𝐇𝐲𝐩𝐞𝐫𝐟𝐞𝐦𝐢𝐧𝐢𝐧𝐢𝐭𝐲
الذهاب إلى القناة على Telegram
Elizabeth Fraser is my mother, Chester Bennington is my father. I was raised somewhere between a lullaby and a scream. cinema diary: @Cineglimps بعد از سکوت، موسیقی بهترین وسیله برای بیان ناگفتههاست. Talk:http://t.me/BluChtBot?start=61a0a003b1dda3808b41
إظهار المزيد308
المشتركون
+324 ساعات
+87 أيام
+2130 أيام
أرشيف المشاركات
Artist: Jinjer
Album: Wallflowers
Released: 2021
Genre: Groove Metal, Djent, Progressive Metal
Your castle is your fortress
Where you can lick your wounds
You are people avoiding people
And fall in love with solitude
They won't find me in my shell
The chances go to zero
I'm a guest in my own skin
I take it off and be myself
The outside is hostile
And the waves hit me hard
So I climb into my shell
To lick my wounds again.
@hyperfemininity
امروز صبح که بیدار شدم به مدادی که کنارم بود نگاه کردم، مدتیه با مداد مینویسم.
عاشق صداشم.
بعد یادم اومد وقتی کوچیکتر بودم پک مداد آکسفورد رو گرفتم و عاشق جعبهش بودم، فکر کنم چندسال پیش دور انداختمش.
که البته خاک تو سرم.
بعد یادم اومد با همون مداد قلم نوری درست کرده بودم برای طراحی کردن توی آیپدم.
حتی دنبال اون هم گشتم نبود.
بعد یه دفتری رو پیدا کردم که توش فقط 10 صفحه اسم خواننده ها و آهنگ های مورد علاقهم رو نوشته بودم، برای این نوشته بودم که وقتی مدرسه ها بار میشد مامان و بابام آیپدم رو ازم می گرفتن، یادداشت کرده بودم که بتونم با کامپیوتر داداشم بهشون گوش بدم.
بعد چند صفحه بعد تر از اون یه لیست از شماره ها و آیدی های دوستام پیدا کردم، برمیگرده به 2017 تا 2019، با ذوق بلند شدم و شروع کردم تک تک شمارهشونو بزنم ببینم کدوم تلگرام دارن.
هیچکدوم نداشتن.
شما حساب کنید ببینید چقدر احساسات مختلفی رو تجربه کردم و انگار همون اول صبح یه فیلم کوتاه دیدم.
+3
You look like Clara Bow in this light
Remarkable
All your life, did you know
You'd be picked like a rose.
بچه ها عمو پورنگ یه آهنگی داشت توش صدای گربه داشت
اسمشو اگه میدونید بهم بگید😭😭😭واقعا دنبالشم
Artist: Cocteau Twins
Album: Four-Calendar Café
Released: 1993
Genre: Shoegaze, Ethereal Wave, Dream Pop
@hyperfemininity
میدونم دیگه وسایلی که دارم رو نمیتونم بخرم میدونم حتی وقتی خراب میشن نمیتونم تعمیرشون کنم، مثل همین الان.
میدونم بعدا ممکنه خودم رو هم از دست بدم.
هر روز صبح که بیدار میشم میگم خب، امروز قراره چه چیزی رو از دست بدی؟
بعد میگن ناشکری نکن، همینی که یه چیزی گیرت میاد بخوری خوبه.
من همیشه به کیفیت وسایلی که استفاده میکنم اهمیت میدم، خیلی سخته تو این مملکت بی صاحب به کمترین ها قانع بشم:))
روان درست و حسابی که نداریم، حتی نمیتونیم با کوچکترین ها خوش باشیم.
it's all she wants when she glides into the night
but all she needs is to open up her eyes.
Artist: Saybia
Album: The Second You Sleep
Released: 2002
Genre: Alternative Rock
Empty stairs in a worn out house
That's where she stays where she hides out
locked up safe she explores her pain
until she leaves to explore the night.
@hyperfemininity
بعضی وقت ها حس میکنم وسط یه عالمه مار سمی گیر افتادم. نه میتونم ازشون دور بشم، نه جایی هست که بشه بدون ترس نشست و نفس کشید. بدترش اینه که خیلی وقت ها حتی لازم نیست نیش بزنن؛ همین که دور و برت باشن و ندونی از کدوم طرف قراره چیزی بهت آسیب بزنه، خودش آدم رو خسته میکنه.
