه از صمیمیت بترسد، از مسئولیتِ صمیمیت میترسد. میخواهد دیده شود، اما دیده شدن را تا جایی میپذیرد که مجبور نباشد نسبت به اثر حضورش پاسخگو باشد.
به همین دلیل، شکل تازه ای از خشونت عاطفی پدید آمده است؛ خشونتی که نه با خیانت آغاز میشود، نه با دروغ، بلکه با تعلیق. تعلیق دیگری در وضعیتی که نه امکان ماندن دارد و نه اجازهی رفتن. این، همان منطقهی خاکستری ای است که بسیاری آن را با بلوغ، احتیاط یا پیچیدگی شخصیت اشتباه میگیرند، درحالی که اغلب چیزی جز ناتوانی در تصمیمگیری و پذیرش پیامدهای آن نیست.
تناقض از همینجا آغاز میشود؛ کسانی که بیش از همه از اخلاق، احترام، مراقبت از احساسات دیگران و آسیب نزدن سخن میگویند، گاهی دقیقا همان افرادی اند که در لحظهی ضرورت، بیصدا عقب مینشینند. گویی اخلاق تا زمانی معتبر است که هزینهای نداشته باشد. اما ارزش هر نظام اخلاقی، نه در کلمات، بلکه در لحظهای سنجیده میشود که عمل، بهای سنگینتری از سکوت دارد.
از منظر روانکاوی، این عقبنشینی صرفا یک رفتار نیست؛ نوعی سازوکار دفاعی است. فرد، برای گریز از اضطرابِ انتخاب، اضطراب را به دیگری منتقل میکند. به جای آنکه خود با احساس گناه، فقدان یا تصمیم نهایی رو به رو شود، دیگری را در فضایی از ابهام رها میکند تا او بار روانی رابطه را به دوش بکشد. به این ترتیب، مسئولیت تقسیم نمیشود؛ فقط جا به جا میشود.
شاید به همین دلیل است که بسیاری از روابط امروز با یک اتفاق دردناک به پایان نمیرسند، بلکه با فرسایش تمام میشوند. هیچ جملهی قطعیای وجود ندارد، هیچ پایانی اعلام نمیشود، فقط کیفیت حضور آرام آرام تحلیل میرود تا جایی که غیبت، پیش از آنکه رخ دهد، مدتهاست آغاز شده است.
و شاید مسئلهی اصلی همین باشد؛ انسانی که تکلیفش با خودش روشن نیست، ناگزیر دیگران را نیز به سرزمین بی تکلیفی میکشاند. او نه از روی شرارت، بلکه از ناتوانی، دیگران را معلق نگه میدارد. اما رنج حاصل از این تعلیق، تفاوتی با رنج ناشی از یک زخم آشکار ندارد؛ گاهی حتی عمیقتر است، زیرا ذهن انسان با حقیقت کنار میآید، اما با ابهام، سالها گفتوگو میکند.
اگه بعد از این دیگه فرصتی برای حرف زدن نبود، آخرین چیزی که دلت میخواست بهم بگی چی بود؟ و چه آهنگی رو برام میفرستادی؟
http://t.me/BluChtBot?start=61a0a003b1dda3808b41
Artist: Myrkur
Album: Folkesange
Released: 2020
Genre: Nordic Folk, Medieval Folk
𓍢ִ໋🀦
@hyperfemininity
فکر نمیکنم هیچکس این میزان از احساساتی شدنم رو درک کنه.😭
One day you'll realize your childhood heroes grew older alongside you.
وقتی به دنیا اومدی مادربزرگ برات اوراق قرضه خرید، این کار رو برای همهی نوههاش کرده.
و وقتی شمارهش انتخاب بشه هزاران پوند میبری.
یعنی حالا هزاران پوند بردهم؟
به کاغذ نگاه کرد. "نه بیستو پنج پوند بردی."
خیلی غم انگیز بود که هزاران پوند نبرده بودم(میدانستم میخواهم با آن چه بخرم.)
جایی میخریدم تا بروم و در آنجا تنها باشم، مثل خفاش های توی غار. جایی که ورودی مخفی داشته باشد، اما خوشحال بودم که صاحب ثروتی شده بودم که فراتر از تصور قبلیام بود. بیست و پنج پوند.
با یک پنی میتوانستم چهار پرچم سیاه دزدان دریایی یا یک شیرینی میوه ای بخرم.
مادر رویاهایم را در هم شکست و گفت:
میگذارمش به حساب بانکیت.
حالا دیگر هیچ شیرینی ای نداشتم. اما باز پولدار شده بودم.
نمی دانستم میخواهم کجا بروم، فقط نمیخواستم دیگر آنجا بمانم.
لتی همپستاک پای مسیر زیر درختهای شاه بلوط ایستاده بود. طوری نگاه میکرد انگار صد سال انتظار کشیده بود و میتوانست صد سال دیگر هم منتظر بماند. پیراهن سفیدی به تن داشت، اما نوری که از میان برگهای تازه و بهاری شاه بلوط میتابید لکه های سبزی بر آن میانداخت.
اقیانوس انتهای جاده
نیل گیمن
Artist: Klergy
Released: 2019
Genre: Cinematic Alternative Pop, Epic Cinematic
If you close your eyes and you pick a side, will you follow blindly into the darkness?
@hyperfemininity
