𝐇𝐲𝐩𝐞𝐫𝐟𝐞𝐦𝐢𝐧𝐢𝐧𝐢𝐭𝐲
Kanalga Telegram’da o‘tish
231
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-17 kunlar
+1230 kunlar
Postlar arxiv
تو Porcupine Tree همیشه درام خیلی مهمه، مخصوصا وقتی پای Gavin Harrison وسطه. مثلا اگه دو تا ترک “Mother and Child Divided” و “Half-Light” رو کنار هم بذاریم، دقیقا میشه دو روی متفاوت از تکنیکش رو دید.
تو Mother and Child Divided که یه ترک اینسترومنتاله، درام یکی از عناصر اصلیه. ریتم ها سنگین و پلیریتمیکن، پر از ضربهای شکسته که یه حس متالوار و مکانیکی به آهنگ میدن. کیک درام مثل ضربان میکوبه و فیلها خیلی کوتاه و حسابشدهان. چیزی که جذابه اینه که آهنگ شلوغ نمیشه؛ هر ضربش طراحیشدهست، انگار ریاضی پشتشه، اما شنونده عادی فقط یه ریتم پرقدرت میشنوه.
در مقابلش، Half-Light کاملا برعکسه. یه قطعه آروم و فضاساز که درام توش نقش خیلی ظریف و مینیمالیستی داره. ضربهها نرم و کنترلشدهان، گاهی حتی با ghost noteهای خیلی ریز روی اسنیر. اینجا تکنیک بهجای سرعت و قدرت، توی سکوتها و شدت خیلی ملایم ضربات دیده میشه. برای من این دوتا ترک نشون میدن که تکنیک واقعی فقط توی پیچیدگی یا سرعت نیست؛ گاهی توی ظرافت و کنترل هم میشه همونقدر خفن هستن.
پلیریتمیک (Polyrhythmic): وقتی دو یا چند ریتم متفاوت بهصورت همزمان اجرا میشن. مثلا درام 3 ضربی بزنه و گیتار 4 ضربی. امضای زمانی (Time Signature): ساختار ریتم آهنگ. مثلاا 4/4 همون ریتم معمولی چهارضربی، ولی پراگرسیوها مدام اینو عوض میکنن. کیک درام (Kick Drum): همون پدال پای درام که صدای بم میده، مثل ضربان قلب آهنگ. فیل (Fill): پاساژهای کوتاه و متفاوتی که درامر بین ریتم اصلی میزنه تا تنوع و هیجان بده. دینامیک (Dynamics): کنترل شدت و ضعف صدا؛ یعنی درامر آگاهانه گاهی خیلی آروم بزنه و گاهی محکم، برای ایجاد حس. گوست نوت ( Ghost note): ضربههای خیلی ریز و آروم روی اسنیر که معمولا به سختی شنیده میشن، ولی به موسیقی عمق میدن.
راستش رو بخواید، بارها برام پیش اومده که بعضیها فقط به خاطر اینکه سکس برای من تابوی بزرگی نیست، خیلی سریع این برداشت رو پیدا میکنن که من قراره اغواشون کنم یا باهاشون لاس بزنم.
خیلی مردد بودم که اینو بنویسم، ولی حس کردم لازمه شفاف باشم. چون اگر جایی سوءتفاهمی پیش اومده باشه، حداقل برطرف بشه؛ و اگر بعدها با چنین ذهنیتی دوباره روبهرو شدید، شاید بشه گفتگویی سالمتر و ارتباطی روشنتر داشت.
بعضیها حتی این تصور رو دارن که من مدام درگیر این موضوعاتم، یا وقتی میگم فیلمهای اروتیک برام پر از رمز و راز هستن، گمان میکنن تنها چیزی که جذبم میکنه جنبهی اروتیکشه. در حالیکه برای من خیلی فراتر از اینه. تجربهی دیدن چنین فیلمهایی بیشتر مثل کشف یه جهان پیچیدهست، جهانی که پر از لایههای روانشناختی، نمادها و بازیهای ذهنیه.
شاید چون رشته و علاقهی من روانشناسیه، دنبال اینم که بدون قضاوت یا سانسور، موضوعات انسانی رو از زوایای مختلف نگاه کنم. برای همین هم برام مهمه که دربارهی چیزی حرف بزنم، بیاینکه حتما معنای جنسی مستقیم بهش نسبت داده بشه.