من از جهان چیز زیادی نمیخواستم. شاید فقط یک جای امن. یک نفر که لازم نباشه برای فهمیده شدن، خودم رو تا آخرین جزئیات توضیح بدم. کسی که وقتی میگه میشناسمت، واقعا چیزی از من شناخته باشه، نه فقط تصویری که سال ها از دور برای خودش ساخته.
گاهی فکر میکنم غم انگیزترین شکل تنهایی این نیست که آدم تنها باشه؛ اینه که بین آدم ها زندگی کنه و هیچکدوم واقعا به خودش نرسن. همه نقششون رو بلدن. پدر بودن، مادر بودن، دوست بودن، آدم دلسوز بودن. ولی کمتر کسی حاضر میشه یک لحظه نقش خودش رو زمین بذاره و بپرسه: تو واقعا چی بهت گذشته؟
و من وسط این همه نقش، خودم موندم.
با یک عالمه فکر که نمیدونم کجا باید بذارمشون. با ترس هایی که نمیتونم برای هر کسی تعریف کنم. با رویاهایی که شاید از بیرون مسخره یا دور به نظر برسن، ولی برای من تنها چیزهایی هستن که هنوز باعث میشن به فردا فکر کنم.
عجیبه که آدم میتونه این همه جوون باشه و اینهمه خسته.
هنوز کلی چیز هست که ندیدم، آدم هایی که نشناختم، جاهایی که نرفتم، کتاب هایی که نخوندم، آهنگ هایی که هنوز نشنیدم. هنوز زندگی ای هست که شاید یک روز واقعا شبیه چیزی بشه که توی ذهنم ساختم. ولی بعضی روزا اینقدر از همین زندگی ای که الان دارم خسته میشم که یادم میره شاید این فقط یک بخش از زندگی باشه، نه همهش.
شاید آدم برای زنده موندن همیشه به امیدهای بزرگ احتیاج نداره. گاهی فقط باید یک چیز کوچیک داشته باشه که هنوز دلش بخواد بهش برسه.
خیلی دردناکه که باید تمام این راه رو تنهایی برم.
زمستان
سلامت را نمیخواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است
کسی سربرنیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دید نتواند
که ره تاریک و لغزان است
وگر دست محبت سوی کس یازی،
به اکراه آورد دست از بغل بیرون
که سرما سخت سوزان است
نفس کز گرمگاه سینه می آید برون، ابری شود تاریک
چو دیوار ایستد در پیش چشمانت
نفی کاینست، پس دیگر چه داری چشم
ز چشم دوستان دور یا نزدیک؟
مسیحای جوانمرد من ای پیر پیرهن چرکین
هوا بس ناجوانمردانه سرد است….آی…..
دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوی، در بگشای
منم من میهمان هر شبت، لولی وش مغموم
منم من سنگ تیپا خورده ی رنجور
منم دشنام پست آفرینش، نغمه ناجور
نه از رومم، نه از زنگم، همان بی رنگ بی رنگم
بیا بگشای در، بگشای دلتنگم
حریفا! میزبانا! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج میلرزد
تگرگی نیست، مرگی نیست
صدایی گر شنیدی، صحبت سرما و دندان ست
من امشب آمدستم وام بگذارم
حسابت را کنار جام بگذارم
چه می گویی که بیگه شد، سحرشد، بامدادآمد
فریبت میدهد، بر آسمان این سرخی بعداز سحرگه نیست
حریفا! گوش سرما برده است این، یادگارسیلی سرد زمستان ست
و قندیل سپهر تنگ میدان، مرده یا زنده
به تابوتِ ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود، پنهانست
حریفا! رو چراغ باده را بفروز، شب با روز یکسان است
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
هوا دلگیر، درها بسته ،سرها درگریبان، دستها پنهان
نفسها ابر، دلها خسته و غمگین،
درختان اسکلتهای بلور آجین،
زمین دلمرده، سقف آسمان کوتاه،
غبار آلوده مهر و ماه،
زمستانست
مهدی اخوان ثالث