در واقع اگر چیزی برام جذابه، بیشتر به خاطر اینه که آدمها و ذهنهاشون برام رمزآلود و پر از کشفه، نه اینکه صرفا دنبال تحریک یا اغوا باشم.
وقتی داشتم متن رو پست میکردم یک لحظه نخواستم از اسپویلر استفاده کنم :))
اما خب شاید بعضی ها با خوندنش اذیت بشن.
تو این سکانس، ورونیکا شروع میکنه به اعتراف یا بهتر بگم، افشا کردن چیزی که جامعه بهش برچسب «جنده بودن» میزنه. ولی چیزی که برام مهمه اینه که فیلم این برچسب رو نه برای تحقیر، بلکه برای به چالش کشیدن ما نشون میده. همونجا مرز بین صمیمیت و ابتذال، بین صداقت و خودتخریبی داره جابهجا میشه.
حس میکنم فیلم میخواد بگه ما آدمها وقتی دربارهی عشق و سکس حرف میزنیم، هنوز با زبان کلیشهها و قضاوتها گیر کردیم. همونطور که ورونیکا حرف میزنه، انگار داره در برابر نگاه داورانهی دیگری خودش رو له میکنه.
برای من، این صحنه بیشتر از اینکه دربارهی «هرزگی» باشه، دربارهی شکنندگی زنانه است. دربارهی اینکه چقدر سخته توی یه رابطه بتونی هم میل، هم اخلاق، هم آزادی و هم تعهد رو با هم نگه داری. و شاید به همین خاطره که فیلم هنوز زندهست؛ چون بیرحمانه ما رو میذاره جلوی آینهی خودمون.
در آن صحنه، ورونیکا بیش از آنکه اعتراف کند، خودش را لختِ لخت در برابر قضاوت دیگری میگذارد. او به زبان جامعه، به زبان همان برچسبهایی که بر تن زن میچسبانند، از خویش سخن میگوید: «جنده بودن». اما این واژه در دهان او بیش از توهین، زخم است؛ زخمی که با هر تکرار عمیقتر میشود.
این لحظه، عصیان نیست؛ نوعی فروپاشیست. فروپاشی زنی که میان عشق و میل، میان آزادی و قضاوت، میان بدن و روح، مدام در رفتوآمد است. انگار ورونیکا به شکلی دردناک میخواهد بگوید زن در این جهان همیشه هم «مادر» است و هم «روسپی»، و هیچگاه مجال آن را ندارد که فقط یک انسان ساده باشد.
Artist: Sixpence None the Reicher
Album: This Beautiful Mess
Released: 1995
Genre: Indie, Alternative Rock
@hyperfemininity
Carry me home I don’t wanna talk about the things to come just put your hands up in the air and turn the radio on.من توی Honeymoon جاودانه شدم. @hyperfemininity
When I was 15 or 16, one summer smelled like banana wafers. Evenings were just me, a wafer, and Lana. I always wished there was a perfume with that scent. Today, that memory hit me out of nowhere.
Artist: M83
Album: Oblivion
Released: 2013
Genre: Cinematic Synth-Pop, Electronic
@hyperfemininity
سلام دوستان
یه چنل جدید زدم فقط واسه شاتهای سینما.
اونجا قراره بیشتر روی قابها، صحنههای خاص و چیزایی که حال میده زوم کنیم.
اگه حال و هوای سینما رو دوست دارین بیاین اونجا، جاتون خالیه.
Artist: Conjure One
Album: Conjure One
Released: 2002
Genre: Ambient Pop, Downtempo
@hyperfemininity
Alfred Hitchcock about Princess Grace: "She'll be different in every movie she makes. Not because of makeup or clothes but because she plays a character from the inside out. There's no one like her in Hollywood."
High Society 1956 - Dir. Charles Walters
Artist: Black Label Society
Album: Stronger Than Death
Released: 2000
Genre: Heavy Metal
@hyperfemininity
Here’s to life, with all its tears and smiles.Artist: Shirley Horn Album: Here's To Life Released: 1992 Genre: Jazz ✎ 𓇻 @hyperfemininity
فصلای دیگه فعلا رفتن مرخصی. تنها چیزی که فعلا داریم پاییزه؛ با همه برگاش، غروباش و آهنگای غمگینش.
Enjoy the vibe🧣☕️
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
